حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
34
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
معالجهء آن كه و ان كان صبيا فانه يأمر أن يسقى مرضه ما يبرد لينها حجت واضح و برهان لائحست بر عدم خصوصيت وقوع ام الصبيان بصبيان و صفراوى بودن آن و وجوب تپ بادى نيز دليل صفراويت نمىتوان شد چه حمى كه بادى مصاحب باشد يومى تعبى باشد كه بسبب اضطرار و كثرت حركات دست دهد لهذا در اكثر از سه روز متجاوز نشود و آنكه بقراط در ابيذيميا نوشته مراد از ان حمىايست كه بعلامات صفرا مقارن باشد فافهم و استقم و استدلال بزوال آن بمبردات نيز على الاطلاق كما ينبغى نيست چه شمعون در معالجه آن دم ضبعه عرجار و خون خنزير و مراره عقاب سعوطا ذكر نموده و شيخ بو على در كتاب دوم از قانون نوشته كه جاوشير با وجودى كه حار در سومست بام الصبيان نفع مىبخشد و استعمال مبردات بعد زوال علت جهت ازالهء حمى تعبى مىكند و بالجمله صرعى كه به اطفال افتد گاهى صفراوى باشد و اكثر بلغمى پس در معالجهء آن اعتماد بر اسباب و علامات بايد كرد نه بر اسباب و علامات و جرءت و تعجيل در تسخين و تبريد بىتحقيق سبب نبايد نمود چه اكثر جهان به همين گمان كه صرع صبيان بام الصبيان موسومست و علاج آن بعلاج صرع صفراوى متخذ بجز تبريد استعمال چيزى ديگر در ان رو ندارند و معصومان بيگناه را از شمشير جهل خود بمعرض هلاكت اندازند ام الشياطين ام الصبيانست در تسميه اين علت بدين اسم دو وجه متحملست يكى آنكه صبيان را در عرف عام بشياطين تعبير مىكنند و دوم آنكه مراد اينكه عجالت نساء انوثيتى بهمرسانيدهاند طفلى را كه بدين بلا مبتلا باشد مىگويند كه اين را ديو گرفته است چنانچه مردى موصوف بصفت موصوفه طفل خود را در مقام استعلاج نزد اين بىبضاعت آورد و بعد دو روز باذن زن خود پيش جنى برد جنى مذكور هرچند در احياء آن بمرد اما طفل مسطور جان بجان بخش سپرد و بحسب اتفاق چون با پدرش ملاقات دوستى دست داد اظهار نمود كه هرگاه بر وى نظر سياه پرى بود كه از صغرسن بر سر والده آن گذر دارد و من در معالجه كوشيدم هرچند كه بعد دو روز بهدايت مادرش از كجرويها اعراض نموده سر به راه راست بردم و معذرت خواستم سودى نكرد ع كه آبى ز جو رفته آيد نه باز گذشت هرچه گذشت و بر سر آن مظلوم رفت هرچه رفت اموريدوس بفتح اوّل و ضم ثانى و سكون واو و كسر راء مهمله و سكون تحتانى و بعضى بجاى تحتانى نون ثابت مىكنند و ضم دال مهمله و سكون واو ثانى و سين مهمله عبارت از جريان خون بواسيرست و بواسير در بار موحده مفصل بيايد ان شاء الله تعالى فصل سيزدهم در الف با نون مشتمل بر بست و يك مرض ابنوسيما بهمزه مفتوحه و نون ساكن و موحده مضمومه و واو ساكنه و سين مهمله مكسوره و تحتانى ساكنه و ميم مفتوحه و الف بيونانى سلاقست و در سين مهمله بيايد ان شاء الله تع