حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
50
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
اينچنين بواسير و رسيدن دوا بدان و قرار گرفتن آن بر ان بسيار متعسر باشد فائده ماده اين علت گاهى خون سوخته ذى حدت كه از اكل طعام ذى حراقت و شرب شراب صرف يا از احتراق صفرا بهم رسد مىباشد و درين هنگام درد و سوزش بسيار وحدت و لذع بيشمار در باسور هويدا بود و در صورت غلظ خون كثرت ثقل و قلت لذع پيدا فائده اقسام بواسير گاهى در جانب قدام بروز نمايد و گاهى به طرف خلف آنچه بقدام بود بنا بر آنكه بمجرى بول اتصال دارد زبونتر باشد باشد كه باماس مجرى موسوم و احتباس بول انجامد و بعضى را چند عدد نواسير بر در معاء مستقيم برآيد و گاهى از متصل گرده تا لب شرح عقده عقده پديد آيد و اين نيز از بدترين اقسام بواسيرست و بواسير بجمله اقسامها ؟ ؟ ؟ عميا بود يا دامى و هر چونكه باشد يا داخل شرح بود يا خارج آن آنچه داخل باشد متعسر العلاجست و هو الظاهر عميا آنست كه سوراخ ندارد و از وى هيچ نيالايد و دامى آنكه با سوراخ بود و خون و زرداب از ان ترشح نمايد و دامى كم درد باشد چه ماده موذيه از ان مندفع مىشود فافهم و بواسير جمع باسورست لهذا دوائى را كه در اين مرض مستعمل مىشود باسورى گويند و الباسور مر فى فصل الانف من هذا الباب بواسير ريحى و ويرا رياح البواسير نيز گويند و عبارت از ريح غليظ عسيرالتحليلست كه از گرده خيزد و بامعا رسيده توليد دردى كه بوجع قولنج ماند نمايد و باشد كه از امعا بسوى پشت و شانه و شراسيف و سينه صاعد گردد و كذلك بانثيين و قضيب و زهار و قطن و حوالى ناف و مقعد منحدر شود و گاه باشد كه رو بمفاصل دست و پا آرد در هنگام نشست و برخاست صوتى پديد آيد و صوت موسوم را به زبان تازى قرقعه گويند فائده حدوث قراقر در بطن و حوالى ناف و گشتن رنگ عليل ناصاف و قوت مجامعت كم گرديدن و بعد آن ضعف بين در قوى ظاهر شدن و كذلك ازين فعل كما ينبغى لذت نابرداشتن طعام در معده خوش نگواريدن و گرانى اعضا بعد خواب و ظهور شيب با وجود ايام شباب از لوازمات اين مرضست و باشد كه علت موى رو كندن و صداع و شبكورى عارض گردد و كل ذلك لضعف الكلية و الاحشاء و ارتفاع الابخرة الردية الى الاعضاء انتباه رنگ بعضى از اصحاب اين علت بزردى گرايد و بعضى بسبزى و گروهى سياهرنگ كردند و قومى برصاصيت لون يا نحاسيت آن ميل كنند و برخى از ايشان اغبر شوند و رهطى بغايت ناخوشرنگ هذا و گاه باشد كه در علت موسومه شكم باد گيرد و درد بىقراقر ظاهر گردد و ذلك عند شدت غلظ الريح و گاهى اسهال خونى بىظهور فزونى در مقعد اعنى بواسير دامى دست دهد و سبب آن نزد اين عاصى بانواع المعاصى آنست كه علت مذكوره با درد امعا و ضعف احشاى باشد و از آنكه درد جذاب موادست چون ؟ ؟ ؟ همبره كبد و غيره ضعيف گردد ماده و موى رو بامعا نهد و اسهال غسانى