ميرزا حاجى بابا محمد تقى شيرازى

55

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى )

بدن مىشود ؛ بلكه از امتلاءات معدى و رودىّ و خوردن اغذيهء غليظهء مسدّده عارض مىشود . از عوارضى كه بر سده‌ها مترتب مىشود ، اورام گوناگون اعضاى ظاهره و باطنه است كه در اثر فرو رفتن فضول محتسبهء پشت سدّه در منافذ عضو و در نتيجه ازدياد حجم آن ايجاد مىشود : اگر ورم در اعضاى ظاهره باشد ، قابل روئيت است و علامتى نمىخواهد و با ادراك بينايى و لمسى ، اقسامش هم معلوم مىشود كه مادهء نفوذ كرده ، خون است يا صفراء يا بلغم يا سودا يا رياح « 1 » غليظه يا رطوبت يا آب است ؛ مانند استسقاء زقى و قيلة الماء كه آبى در آن فضا جمع شده است . « 2 » اگر ورم در اعضاى باطنه باشد و ماده‌اش رياح و آب نباشد ، علامتش درد آن موضع است و اگر در عضوى بدون حس « 3 » باشد ، علامتش تمدد يا سوزش يا احساس ثقل در آن موضع است . و اگر موضعش داراى عصب و حس يا خود عصب باشد ، علامتش زيادتى درد و تمدد و پريشانى حواس است . و اگر در احشاء باشد ، علامتش انتفاخ شكم و قراقر زياد و سوء استمراء - يعنى بدهضمى - مىباشد . و اگر ورم در اعضاى باطنى به حد انفجار « 4 » رسيده باشد ،

--> ( 1 ) . علامت اينكه ورمى در ظاهر بدن ، ريحيه است ، تهبّج است ؛ يعنى در هنگام فشردن ، موضعش فرو نمىماند . و موضع ورم ، سبك است و معمولا در اعضاى سخيفه چون پلك چشم پديد مىآيد . ( 2 ) . اين اجتماع آب و رطوبات در فضاها را نمىتوان ورم اصطلاحى ناميد ؛ ولى بر حسب ظاهر ، برآمده و هويدا مانند ورم هستند . ( 3 ) . برخى اعضاى باطنى هستند كه حسى نيستند مانند كليه‌ها و يا كبد كه در اين‌ها چون اخلاط تيز و گزنده زياد است ، اگر حس‌دار بودند ، موجب آزار انسان بودند و حكمت خدا تعلق گرفته كه حس در آن‌ها نباشد تا تشويش خاطر نيافرينند . و البته هريك داراى غشايى هستند كه حس دارد تا در صورت وجود ورمى و يا مرضى در آن‌ها متورم شوند و بر حجم آن‌ها افزوده شود و غشاء از درد آن‌ها به درد آيد و بيمار به وجود مرض پى برد و در پى چاره برآيد . م . ( 4 ) . علامت انفجار اين است كه در قرب انفجار ، عوارض ورم ، شدت به هم مىرسانند و -