محمد صادق على خان
7
مخازن التعليم ( فارسى )
و اين هوا كه سرد محسوس مىشود بنا بر اختلاط اجزاى مائى و ارضىست سوم ماء يعنى آب و آن سرد و تر ست فائده آن سهل قبول اشكال و ترك آنست و مكان او زير هواست و بالاى زمين ليكن به جهت پيدايش مركبات بباعث تاثير كواكب آب اندرون زمين درآمد و زمين از يك جهت مكشوف شد چهارم ارض يعنى زمين و مزاج او سرد و خشكست و فائده آن استمساك و حفظ اشكالست و مكانش زير آب فرسخ دوم در مزاج و آن كيفيتىست و متوسطه در كيفيات اربعه كه از امتزاج عناصر و فعل و انفعال هر واحد و انكسار حدت هريك از ديگرى حاصل مىشود و آن دو قسم است يكى معتدل مزاجى و او آنست كه داده شود به مركب از كميات و كيفيات عناصر حصّه كه لايق بمزاج او باشد و اين معتدل بمعنى عدل فى القسمة است و مبحوث عنه اطبا همينست و به اين معنى جميع مركبات معتدلاند دوم خارج ازين اعتدال و او آنست كه چنين نباشد و سوء مزاج عبارت از همينست و اين نيز بر دو قسمست يكى آنكه مائل بيك كيفيت باشد و آن چهارست 1 حار 2 بارد 3 رطب 4 يابس دوم آنكه مائل به دو كيفيت باشد و آن نيز چهارست 1 حار رطب 2 حار يابس 3 بارد رطب 4 بارد يابس و هريك ازين اقسام ساذج بود يا ماوى ساذج آنست كه با او خلط غالب نباشد ماوى آنست كه باشد با او خلط غالب و امثله « 1 » اين اقسام شانزده در سديدى مذكورست فرسخ سوم در اخلاط و آن جسمىست رطب بالفعل سيّال بالطبع كه متغير مىشود صورت كميلوس اول بسوى او در جگر در طبخ واحد بحسب تفاوت ماده بدانكه انسان مىخورد غذا را تا وقتىكه جزء اعضاء مىشود چهار جا نضج مىبايد اول در معده مثل كشك ثخين مىشود و آن را كيلوس مىگويند و فضله آن برازژ است دوم در جگر كه خلاصهء كيلوس صورت خود گذاشته مستحيل به صورت اخلاط اربعه مىشود پس آنچه طافىست مانند كف صفرا است و آنچه راسب است سودا و آنچه متوسط است اگر نضج يافته است
--> ( 1 ) قوله و امثله اين اقسام شانزده در سديدى مذكور است دوازده مثال را صاحب سديدى نوشته است اول ؟ ؟ ؟ ساذج مثل صداعى كه بحرارت شمس ؟ ؟ ؟ مرض شود دوم بارد ساذج مثل كسى كه از برودت هوا ؟ ؟ ؟ شود سوم رطب ساذج مثل اول ترهل ؟ چه ترهل ؟ ؟ ؟ مركب مىشود و ببرودت مىانجامد چهارم يابس مثل تشنج كه بعد اسهال ؟ ؟ ؟ عارض شود پنجم حار يابس ساذج مثل دق در مرتبه ثانيه و ثالثه ششم حار رطب ساذج مثل كسى كه اكثار استنشاق رياح جنوبيه كند هفتم بارد رطب ساذج مثل ترهل مستحكم ؟ ؟ ؟ بارد يابس ساذج مثل دق الشيخوخته نهم حار يابس مادّى مثل غبّ خالص كه تب صفراويست دهم حار رطب مادى مثل مطبقه كه تب دمويست يازده بارد رطب مادى مثل فالج بلغمى دوازدهم بارد يابس مادى مثل سرطان كه مادهاش سوداست سيزدهم حار مادى چهاردهم بارد مادى پانزدهم رطب مادى شانزدهم يابس مادى ؟ و امثال اين هر چهار قسمست مزاج مفرد مادى مشكل است چرا كه ؟ ؟ ؟ ماده را دو كيفيت ؟ ؟ ؟ و الكلام فى اشاره ؟ ؟ ؟ المرام لا يخلو ؟ ؟ ؟ تكليف و ؟ ؟ ؟