ميرزا حاجى بابا محمد تقى شيرازى

50

شرح و نگارش نو و روان از تسهيل العلاج و رساله حافظ الصحة ( فارسى )

حرارت و رطوبت است . و در صورت سفتى گوشت‌ها ، دليل حرارت و رطوبت كمتر است . اگر پى زياد باشد ، دليل برودت و يبوست است و اگر چربى زياد باشد ، دليل برودت و رطوبت است . سوّم : گونهء موها . كثرت ، سياهى و پيچيدگى موها كه از وفور بخار دخانى است ، علامت حرارت و يبوست است ؛ كمى و زردى و ساير الوان و نرمى و راستى موها ، دليل كمى بخار دخانى و برودت مزاج است ؛ چنان كه در پيران كه مزاجشان سرد و خشك است ، مويشان سفيد مىشود . چهارم : رنگ بدن . سفيدى رنگ ، خصوصا اگر بدون سرخى باشد ، دليل غلبهء برودت و اگر با قرمزى باشد ، دليل اعتدال است . و زردى ، دليل غلبهء صفرا و تيرگى ، دليل غلبهء سوداويت و سربيّت ، دليل غلبهء بلغميت است . نكته : استدلال از اين رنگها ، تنها در اقاليم نسبتا معتدله ، يعنى اقليم دوم تا ششم ، مفيد است ؛ چرا كه در اقليم اول كه حوالى خط استوا تا تحت مدار انقلاب شتوى - كه مدار جدى باشد - است ، همگى تيره‌رنگ هستند و رنگشان تا حدود سياهى زغال هم مىرسد و همچنين ساكنان اقليم هفتم كه تا حدود قطب شمال است ، همگى از گچ هم سفيدتر هستند ؛ بنابراين شكى نيست كه سكّان بيابان‌هاى سودان ، امزجهء محترقه [ يعنى با غلبهء سوداى محترقه ] و سكان اقليم هفتم ، امزجهء فجّه [ يعنى با غلبهء بلغم خام ] دارند و ديگر ابهامى و تنوعى در مزاج آن‌ها نيست كه نياز به علامت رنگ شود . پنجم : هيأت اعضاء . پهنى سينه و بزرگى دست و پاها و كلفتى و بزرگى رگ‌ها و نبض عظيم و نبض قوى و بزرگى ماهيچه‌ها و مفاصل و قوت حركت آنها ، دليل حرارت است . و برخلافش ، تنگى سينه و ريز بودن رگ‌ها و غيره ، دليل برودت است . ششم : ميزان انفعال اعضاء . اگر ميزان قبول كيفيات توسط اعضاء زياد باشد ، مثلا بدون اسباب گرمى - از تابش آفتاب و آتش يا حركات تند و سنگين -