ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

109

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

پيچيده شده بر سر مىگذارند و روى شلوار و جوراب خود شلوار ديگر از پارچه‌اى به رنگ قرمز تند مىپوشند . يك كليجه و يك جبه از همان پارچه لباس مقرر و پيش‌بينى شده را تكميل مىكند كه به آن شال و كلاه مىگويند و پس از اتمام شرفيابى باز آن را بيرون مىآورند . شاه نيم اروپائى و نيم ايرانى لباس مىپوشد و لباس عادى او هم خيلى با لباس رسمى كه در اعياد به برمىكند تفاوت دارد . بعدها به هنگامى كه سخن از مراسم سلام در ميان است به تفصيل از لباس رسمى سخن خواهيم گفت . به‌طور عادى وى نيز مانند ساير ايرانيان كلاهى بر سر مىگذارد كه قدرى كج قرار گرفته است . پيراهنى دارد با برش اروپائى ، دستمال گردن ، يك ارخالق از شال و روى آن قبائى با يقهء ايستادهء برنگردانده از زرى ابريشمين فرانسوى با تكمه‌هائى از برليان كه با كمربندى پهن و طلائى نگاهداشته شده و قلاب آن كه هر روز عوض مىشود با نگينهاى برليان ، ياقوت ، زمرد ، ياقوت كمرنگ و غيره به درشتى چشمگيرى مرصع شده است و يك خنجر چركسى در آن فرو - رفته . غلاف اين خنجر از مخمل قرمزى است كه در بعضى از مواضع و نوك آن جواهر تعبيه كرده‌اند . دستهء آن تماما از الماس است . جبهء شاه‌پوستى است كه با لطيف‌ترين شال و پوست پشت سنجاب آستر شده و آستينهاى كوتاهى دارد كه فقط تا آرنج را مىپوشاند ؛ جبه چند بار در روز عوض مىشود تا جامهء شاه با اوقات روز متناسب باشد . شلوار كه از پارچه و گلابتون است نيز به رسم اروپائى بريده شده ، اما در پائين با نوارهائى به جوراب محكم گرديده است . آستر كفش از پارچهء قرمز است و فقط به هنگام بيرون رفتن از اتاق پوشيده مىشود . هر روز يك پيراهن تازه و نو و يك دستمال به حضور شاه آورده مىشود . دستمال را يكى از فراش خلوتها نگاه مىدارد تا به هنگام صرف غذا آن را به عنوان دستمال سفره تقديم دارد . لباسهائى كه شاه از تن بيرون مىآورد ديگر متعلق به خدمهء دربار است . پس از سپرى شدن چند روز كلاه و كفش نيز عوض مىشود و كم اتفاق نمىافتد كه اشياى مستعمل به عنوان چيز - هاى غير لازم ناپديد شود ، درحالىكه هنوز كسى جاى آنها را در خزينه پر نكرده باشد و اين خود گاه باعث پيش‌آمدهائى مضحك مىشود . سواى كمربندهاى گرانبها ، شاه در ايام عادى از زر و زيور فقط ساعتى را كه زنجير سادهء طلا دارد و يك انگشترى فيروزه كه به رنگ زيباى آسمان است با خود برمىدارد . تمام لباسهاى ايرانيها بايد گشاد و راحت باشد . آستين بايد چنان باشد كه بتوان آن را براى وضو به سهولت بالا زد ؛ آستين به موازات مچ كه مىرسد تنگ و باريك مىشود و به برگردانهائى سردست مانند از جنس شال لطيف پايان مىيابد . پيراهن در زير بغل و محل خميدگى دست چاك دارد و اين براى تسهيل حركت مفاصل است و ديگر اينكه عرق آزادانه به خارج جريان يابد و از طرف ديگر از آن جهت كه از پاره شدن و استهلاك پيراهن جلوگيرى به عمل آيد . تقريبا همهء انواع لباسها در حاشيه به باريكه‌هاى شال ختم مىشود و از آن گذشته بسيارى از لباسها با نوارهاى گرانقيمت شال حاشيه‌دوزى شده است جيب فقط در پيراهن تعبيه مىشود و بس ؛ اما اين جيب ديگر از تهيگاه