حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

130

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

جرم ناكرده بهلاك وى پردازند و بالجمله غذا در حق مدقوق بمنزلهء دهن سراج‌ست كه هرگاه در چراغدان اندازند بر فروغ چراغ يارى دهد و اطبا را در اشتداد كيفيت حرارت مدقوق از غذا اختلاف بسيارست ابن سرافيون گويد حرارتى كه در اجواف مدقوقين محتقن و محتبس مىباشد هنگام ورود غذا به ثوران مىآيد و اين چنان باشد كه حرارت محتقنه دريوزه به رسيدن آب بظهور مىپيوندد و صاحب كامل گفته از آنكه غذاء مستعمل در اين تب مضاد وى باشد در حين تناول حرارت حمى بمقاومت آن پردازد و وى نيز اين را باشتداد حرارت نوره بسبب صب آب بر ان تشبيه داده و ابن ابى صادق نوشته كه بهترين علل تدافع رطوبت غذا و ابخره محتقنه در اجواف مدقوقين على محاذات مدافعه آب و بخارات نوره است و قومى برانند كه وقت اشتداد حمى كه نصف نهارست بيمار باكل غذا توجه فرمايد پس حرارت تب ماده غذائى كه بدان قوت يابد دريابد و اشتداد نمايد و فى كل ذلك نظر يظهر بالتامل الصادق و ابن رشيد در كليات خود مىنويسد كه چون سوء مزاج حار در اين علت در اعضاء مستحكم و بمزاج اصلى مانا مىگردد و از شان مغتذى آنست كه غذا را مشابه خود مىگرداند لاجرم غذا حار باشد يا بارد و هنگام ورود خود در بدن اكتساب حرارت غريبه ناريه نمايد پس قوت و اشتداد در حمى پديد آيد و ابو سهيل مسيحى تسطير نموده كه چون غذا بر بدن وارد شود و به خون مستحيل گردد از آنكه حرارت تب كالاصليه گرديده به قوت و اشتداد گرايد و پوشيده نماند كه اين قول قريب بقول ابن رشيدست انتهى محصل كلامه و مخفى نماند كه چون علامه شيرازى نظر بر اين كه قول ابو سهيل مسيحى مودى مىشود بدانكه اشتداد حمى بعد استحاله غذا بدمويت باشد و حال‌آنكه امر بخلاف اينست فيه نظر گفته و شارح اسباب و علامات رح نوشته كه اگر مسيحى مىگفت كه غذا حين ورود خود در معده چنانچه بتقويت حرارت غريزى در ابدان صحيحه گرايد كذلك در ابدان مدقوقين بقوى گردانيدن حرارت غريبى كه بغريزى مانا گرديده پردازد اتمام دليل بىورود چيزى صورت مىبست هذا اكنون بايد دانست كه گاهى بسببى از اسباب چون نوشيدن آب سرد بيوقت چنانچه بعد رياضت قويه و جماع و استحمام قبل از آنكه طبيعت به حالت اصلى رجوع نموده باشد و اندر تبهاء عفونى پيش از آنكه در مادهء نضج راه يافته باشد چه استعمال آب خاصه شديد البرد در اين چنين مقام مبطل قوى و مضعف حرارت غريزىست و رسيدن ابخره بدل كه به تبريد وى پردازند و مستولى گشتن برودت و يبوست بنا بر رياضت يا امر ديگر كه نديب رطوبات و محلل ماده حرارت غريزى باشد و صرف گرديدن مادهء حرارت غريزى بتواتر استفراغهاى عنيفه و استعمال نمودن مبردات در امراض