حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
100
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
مهمله و قاف و واو و هاء موقوفه بر وزن ضربه درد شكمست يقال حقى الرجل فهو ؟ ؟ ؟ محقو اذا وجع بطنه و وى از ذكاء حس معده و ضعف آن كيف ما كان و اماس و قروح بهر سبب كه حادث شود و رياح ممدوده بهروجه كه متولد گردد و ملاقات طعام موذى كيفية كان او كمية و انصباب خلط لذاع صفراوى باشد يا سوداوى و سوء مزاج ساذج بود خواه يا مادى عارض گردد و امارات هريكى ازينها از اسباب ما تقدم و آثار امراض اصليه و غير ذلك بر طبيب ماهر پوشيده نيست فصل دهم در حاء مهمله با كاف مشتمل بر چهار مرض حكله بحاء مهمله و كاف و لام و هاء موقوفه بر وزن صعوه اعتقال اللسان و مر فى باب الالف فتذكر و حكل بالضم بر وزن نطق شخص بىنطق را گويند و بعضى اهل لغت مرادف اصم نيز نوشتهاند حكّه بكسر حاء مهمله و تشديد كاف مفتوحه و هاء موقوفه كيفيتىست كه چون در عضوى از اعضا حادث شود آدمى مشتاق و مضطر بدان گردد كه عضو مذكور را به چيزى بخارد و بخاريدن لذت يابد و كيفيت مسطوره در هر عضو كه افتد بدان منسوب گردد چون حكة القضيب و حكة الرحم و حكة الاصابع و غير ذلك امّا مراد از مطلق آنست كه در جمله بدن عارض شود و بالجمله خارش بلا بثورست كه از ابخره حاره لذاعه و اخلاط خفيفه حاده كه زير جلد بسبب انسداد مسام يا ضعف دافعه جمع آيند متكون گردد پس اگر ماده آن رقيق و لطيف باشد بسرعت زوال پذيرد و الّا مزمن و متطاول شود و حدوثش اكثر از تناول اغذيه روى الكيموس چون گوشت نمكسوده و ماهى شور و جبن عتيق و امثال آن مىبود و عدم غسل جنابه بلكه انتفاء ذلك در ان از اسباب مولدهء اين مرضست چه سبب حركت بدنى و نفسانى كه از لوازم مباشرت و جماعست ابخره رديه بدنيه رديه بروز آرند و اكثر از ان بسببى از اسباب ما تحت الجلد محتبس بمانند ازينجاست كه غسل جنابة در شرع شريف واجب گشته و در كلام حكمه انتظام صاحب الشرع سيد الانام عليه و آله الصّلوة و السلام تحت كل شعر جنابة و فى روايته نجاسة واقع شده و امام همام مقتداء انام ابو حنيفه كوفى عليه الرحمة و الغفران دمك بدن در غسل مستحب داشته و امام مالك رحمه اللّه لازم پنداشته حكة الانف خارش بينىست و دو نوع مىباشد يكى آنكه انسان در حين استنشاق هواء بارد و حرقت لذاعه در بينى و دماغ خود دريابد و بدان سبب اشك از چشم همىآيد و سبب اين نوع اجتماع اخلاط حريفه در بطون شريفه است چه ابخرهء حاده لذاعه از ان منفصل شده از مسلك بينى برآيند و بمصادقة برودت هوا مستنش در الف محتبس بمانند و احداث