حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
92
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
بكاد و فرس و امثال آن تشبيه مىدهند و ايضا بايد دانست كه اطلاق جوع بر وى نظر بر افتقار اعضاست و الا تا در فم معده طلب پديد نيايد فى الحقيقت جوع نباشد و نيز بعيد نيست كه تسميه مرض مذكور بجوع بنا بر تحقيق ضد اين در ان باشد مصرعه برعكس نهند نام زنگى كافور . بالجمله حدوث اين مرض بسه صورت متصور مىشود يكى آنكه سوء مزاج بارد بر فم معده استيلاء يابد به آئينى كه قوت حساسه و جاذبه آن را زائل سازد و رفتهرفته بجميع اجزاء معده سرايت كند پس معده بامتصاص عروق و لذع سودا مشعر و متنبه نگردد و ازدراد يك لقمه انسان را ممكن نبود و شهوت طعام يوما فيوما كم گشتن و هزال بدن افزون شدن و ضعف و قوت و سقوط آن و عند استيلاء برودت و قوت حرارت و انتهاز علت احساس برودت بحس بر فم معده انسان بر ان گواهى دهد و كل ذلك صريح عنى عن البيان و تقدم جوع الكلب و سفر در سرماء شديد البرد به نوعى كه سرمازده گردند خاصه اگر قبل ازين گرسنگى كشيده يا تقليل غذا ورزيده باشند نيز از امارات اين مرضست چه ظاهرست كه بر فم معده اگر بافراط نباشد جوع كلبى آرد و اگر مفرط بود جوع بقرى از ان دست دهد و كذلك رسيدن سرماء شديد بر معده كه حرارت غريزى آن بنا بر فقدان غذا به تحليل رفته باشد بنا بر تكثيف معده بتوليد علت مزبوره خواهد پرداخت دوم آنكه خلط غليظ لزج بر فم معده آيد و طبيعت بدفع آن پردازد و از آن رو از جذب متنفر گردد و اعراض كند و معده بواسطه حيلوله ماده از لذع و امتصاص متنبه نشود سوم آنكه مادهء رقيق بلغم مائى باشد يا صفرا در جرم فم معده نفوذ نمايد و در الياف آن منتشر گشته مزاجش را تباه سازد پس بر سبيل استرخاء جاذبهء معده ضعيف اشتهاء طعام باطل گردد و قسمين موسومين بامارات خلطين موصوفين يار باشد و على ما يخفى خالى از تهوع و غشيان نيز نباشند انتباه مرض مذكور بهر صورت كه باشد غشى از لوازم ويست اما در سبب حدوث آن اختلافست فاضل الاطباء جالينوس در صناعت صغير نوشته غشى كه در بوليموس بهم رسد بنا بر انطفاء حرارت غريزى بسبب فقدان غذا و نقصان رطوبت از جهة تحللست كه موجب آن حرارت جوع باشد كه در اين علت به بدن عليل لاحق گردد و بعضى اشتغال قلب بحرارت جوع در اين مرض محدث غشى دانستهاند لكن حدوث آن در آخر علت مؤيد اولست هذا خلاصة ما فى شرح الاسباب و اللّه اعلم بالصواب جوع المعشى كه به جوع الغشى نيز اشتهار دارد صاحب اسباب و علامات ويرا از انواع بوليموس شمرده و شيخ الرئيس براى آن بابى علىحده وضع نموده و بالجمله وى آنست كه انسان بر گرسنگى صبر نتوان كرد و چون بر وقت سبوى غذا نرسد بيهوش افتد لهذا بدين اسم موسوم شده و حدوث وى از ضعف شديد فم معده با وصف