حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
89
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
سخن گفتن و جواب دادن به آن توان كرد و مجمود اصلا متنبه نشود و مطلقا قادر بر تكلم نبود و ايضا حدوث سبات تدريجى باشد و تقدم نوم ثقيل در ان لازم بخلاف جمود كه بغتة افتد و خواب مذكور را در ان دخلى نبود و ايضا صاحب سبات پيوسته منغمض العين و لين النبض باشد و ذو جمود در اكثر امر مفتوح العين و اصلب النبض هذا و ليسرغس در همه حال با تپ نرم يار باشد و بطلان حركات صاحبش هيچگاه بالكليه نباشد و اصلا ويرا مشابهت به ميت هم نرسد و جمود عارى از حمى بود و مجمود را تحريك اجفان و تطبيق آن ممكن نبود و بسا باشد كه به بطلان حركات راسا على ما مضى من غير مرة انجامد و نيز بايد دانست جمودى كه عاقبت وى محمود بود در اندك زمان و اسرع آوان منقضى شود خاصه اگر استعمال تدبير جيد اتفاق افتد و در معالجهء اصلا خطا نرود چه در وى فقط بطن مؤخر ماؤف باشد و بطنين مقدمتين بسلامت پس قوى دماغ بر دفع مادهء موجبه بنا بر سلامتى اكثر دماغ قدرت يابند و مندفع سازند و در اندك فرصت فرصت بعليل رو نمايد بلكه صحت تمام دبرء تمام بىآنكه به مرض ديگر منتقل گردد بحصول انجامد و كيفيت حدوث اين مرض آنست كه بسببى از اسباب خلط غليظ سوداوى رو بدماغ آرد و از آنكه بطن مؤخر نسبت به بطنين آخرين ابرد و ايبس مخلوق گشته بطنين مذكورين بنا بر تضاد مزاج خلط مسطوره را مندفع به بطن مؤخر سازند و وى از جهت تناسب و تشاكل بدان اقبال نمايد پس در بطن موصوف از خلط موسوم سده تام بمنصه ظهور رسد و نفوذ روح در اعصابى كه از ان نابت گشته و كذلك در اعصاب نخاعى در حين امتناع افتد لهذا در ان تشنج و التوا و حركات مضطربه و امثال آن هرچه از لوازم صرع و سده ناقصهست نباشد بلكه بطلان حواس و فقدان حركات على ما مر مرة بعد اخرى دست دهد فائده از آنكه موضع وقوع اين علت اشرف اقسام دماغ و افضل بطون آنست بادنى سبب چون حرارت و برودت كه از حد اعتدال مجاوز باشد متاذى گردد لهذا عروض اين علت بغتة صورت پذيرد و اشرفيت بطن مؤخر ظاهرست چه حفظ و ارسال قوت حس لمس و معظم حركات اراديه و ترهبة نخاع و اعصاب كه از افعال سائر بطون اشرف و افضلست حضرت جل و على ابوى وديعت فرموده و ايضا فكر كه عبارت از ترتيب امور معلومه براى تحصيل امر مجهولست بىحفظ و ثبات صورتپذير نيست و كذلك تخيل بىحفظ به تخيل صبيان و مجانين مشابه باشد و ايضا هنگام استيلاء برودت بر قسم مؤخر دماغ ضرر در افعال اكثر اعضا راه يابد بخلاف باقى اقسام كه در حين غلبه سردى بر اينان در افعال ديگر آفت سرايت نكند انتباه قوت متخيله باعتبار آنكه آله نفس ناطقه است اشرف القوى باشد پس من وجه شرافت قسم متخيله را بود و من وجه قسم حافظه را و اين لفظ ماخوذ از جمد بمعنى بستن و بر جاى خود