حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

94

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

سيجى فى باب العين المهملة ان شاء اللّه تعالى و اطلاق الثانى مجازى فتامل فصل سوم در حاء مهمله با دال مهمله و فيه مرض واحد حدبه بضم اول و سكون ثانى و فتح موحده و هاء موقوفه عبارت از زوال فقره از فقرات پشت‌ست و نظرا الى جهة الزوال و گاهى باعتبار سبب موجب باسم خاص مخصوص گردد و آن را كه بسوى قدام بود حدبة المقدم و تقصع نامند و اين اگر بمشاركت كه استخوان مينه بود به قعس مسمى گردد و آن را كه بسوى خلف بود حدبة المؤخر و حدبه على الاطلاق بىآنكه بقيدى مقيد سازند خوانند و حدبه حقيقى همين‌ست و آنچه در وى زوال فقره به يمين و يسار باشد التوا نام دارد و سبب زوال اگر رياح ممدده باشد به رياح الافرسه موسوم گردانند و التواء و تقصع در باب الف و فوقانى مذكور شدند و قعس و رياح الافرسه در باب قاف و راء مهمله ان شاء الله تعالى بيايد هذا و مرض مذكور از ورم گرم كه متصل فقار افتد و باد غليظ كه زير آنها محتبس شود و رطوبت ثانى كه در جرم رباطات آنها نفوذ نمايد و رطوبت غليظه كه در نخاع درآيد و رباطات فقار را متشنج گرداند و ضربه و سقطه بحصول انجامد و اسباب ما تقدم و علامات تشنج و امارات مواد مذكوره چون حمرت و موضع عدم ثقل و سردى ملمس و غير ذلك بر آن گواهى دهد فصل چهارم در حاء مهمله با راء مهمله مشتمل بر دو مرض حرصه بحا و راء و صاد و كلها مهملات و هاء موقوفه بر وزن حمره خارصه است و ذكرنا انفا فى فصل الالف من هذا الباب و اللغت ؟ ؟ ؟ ينبئ عن وجه تسمية هذا المرض بذلك الاسم و بالحارصه ايضا فتفحص حرقة المعدة و البول و اللسان بايد دانست كه حرقت بضم حاء و سكون راء مهملتين و فتح قاف و سكون فوقانى بمعنى سوزش و التهاب‌ست و حرقة المعده گاهى بسبب احتقان رطوبت خام اندر فم معده و تخمص وى بحرارت قاصرهء آن و گاهى بواسطهء تناول اغذيه غليظه چون نان فطير و فواكه خام دست دهد چه اغذيهء موصوفه بسبب غلظت خود و ضعف معده بسرعت منحدر نشوند بلكه بر سر معده طافى مانند و از حرارت ضعيفه بر آن حرارت پذيرفته بحرقت و سوزش وى پردازند و بسا باشد كه بقى برايند و بالجمله تناول اشياء رطوبت افزا و بسيار غليظ بر آن گواهى دهد و هنگام گرسنگى بنا بر قوت حرارت معده خفته در ان پديد آيد و باشد كه خلط لذاع سوداوى شديد الحموضت كثير المقدار از طحال بمعده گرايد و توليد حرقت در ان نمايد و عند الشبع و اكل اشياء مدهنه بنا بر اختلاط طعام با خلط موجب تسكين يابد و در حين خلو معده بسبب كثرت انصباب سوداء و عدم انكسار حدت خلط باختلاط طعام باشتداد گرايد و حرقة البول مرة بنا بر قرحه مجرى قضيب و اخرى از جهت جرب گرده يا مثانه و قرحه اينان صورت پذيرد چه ظاهرست