حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
41
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
و در وى يك مرضست بتر بفتح اوّل و سكون ثانى و راء مهمله از الفاظ مشتركه است چه گاهى بر قطع اعصاب و عروق در طول هر سبب كه بود و بهروجه كه باشد اطلاق مىكنند و مقصود اصلى در اين مقام همين ست و گاهى بر جلد از شريان كشف نمودن و ؟ ؟ ؟ بصنايات ويرا برداشتن و بهر دو طرف از خيط ابريشم بربستن پس بقطع آن پرداختن و ادويه قاطع الدم به كار بردن اطلاق يابد و اين عمل اگرچه در معالجه شقيقه و غيره مستعمل بعض اطباست اما پرخطر و فى نفسه مرضست لهذا به تسطير آن توجه نموده شد و بتر بفتحتين در لغت بمعنى مطلق بريدنست فالمناسبة لا يخفى فصل سوم در موحده با مثلثه مشتمل بر پنج مرض بثق بفتح اول و سكون ثانى و قاف در اصطلاح اطبا عبارة از انفجار آورده است و در اصل بمعنى مطلق انفجار آمده قال فى الصحاح ؟ ؟ ؟ ثبق السيل موضع كذا اى خرقه و ثقبة فوجه التسمية غير خفية بثرات السعال پوشيده نماند كه بثرات بضم اول و سكون ثانى و فتح راء مهمله و الف فوقانى جمع بشره يا بشرست و سعال بمعنى سرفه و بثرات السعال عبارت از ان بثورست كه چون خون كبدى احتداد پذيرد و بريه رسد وحدت در ان افزون شود متولد شوند و احداث سعال نمايند اما در عرف اطبا على سنته تسمية الشى باسم سميها بر نفس سعال كذاى اطلاق كنند هذا بثور بضم اوّل و ثانى و سكون واو و راء مهمله جنسىست از اورام لهذا گفتهاند كه بثور عبارت از اورام صغارست چنانچه اورام عبارت از كبار اينها و وحدان بشره و بشرست و بانواع كثيره كه هريكى از ان باسم خاص مخصوص باشد متنوع شود ان شاء الله تعالى درين مختصر مفصلا مذكور خواهد شد بثور لبنيه آنست كه ماده صديدى بطريق بخار مندفع بسطح جلد شود و به علت غلظت خود تحليل نپذيرد بلكه بسبب تراكم آنها و نشف هوا در مسامات ؟ ؟ ؟ انتن و غليظتر گردد و در جبهه و وجنه و انف بثور ابيض مانا بنقاط شير احداث نمايد و عند العصر خروج چيزى شبيه بروغن منجمد از انها بظهور انجامد لهذا و لتشبيه اللون بدين نام ناميده شد چه لبن بالفتح بتازى شيرست بثور غريبه بثور شاذة الوجود و نادرة الوقوع ست لهذا بدين اسم مسمى شد و بثور مذكور از پنج قسم بيرون نباشد يكى ذات الاصل و وى بثور صغار سفيدرنگ مانا بغده مشرقه الراس قليلة الالم عسير النضج باشد چه مادهء وى بسيار غليظه بود و بثور مذكوره سخت پنج باشد لهذا به اين اسم موسوم گشته و گاهى بعظم گرايد و بدمل ماند و گاهى بر صلابت خود باقى ماند و ترشح مده از راس آن صورت بندد و اين دليل خباثت در وادة ماده و احتراق رطوبت موجبه است قسم دوم بثور صغار و صلب و سرخ رنگ و بىدرد باشد و در موضعى از موضع بدن ظهور نموده رو ؟ ؟ ؟ بغيوبت نهد و در موضع ديگر ظاهر شود و هكذا ؟ ؟ ؟ دويرپا باشد و نام ندارد و علت موجبه اين بثور بخارات غليظه و مويست و قسمى ديگر از بثور صغار بىنام باشد و وى غير اقسام بثور غريبه است و در كتب معالجه مسطور فليرجع و قسم سوم از بثور غريبه بشيلم اشتهار يافته