حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

132

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

كان او كنايته بوضوح مىانجامد كه بعضى از حميات مركبه محفوظه الادوار باشند اما بادوار حميات بسيطه يا مركبه اخرى نوبت كند و بعضى صاحب فترات غير منتظمه و هجانات غير منظومه كه حفظ او دارد نوب در ان نباشد مىباشد و اين نوع اخير را بنا بر اختلاط ادوار حمى مختلطه گويند و بالجمله به علت مذكوره تعرف حميات مزبوره خيلى دشوار و در معرفت آن مهارت بسيار در كارست و عمده در اين باب آنست كه نظر بر اعراض لازمه نمايند و بادوار و نوب التفات نفرمايند فائده هرگاه در آغاز حمى وجود نافض صورت پذيرد و تب لازم گردد و عرق نكند يا در اثناء حمى بكرات و مرات برود نافض معاودت كند و بعد دو سه لرز يك‌به‌يك عرق پديد آيد تب مركب باشد و كذلك اگر در مطبقه لرز قوى و طويل المدة بود و زمان برودت اطراف نيز طول كشد و همچنين قصور مدت حمى و سرعت معاودت آن دليل قوت سبب و حدت و كثرت ماده است هذا اكنون بايد دانست كه از حميات مركبه كثير الوقوع آنست كه تركيب وى از بلغمى و صفراوى باشد چه طبيعت باذن خالقها تبارك و تعالى تا مقدور خون را بنا بر شرافت آن متعفن شدن ندهد و كذلك سودا به علت قلت و يبوست خود كمتر متعفن گردد و ازينجاست كه فيما بين حميات مركبه غير اين نوع باسم خاص مخصوص نشده و تركيب وى چهار گونه باشد غب دائره با بلغمى دائمه غب لازمه با بلغمى دائره غب دائره با نائبهء غب لازمه بالثقه و هر چون‌كه باشد از دو صنف بيرون نباشد صنف اول آنكه حدوث از صفرائى باشد كه به رطوبت خام اختلاط تام بنهجى يافته باشد كه فيما بينهما امتياز نماند و ويرا بنا بر عدم خلوص صفرا غب غير خالصه گويند و مدت برود نافض در ان اكثر از خالصه باشد و بسا باشد كه ازينها هيچ نباشد و اين هنگام تركب غب لازمه و لثقه باشد و حرارت اين نيز كمتر از خالصه و وقت ؟ ؟ ؟ بلانظام و مدت او زياده از دوازده ساعت بود و باشد كه تا بيست و چهار ساعت بلكه سى ساعت برسد و زمان راحت نيز دراز گردد حتى كه گاهى تا چهل و هشت ساعت اثر حمى پديد نيايد لهذا طبيب غير ماهر پندارد كه سوداوىست و اين هنگامى باشد كه مادهء خارج عروق بود و صاحب ذخيره در خفى اعلائى مىنويسند كه اين تب يك روز در ميان نوبت كند اما روز دوم نيز خالى از تغير ما نبود و عدد نوب نيز متعين نبود اما با وجود تدابير صائبه از هفت نوبت البته درگذرد و اثر نضج ديرتر بمنصه ظهور رسد و عرق نسبت بخالصه كمتر هويدا گردد و سحنه گداخته نگردد اما خالى از ثقل سرد كاهلى و بيخوابى اندك و ضعف معده و بيمزگى دهان نباشد و در آغاز نوبت اكثر نبض ضعيف و صغير و متفاوت باشد و به آخر باختلاف گرايد و دليل غليظ و رنگين باشد و باشد كه بسبب صعود ماده باعلى