حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

127

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

منفعت هر دو عند فقدان غذا بدل ما يتحلل گشتن‌ست سوم آنكه قريبة العهد بانعقاد و من حيث المزاج مانا باعضا باشند و از شان اينهاست كه هنگام وصول حرارت قويه استعمال رياضت شديده بگذارند و بتحليل روند چهارم آنكه پيوستگى اجزاء همه تن و از اول خلقت اتصال اعضاء متشابه جمله بدن از انها باشد و چون انها رو بفنا آرند تفرق و تفتت در اتصال اعضاء رو نمايد و وى رطوبات اسطقيه باشد كه اعضا از عنصر آب و هوا اكتساب نمايند و اين نوع را رطوبات منويه نيز گويند فافهم تنبيه منى نيز نوعىست از رطوبات ثانيه كه در ادعيه خود نضج خاص يافته كيفيت ديگر بهم مىرساند هذا اكنون بايد دانست كه « 1 » در تعين درجات « 2 » ثلثه اختلاف بسيارست اما آنچه قريب تحقيق و مختار شيخ الرئيس و اكثر متقدمين و جمهور متاخرين‌ست اينست كه چون حرارت غريبه دقيه رطوبة اولى را از رطوبات اربعه مذكوره فنا ساخته در افنا ثانيه شروع نمايد دق در درجه اولى و سهل العلاج باشد امّا على ما مر بنا بر اشتباه لثقه به تشخيص طبيب قليل المهارة بعسرة و دشوارى درآيد و اين درجه نام خاص ندارد و چون رطوبتين مزبورتين ؟ ؟ ؟ خرج شوند و حرارت حمى رو برطوبة سوم نهد بدان ماند كه روغن چراغدان صرف شده دمد و فروغ گسسته گرديده و كار به حدى رسيده كه روغنى كه در جرم فتيله سرايت كرده باشد بخرج گشتن و فنا گرديدن شروع نموده زيرا كه اطبا رطوبات اوّل و دوم را بروغن چراغدان و رطوبت سوم را بدهنى كه فتيله اندر خورده و رطوبت چهارم را برطوبتى و ؟ ؟ ؟ دهنيتى كه پيوستگى اجزاء فتيله بادىست تشبيه داده و اين درجه دوم دق و سهل التشخيص باشد چه در اين درجه بدن عليل روز به روز بكاهد و هزال و ذبول يوما فيوما بيفزايد لهذا ويرا درين درجه به تازى ذبول گويند و بيونانى فارسيموس و اين درجه سه مرتبه دارد اول و اوسط و آخر آنچه بمرتبه آخر رسد علاج نه‌پذيرد و آنچه در اول و ثانى بود بصرت و اشكال به‌گردد و چون رطوبت سوم خرج شود و نوبت بفناء رطوبت چهارم رسد على ما مر چنان باشد كه روغنى كه در فتيله سرايت نموده صرف گرديده و رطوبتى كه پيوستگى اجزاء فتيله بدان باشد در فنا پذيرفتن آغاز كرده و اين درجهء سوم دق و لاعلاج ست مگر آنكه مشيت ايزدى تعالى برشان احياء موتى بر صحة و شفاء گرفتار اين مرض نابكار يحكم من يحيى العظام و هى رميم الآية رفته باشد و اين را بنا بر انفصال و تباه شدن اعضا در آن مفتت و مخشف گويند چه تفتت بتازى جدا شدن خشف تباه گرديدنست و سهل العلاج بودن دق در درجه اولى و عسير البرء بودن آن در مرتبه اول و ثانى درجه دوم و علاج ناپذيرفتن وى در آخر مرتبه دوم و در درجه سوم از انست كه در صورت اول از رطوبات ثانيه آنچه قريب بخلطيه باشد

--> ( 1 ) و كيفيت ( 2 ) بيان درجات ثلثه دق