حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

30

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

الاصلى و الصناعى تدبر اعيا بفتح اول و سكون ثانى و فتح تحتانى و الف و خفاء همزه كلام مفرط ست كه در مفاصل و عضلات دست و پا و امثال اينها دست دهد و بعرف تعب نامند و به فارسى ماندگى خوانند هذا اكنون بايد دانست كه حدوث آن اگر بالذات و بىتوسط حركت باشد بتازى الاعياء الذى لا يعرف له سبب گويند يعنى ماندگىست كه بحسب ظاهر سبب آن معلوم نمىشود اگرچه در نفس الامر خالى از سبب نباشد چه وى مقدمه مرض‌ست و حدوث مرض بىسبب غير ممكن فافهم و اگر بواسطه حركت صورت بندد با عيار رياضى موسوم مىشود چه درين صورت علت تولد آن رياضت باشد كه عبارت از حركت ارادى كه انسان را بنفس عظيم مضطر سازد و بالجمله اعيا از چهار قسم بيرون نباشد قروح و تمددى و ورمى و قشفى قروحى آنست كه بدن عليل در متالم شدن به حركت و رسيدن يد مانا بقرحه گردد لهذا به اين اسم موسوم شد و تمددى عبارت از انست كه انسان در بدن خود تمدد و امتلا يابد و در عروق و مفاصل احساس حرارت نمايد و حركت بر ان سخت دشوار آيد و چون از تمدد خالى نباشد بتمددى اشتهار دارد و ورمى آن باشد كه عروق و اعصاب بامتلاء بدن بسخونت گرايد و عليل به مس يد بنهجى متالم و متاذى گردد كه بدن خود را متورم پندارد ازينجاست كه اين نوع را ورمى نام نهاده‌اند و قشفى آن را گويند كه با دمى در بدن پيوسته محسوس شود و از آنكه قشف بمعنى پيوسته است بقشفى موسوم شد و اسباب هريكى ازينها در جايگاه خود در مطولات مسطورست خوفا عن الاطناب از تحرير آن اغماض نموده شد فائده اعياء چون بشدت و كثرت باشد على حسب المراتب احداث قشعريره و ناقص و حمى نمايد و تسميه اين علت بحسب معناى لغوىست فصل دوازدهم در الف با غين معجمه و در رى يك مرضست اغما بهمزه و غين معجمه و ميم و الف و همزه خفى بر وزن احياء عبارت از ضعف قوى قلبيه است و تساعد اللغة يقال اغمى عليه فهو مغمى و گاهى در عرف اطباء بر صرع خفيف نيز اطلاق كنند چه صرع اين نوع بحالة مغمى غلبه يك نوع مشابهت دارد فافهم فصل سيزدهم در الف با فاء در وى نيز مرض واحدست افطيوس بكسر اوّل و سكون ثانى و فتح طاء مهمله و ضم تحتانى و سكون واو و سين مهمله لفظىست يونانى بمعنى مستقر و ثابت و ايشان اعنى يونانيان حمى وقيه را بدين نام مىخوانند چه حمى مذكور ثابت باشد و چون حميات ديگر ويرا فترات و نوب احد و ترك نباشد چنانچه در بحث حاء مهمله و اثناء ذكر حميات بتفصيل تمام بعون الملك العلام بوضوح خواهد انجاميد تنبيه افطيعوس و انطيعوس و اقطيقس نيز از اسامى اين علتست و هريكى ازين عن‌قريب در جايگاه خود ان شاء اللّه مذكور خواهد شد فصل چهاردهم در الف با قاف مشتمل بر دو مرض افطيعوس به اول مفتوح و ثانى