اسحاق بن اسماعيل دهلوى
85
غاية الشفاء
و خشم و انديشه كه اندر مزاج اثر كند و هروقت كه سببى از اسبابها تازه شود تپ تولد كند مىگويد احتياط بايد كرد تا غلط نيفتد بقراط مىگويد اين تپهائيست سبع تا مدت دراز بود و تسع درازتر از سبع بود مىگويد خمس بدتر از ديگر تپها باشد از بهر آنكه گاه باشد كه مقدمه سل بود و گاه باشد كه بر تبع آن پديد آيد شيخ الرئيس مىگويد كه بقراط گفته خمس از همه بدتر است مراد او ازين خمس مطلق نيست بلكه مراد او اينست كه بعضى از تپهاى خمس بدتر از تپهاى ديگر است از بهر آنكه گاه باشد كه در تپهاى مختلف اعضاى رئيسه گرم شود و بدق ادا كند شيخ الرئيس گفته بيمارىها كه ما نديدهام بقراط آن را ذكر كرده است و تپ ربع نه از ان بنوبت ربع همىآيد كه مادهء او سوداست از بهر آن به نوبت همىآيد كه مادهء او غليظ و اندك است پس حجت باشد جايى كه مادهء او غليظتر و كمتر از ان باشد تپ نوبت ديگر گيرد و علاج اين تپها همچون علاج تپ ربع باشد ليكن بچيزهاى گرم دليرى كمتر بايد كرد و استفراغ نيز كمتر كنند مگر از پس آنكه نضج تمام پديد آيد استفراغ كنند درخور حال صواب بود و شيخ گويد كه چنان كه جالينوس گفته مرا هم غلامى بود و او را ازين تپها همىآمد و من هم چنان كه جالينوس گفته گمان بردم كه اين غلام تخليطى مىكند و اين تپ بدان سبب همىآيد پس گوش بدان داشتم و قيام ابتداى وقت نشان كردم و مدت نوبت آن نيز نگاهداشتم معلوم شد كه حمى تسع است مزاج او گرم بود و روز ديگر نوبت او بود سكنجبين دادم و آب تخم خرفه بر اثر آن به چند ساعت كشكاب دادم و روزها ديگر گلنگبين با سكنجبين ساده دادم و غذا زيربا و شوربا همچون نخود و شبت و گوشت بره و مرغ و پيش از روز نوبت به دو روز نخود آب دادمى يا زيره و مزوره بمغز بادام و روز نوبت جز سكنجبين هيچ ندادمى بلكه اندك و به آب آميخته و از اجزاى معجون نجاح حب ساختمى پس از روز نوبت دو روز مقدار دو درم حب كرده از دو بار بيش ندادم بدين طريق تپ زائل شد اندر تپهاى مركب تپهائى كه باهم آميخته بود آن را مركب نامند گاه باشد دو تپ كه بجنس از يكديگر