محمد صادق على خان
64
مخازن التعليم ( فارسى )
دوم آنكه از تاثير مزاج اوّلى كيفيتى ديگر در ممتزج ظاهر شود آن را مزاج ثانى گويند چون ردع و تحليل و قبض و جز آنكه غير كيفيات اربعه است پس هيچ دوائى نيست كه مركب القوى نيست زيرا كه مزاج ثانى لازمه مزاج اوّلى است چه هرچه گرم است يا سرد لامحاله تحليل و ردع و امثال آنكه از آثار مزاج ثانوى است در وى موجود است اما در عرف خاص اطبا اين لفظ را اطلاق نمىكنند مگر پرادويه كه قوت آن مركب بود از قوائ متعدده متضاده كه از آنها آثار مختلفه صادر شوند چون حرارت و برودت مانند كشنيز تر نزد اكثر و بعضى ادويه را مزاج ثانى مركب باشد از اشياء ممتزجه كه در نفس آن اشيا مزاج و تركيب از عناصر بود پس براى آن مركب از اين اشياء مزاج ثانى حادث شود و ازو افعال متخالفه صادر شوند چون ردع و تحليل يا متوافقه همچو فقط ردع يا فقط تحليل يا متضاده مانند حرارت و برودت يا اسهال و قبض و اينچنين دوا اگر تركيب او مفرد طبعى باشد مانند شير كه با وجود بودنش مفرد از مائيت و ؟ ؟ ؟ جنبيت و سمنيت مركب است و اين هر سه از عناصر مركباند و مزاج خاص دارند و اين را مركب القوى حقيقى گويند و اگر تركيب او مفرد صناعى باشد مانند سركهء انگورى كه ازو آثار متخالفه صادر مىشوند آن را مركب القوى مجازى نامند و اگر مزاج ثانى صناعى را اثر موافق آثار اجزائ مفرد اوست همچو معاجين و غيره آن را مركب متوافق القوة خوانند چرا كه اثر مىكند هر واحد ازين ممتزجه اثر واحد و اگر مخالف آثار است مثلا هم تسخين كند و هم تبريد چنانچه گل سرخ كه مركب است از اجزائ لطيفه منفذّه و اجزائ ارضيه مكثّفه پس اثر مىكند هر واحد ازين