حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
28
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
اغذيه غير منهضمه چنانچه در بعض آن باهر و لا يخفى ما فيه من المسامحة فافهم و بايد دانست كه سبب اسهال در هر عضو كه باشد چون امعا و ماساريقا و معده و كبد و طحال و مراره و دماغ بسوى آن نسبت كنند چنانچه معائى و ماساريقى و غير ذلك و همچنان اگر در تمام بدن بود بدان منسوب گردد و كذلك بحسب نفس سبب اعنى مادهء موجبه مضاف سازند چون دموى و صفراوى و مانند آنها و هرگاه ؟ ؟ ؟ مجيئة اسهال باددار باشد دورى نامند و دور البطن خوانند و بعضى از اقسام موسومه اسامى ديگر نيز دارند چون سحج و زلق الامعا و خلفه و ذرب و قيام كبدى و غير ذلك كما سيجئ ان شاء الله تعالى و فرق فيما بينهم بتفصيل بسيار و توضيح بيشمار در مطولات مذكورست اما به قدر كفايت در اثناء ذكر خلفه و قيام كبدى و غيره با ذكر اسباب و اعراض بيايد لهذا در اينجا بر بيان اجمالى اكتفا نموده شد و اسهال ماخوذ از سهل بالفتح بمعنى آسانى آمده است و چون درين علت اندفاع مواد على خلاف سنة الزحير به سهولت و زمى صورت پذيرد بدين اسم موسوم شده اسنان الفار پوشيده نماند كه اسنان بفتح اوّل و سكون ثانى و فتح نون و الف و نون ثانى جمع سن بالكسر و التشديدست كه به فارسى دندان گويند و فاء بفتح فا و الف و راء مهمله بتازى اسم جنس موشست و فاره باضافه هاء وحدت واحد از ان و اسنان الفاء در اصطلاح اطباء قسمىست از تشقق اظفار كه در ان ناخن منشق شده مانا بدندان موش گردد و اين چنان باشد كه انشقاق در طول ناخن افتد و شطايا نيز در ان ظاهر شوند لهذا بدين نام ناميده شده تشقق اظفار در باب فوقانى بيايد اسقاط بهمزه و سين مهمله و قاف و الف و طاء مهمله بر وزن اسهال عبارت از انزلاق جنين و افتادن حملست و عامست كه بسبب خارجى باشد چون غضربه و سقطه و دثبه خاصه بخلف و امثال آن يا بسبب نفسانى چون غضب و حزن بافراط و فرط حرارت يا برودت هوا و استشمام رائحه طعام كه طبيعت بدان ميل نمايد و خوردنش ميسر نيايد و نادر باشد كه فرج كثير باسقاط مؤدى شود و طول مقام در حمام از قبيل فرط حرارت هواست تامل يا بسبب بدنى و وى يا شامل عامه بدن بود چون افراط خلا از استفراغ عنيف باشد يا از جوع كثيره فرط امتلا و كثرت جماع و هزال زن يا خاص برحم باشد چون فراخى دهن رحم و كثير الرطوبت بودن آن و احتباس طمث با وصف كثرت خون و سوء مزاج حار محرق يا بارد مجمد كه در رحم افتد و اجتماع رياح غليظه كثيره در ان فائده اسقاط حمل زنى معتدل الجثه در ماه دوم يا سوم بىسبب ظاهرى علامت استيلاء رطوبت لزجه است بر نقر رحم هذا انتباه گاه باشد كه اسقاط حمل از فساد حال جنين صورت بندد چه در حين ضعف جنين ؟ ؟ ؟ ياست آن به علت عدم مشاكله طبيعت بدفع وى پردازد و اخر كار او