حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

128

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

فانى شده باشد و ضعف قوى و اعضا و اشتعال حرارت در انها چندان نباشد پس تسكين حرارت و اغلاف رطوبت و اعاده قوت به سهولت دست دهد و در صورت ثانى استيلاء يبوست و اشتعال حرارت و ضعف قوت به قوت بود و مخفى نيست كه اصلاح علت استواء بعسرت بسيار صورت پذيرد و در صورت ثالث از ضعف حرارت غريزيه و فناء اكثر رطوبات ثانيه و نقصان رطوبات منويه يا قريب بنقصان رسيدن آنها باعضا حالتى رو نمايد كه به حالت فتيله چراغ كه در به هنگام فانى گشتن روغن و چسپيدن حرارت برطوبتى كه استحكام اجزاء ؟ ؟ ؟ سپينه بدان باشد ماند و روشن ست كه چون اعاده رطوبت مسطوره مذكوره بصب روغن اگرچه كثير المقدار بود ممكن نيست اخلاف رطوبات منويه باعانت غاذيه متعذرست چه تخمير رطوبات موسومه اولا در اوعيه غذا و ثانيا در اوعيه منى و ثالثا در ارحام نسا باشد و نضج رطوبات غذائى در اولى بود و بس و ايضا از آنكه غذا در اكثر امر بدل آن مىشود كه از بدن به تحلل طبيعى به تحليل رود اعادهء رطوبات ثلثه اگرچه از اخلاط متولد شده باشند خاصه در حين استيلا و ضعف و سقوط قوت بغايت متعسر بلكه متعذر باشد فائده در بيان ديگر اقوال در تعين درجات ثلثه پوشيده نماند كه راى جنين و صاحب كامل بر ان قرار يافته كه در درجه اولى رطوبتى كه در عروق صغارست نيست گردد و حرارت به آن رطوبت كه در اعضاء رخوه چون گوشت باشد بياويزد و در درجه ثانيه رطوبت اعضاء رخوه فنا شود و تشبث حرارت به رطوبت طليه كه در فرج اعضا بود صورت بندد و در درجهء ثالثه رطوبت طليه منعدم گردد و نوبت به رطوبت منويه رسد و لا يخفى ما فيه فتامل و ابن ابى صادق معترضا على الشيخ و الحنين مىگويد كه عدم وفور تاثير آن حرارت كه باعضا متشبث باشد در رطوباتى كه در تجاويف آنها محصور باشند متفق عليه اطباست چه معظم تاثير آن بنا بر قرب در جوهر اعضا باشد پس مىبايد كه در درجه اولى رطوبتى كه بترطيب اعضا مخصوص‌ست نيست شود نه آنكه در عروق صغار محصور بود زيرا كه وى عين اخلاطست و رطوبت رداذته كه ممد اين رطوبت‌ست در درجهء ثانيه و آنكه تماسك اعضا بدان تعلق دارد اعنى منوية در درجه ثالثه انعدام پذيرد و از آنكه حمايت طبيعة از افضل بارزل امريست متقرر قرب اين رطوبت از اعضا باعث بر فناء وى اولا نتواند شد و ايضا اگر اولا در همين رطوبت فناء رو مىنمود حمى دق صنف واحد مىبود بلكه واجب مىشد كه سخونت آن درجهء اول و فناء قليل وى درجه دوم و انعدام تام با كثرت آن درجه سوم باشد و نيز مىگويد كه در فناء رطوبت عروقى حرارت فقط كفايت نكند بلكه قصور اعضا از جذب نيز لازم‌ست