حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
49
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
بندد و خاصه اين مرضست كه عليل ابتداء از احتكاك آن لذت يابد و زمانى قليل حكه آن به تسكين گرايد و بعد آن شدت در درد و ثوران در حكه رو نمايد هذا فائده از آنكه شرا نيز اكثر درشت بمنصه ظهور مىرسد بعضى متقدمين بنات الليل را بر وى اطلاق نمودهاند فصل سيزدهم در موحده با واو مشتمل بر ده مرض بواسير بفتح اوّل و ثانى و كسر سين مهمله و سكون تحتانى و راء مهمله مراد از مطلق وى آنست كه ؟ ؟ ؟ نزدينها مانا بلحم و دشيد از خون فاسد غليظ سوداوى بر افواه عروق مقعد پديد آيد چه چون خون موصوف به علت غلظت و كثرت ارضيت متسفل گردد و باقصى عروق موسومه حدوث علت مسطوره دست دهد و فساد خون يا بحرارت و يبوست كبد باشد يا بكثرت و طول وقفات آن كه عروق بدن و باشد كه قوت جاذبه طحال بسببى از اسباب بضعف گرايد و فضله غليظه با خون در عروق بماند و تناول اغذيه مولده سودا نيز از اسباب فساد خونست و بالجمله چون عروق مقعد از خون كذائى ممتلى شود مقعد عليل متورم گردد و افواه آنها با نواحى آن منتشر هذا اكنون بايد دانست كه مرض مذكور بانحاء چند بمنصه ظهور مىرسد و اكثر آن باعتبار شكل بنام خاص مخصوص باشد مثلا اگر ارجوانى اللون و باشياخها و بيخها بسيار باشد تشبيها له بشجرة نخله نخلى نامند و ماده وى كثير و غائر و منتشر بوده اگر مخضرة الاساقل مدور مستغرض مانا بدانه انگور بود غبى خوانند و مادهء آن فيما بين سوداويه و دمويه باشد و چندان غليظ و بكثرت نباشد و آنچه بدانهء انجير ماند به تينى اشتهار دارد و مادهاش نيز بغلظت و كثرت ماده نخلى نمىرسد اگرچه نسبت بماده عنبى خبيثتر بود و آنچه صغير و صلب مانند عدس و نخود مشابه بتاليل صغار باشد ثولولى نام دارد و مادهء اين نوع اگرچه سوداء صرف نيست اما قريب بصرافت و ما دون كثرت تينىست و آنكه سخت و دراز بانداز خرما ظاهر شود تمرى بود و مادهء اين صنف قريب بمادهء ثولولى باشد و آنكه رخو و طولانى ما بين قوت مائل بخضرت بمنصه ظهور رسد ؟ ؟ ؟ و سرا و مدور و محبب و بيخ او باريك بود به توتى مسمى شود و مادهء اين قسم دموى قريب بصرافت باشد و آميزش سودا در ان چندان نباشد پوشيده نماند كه صاحب ذخيره چنانچه تمرى را از اصناف ثولولى شمرده كذلك توتى را نيز از ان قرار دادهاند و فيه بحث تامل فتامل انتباه قسميست از بواسير كه مانا بدم ماهى و بىدرد و بىترشح فضول باشد و جز آنكه سر سفره متنفخ باشد آفت ديگر نباشد و اين نوع نام ندارد و بدترين انواع بواسير نخلىست چه وى خبيث الماده و عسير العلاج باشد زيرا كه بريدن آن لكثرة الأصول و الفروع سخت دشوار بود و ما دون آن در رداءة تينىست چه ماده آن نيز بسيار بد و ردى بود و بعد تينى هرچند بلند و سرا و ميل باسفل مايه پس داشته باشد چه ميل سر به طرفين مسطورين دليل شده پيوسته و ردائة ماده است و ايضا به نظر درامدن