محمد صادق على خان
9
مخازن التعليم ( فارسى )
و مايل به برودت و يبوست باشد تفه يعنى بىمزه آنست كه جسم مائى در آن غالب باشد و او سردترين اقسام است و من جهت قوام پنج است 1 مائى و 2 زجاجى و 3 حصى و 4 مخاطى و 5 خام زيرا كه يا رقيق بود مائى گويند و يا غليظ بود اگر رطوبت درو باقى مانده باشد زجاجى گويند و اگر رطوبت به تحليل رفته باشد حصى گويند و اگر مختلف القوام بود اگر اختلاف او محسوس بود مخاطى گويند و الاخام صفرا و او هم طبعى بود و غير طبعى طبعى سه صفت دارد يكى آنكه احمر ناصع بود يعنى سرخ مائل بزردى باشد دويم آنكه خفيف بود سيوم آنكه حار باشد فائده او آنست كه خون را لطيف كند تا بدان سبب در مسالك ضيقه گذر يابد و همراه خون غذاى بعضى اعضا مانند ريه شود و از مراره بامعا ريزد و آدمى را بر تبرّز خبردار كند و غير طبعى پنج قسمست مرّه صفرا و محيّه و محترقه و كرّاثى و زنجارى مرّه صفرا آنست كه رطوبت رقيقه با صفرا آميزد و محيه آنست كه رطوبت غليظ با وى آميزد و محترقه آنست كه صفراى غير طبعى با اندكى سوداى محترقه آميزد و كرّاثى و زنجارى آنست كه بعضى از صفراى طبعى فى نفسه محترق شود و مختلط شود با بعضى ديگر غير محترق و احتراق در زنجارى اكثر و اقوى است از كراثى و اين هر دو مشابه سموم حادهاند و در معده متولد شوند سودا نيز بر دو قسم است طبعى و غير طبعى در وى دم بود فائده او آنست كه خون را غليظ كند تا جزء مغتذى گردد و در غذاى اعضاى صلبه مانند استخوان داخل شود و از طحال به فم معده ريزد تا آدمى را بر گرسنگى خبردار كند غير طبعى محترق است از هر خلطى كه باشد از اخلاط اربعه و غير طبعى از اخلاط محدث مرض بود فرسخ چهارم در اعضا و آن اجسام كثيفهاند كه متولد مىشوند از كثافت اخلاط محموده و آن بر دو قسم است 1 مفرد و 2 مركب مفرد را بسيط نيز گويند و مراد از بسيط در اينجا آنست كه هر جزء محسوس كه او را جزء گفته مىشود اگر از عضو گرفته شود مشارك كل باشد در اسم و حد و مركب بخلاف آن مفرد چون عظم و غضروف و رباط و عصب و وتر و غشا و شرائين و