حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

131

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

گرم به حدى كه مودى بانحراف مزاج و استيلا برودت گردد حالتى به انسان دست دهد كه به حال مدقوقين و مشايخ ماند و پيش از زمان شيخوخت آثار پيرى در ان رو نمايد و حال پيران خراب‌تر از ان گردد كه باشد لهذا وى را دق الشيخوخة و دق‌الهرم گويند و بول در ان سفيد و رقيق باشد و از آثار حرارت و التهاب هيچ نباشد و آنچه در ذبول مذكور شد پيدا بود و پوشيده نماند كه علت مسطوره اگرچه از جنس حميات نيست امّا عادت اطبا بر ان اجرا يافته كه بسبب مشابهت و مماثلت بعد ذكر دق حقيقى به بيان وى مىپردازند انتباه افراط استعمال آب خصوصا شديد البرد در حميات حاره اگرچه بعد نضج ماده باشد و در تب دق بنا بر انطفاء حرارت غريزى مودى بدق شيخوخت مىشود خاتمه در بيان حميات مركبه پوشيده نماند كه تركيب حميات ثنائى باشد يا ثلاثى يا زياده از ان گاهى از تبها كه متحد النوع و الجنس باشند مىباشد مثلا غب با غب مركب شود يا ربع با ربع و غير ذلك و اول على ما مر هر روز نوبت كند و ثانى اگر به تركيب ثنائى مركب باشد دو روز درگيرد و روز سوم واگذارد و قسط ابن يوقا اين نوع ربع را بنا بر انعكاس مدت اخذ و ترك منعكسه مىنامند و اگر تركيب وى ثلاثى باشد بطور نائبه نوبه كند و گاهى حميات متحد الجنس و مختلف النوع بائى تركيب كان مركب شوند چون غب با ربع و ربع با نائبه و جز آن و گاهى حميات مختلف الجنس بتركيب گرايند چنانچه دق با عفونى شود و عفونى با يومى و غير آن و ايضا گاهى تركيب لازمه با لازمه و دائره با دائره و لازمه با دائره ثنائى باشد يا جز آن بمنصه ظهور مىرسد و عام‌ست كه بسائط وى متحد النوع باشند يا مختلف النوع و ايضا مواد حميات مركبه تارة بر سبيل امتزاج و اخرى بطريق انفراد در بدن جمع آيند و ايضا مرة ماده هريكى از بسائط متساوى المقدار باشد و اخرى مختلف المقدار و ايضا عروض حمى گاهى قبل زوال حمى ديگر باشد و گاهى بعد زوال آن و احيانا حدوث هر دو متحد الزمان بود و اوّل را حمى متداخله و ثانى را حمى متبادله و ثالث را حمى مشاركه و حمى مشابكه نامند و وجه تسميه كل ذلك بين غنى عن البيان و بالجمله اقسام مركبات خارج از حيطهء بيان و بيرون از احاطه تبيانست شارح « 1 » دستورى وضع نموده كه استخراج اقسام حميات عفنه مركبه به سهولت از ان دست مىدهد و عدد آنها تا به تركيب رباعى بسه صد و سى مىرسد خوفا عن الاطناب از ان اغماض نموده من اراد الاطلاع فليرجع « 2 » و از آنكه وقوع تركيب بيشتر در حميات خلطيه باشد عادت اطبا بر ان رفته كه اگر ماده حمى خلط واحد باشد حمى بسيطه نامند و اگر زياده بر اين بود حمى مركبه خوانند و هذا على ما لا يخفى به مجرد اصطلاح تنبيه از تامل صادق در كلام سابق صراحة

--> ( 1 ) مركب ( 2 ) الى المطولات