محمد صادق على خان
14
مخازن التعليم ( فارسى )
مىباشد در اكثر ضرر در اصلى و هر مرض كه منتهى مىشود به صحت براى او چهار زمانه است يكى ابتدا دوى آنست كه ظاهر مىشود در وى مرض دوم تزيّد دوى آنست كه ظاهر شود در وى غلبه مرض لحظهبهلحظه سوم وقت انتها و آن زمانه است كه باشد در وى مرض بعد ازدياد بر حالت واحد چهارم وقت انحطاط دوى آنست كه ظاهر مىشود در وى كمى مرض طريق سوم در اسباب و او نزديك اطباء آنست كه باشد اول پس واجب شود از ان حالتى از احوال بدن انسان يا ثبات آن حالت و بهريك ازين احوال سه اسبابست زيرا كه سبب يا غير بدنى باشد آن را بادى گويند و يا بدنى باشد پس اگر واجب كند آن سبب حالت را به غير واسطه آن را واصله گويند و اگر واجب كند آن حالت را بواسطه آن را سابقه گويند و اسباب بادى صحت مثل خبر خوشكننده و سابقه مانند نضج تام و واصله مانند اعتدال مزاج و تركيب و اسباب بادى مرض مانند حرارت شمس و سابقه مانند امتلا برائ حمى و واصله چون عفونت برائ حمى اعفنه فعل سبب يا بالذات و مقتضاى طبيعت او باشد مانند تبريد آب سرد يا بالعرض مانند تسخين او بحقن حرارت و هر سبب يا ضرورى بود يا غير ضرورى ضرورى آنست كه انسان را بدون وى حيوة ممكن نباشد و غير ضرورى گاه مضار و مفسد طبيعت باشد و گاه غير مضار و اسباب ضرورى بالاستقراء شش است يكى هوا و احتياج بدان براى ترويح و تعديل روح بود باستنشاق و اخراج فضلات محترقه او برد نفس مانند حال مشك آهنگران و بهترين هوا آنست كه معتدل باشد و از غبار و دخان و از ابخرهء بقول رديه و ابخره نيستان و ابخره آب متغير و نتن جيف و از معادن رديه و اشجار خبيثه خالى باشد و ميان سقوف و جدران محبوس نباشد مگر آنكه و با بود اينچنين هوا حافظ صحت حاصله و محدث صحت زائله بود و اگر متغير شود باختلاط و اشياى مذكور حافظ مرض و محدث او باشد و تغيرات هوا يا طبعى بود يا غير طبعى يا غير مضاد طبيعت