حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
33
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
الوهاب مذكور خواهد شد و اين را انقيماريوس نيز نامند و سيجى ان شاء الله تعالى و بتازى مواظبه و نائبه نامند و در جايگاه خود بيايند ام الدم نتوىست كه در جلد بسبب اجتماع خون شريانى زير آن پديد آيد و چون بالاى وى غمز كند متخفض گردد چه خون مذبور كه علت علت مسطوره است بمقر خود كه شريان باشد به حركت انغمازى عائد شود و كيفيت حدوث اين علت با فوائد كثيره بتفصيل تام و توضيح تمام در ابورسما مذكور شده لهذا در اين مقام بتلخيص كلام پرداخته و قومى از اطباء بر هر انفجار شريانى بكيفيت موسومه باشد يا نه اطلاق اين لفظ مىكنند چنانچه در ابورسما اشارتى بدان نيز رفته فتذكر دام بضم همزه و شد ميم بتازى مادر را گويند و اضافهء آن در اينجا بسوى خون پر ظاهرست و اين مرض را بيت الدم نيز گويند ام ملدم بكسر ميم دوم و سكون لام و فتح دال مهمله و سكون ميم سوم عبارت از حمىست و در حرف حاء مهمله بيايد و ملدم در لغت بمعنى سنگيست كه به آن استخوان خرما بشكنند و چون اكثر اقسام تپ خالى از اعضاشكنى نباشد بدين نام ناميده شد و الله اعلم بالصواب ام الصبيان و عليتها غنى عن البيان بايد دانست كه در اطلاق اين لفظ اطباء اختلافست امام رازى مىگويد صرعىست كه بحمى حادهء محرقه يابسه قشفيت عارض شود و بول در ان سفيد باشد چه ماده صابغه ميل ببطون شريفه دارد بعضى برانند كه نوعىست از صرع كه چون به اطفال لاحق شود بدين اسم مسمى گردد و زعم اين بعض انست صرعى را كه شيخ الرئيس ريح الصبيان ناميده و غير آن ام الشياطين و فرع الصبيان همينست و حكيم ابو الفرج در مفتاح مىنويسد كه مطلق صرع را ام الصبيان گويند و از آنكه بصبيان بيشتر افتد بدين نام ناميده شد و علت كثيره وقوع آن به اطفال در حرف صاد بعون الله الملهم للعباد مذكور خواهد شد و بعضى گفتهاند كه صرع صفراوى ست و لزوم تپ در ان و عروض آن بصبيان نزد ايشان غير لازم هذا فائده صاحب اسباب و علامات نظر بر اينكه عروض صرع در اطفال خالى از تپ نديد و نفع بين باستعمال مبردات به تجربه وى رسيد نوشته كه حدوث صرع در صبيان بىتب و حرارت مزاج نباشد و بتدابير مبرده به صحت انجامد و ام الصبيان همينست لهذا در صرع صفراوى شمرده و علاج واحد بيان نموده چه بقراط در ابيذيميا مىنويسد هر صرعى كه با تپ يار باشد صفراوى باشد و حاصل كلام شارح در اين مقام آنست كه از عدم مشاهده مصنف رحمه الله صرع اطفال را عارى از حمى عدم عروض صرع بايشان بىتپ لازم نيايد چه از عدم رويت شخص واحدى را عدم آن شى غير ضروريست خاصه هنگامى كه در مشاهده جمع كثير از اكابر درآمده باشد و كثرت رطوبات اطفال و كلام امام اوحد ابقراط اينكه من اصابه الصرع قبل نبات الشعر فى العانة فانه يحدث له انتقال وقت انباته و قول شيخ الرئيس بعد ذكر اينكه ام الصبيان عند البعض از قبيل صفراويست در اثناء ذكر