اسحاق بن اسماعيل دهلوى

81

غاية الشفاء

اندر بابهاى گذشته ياد كرده آمده است و اگر خلط غليظتر باشد هر بامداد هفت درم گلنگبين با هفت درم سكنجبين ساده سرشته بخورد و مويز منقى دانه بيرون كرده با پسته و مغز بادام بايد خورد و غذا شورباى نخود و زيره با مرغ بدين تدبير بسيار تپهاى ربع زائل شده است و آنچه اندر تيره ماه ربع تولد كند دراز و سنگين باشد از اول تدبير لطيف نشايد كرد [ قانون تپها و علاج عفونى ] و قانون تپها و علاج عفونى كه اندر بابهاى گذشته ذكر يافته در تدبير به كار دارند و قوت مريض نگاه بايد داشت و از حركتهاى سخت و انديشه و خشم و مانند آن خود را نگاهدارند اما علاج ربع خونى كه از بسيارى درد خون طبعى تولد كند آنست كه نخست رگ باسليق يا اكحل از دست چپ زنند اگر خون تيره باشد و بسيارى گرايد چندان مناسب باشد بيرون كنند و رگ فراخ زنند تا تيرگى خون بيرون آيد و اگر خون سرخ و نيكو بود رگ نشايد زد از بهر آنكه خون صالح بيرون كردن قوت را ضعيف كند و هر استفراغى كه كنند روز نوبت نشايد كرد و اگر از پس روز نوبت بگرمابه رود چندان استقامت كند كه ترى گرمابه در رگهاى او و اندامهاى اثر كند ليكن عرق ناكرده بيرون آمدن نفع دهد و خلط نرم و پخته شود و طعام از پس رگ زدن طيهوج و درّاج و چوزه مرغ خانگى بود و زرده خايه مرغ نيم‌برشت و گوشت بره و بزغاله و زيرباد ابزارهاى ديگ و دارچينى و كرديا و شبت بايد خورد و در اول بيمارى بجگر و سينه و سپرز رعايت بايد كرد سكنجبين و كشكاب بدان طريق بود و ترتيب كه در گذشته مذكور شده نفع‌مند آيد و اگر بمسهل احتياج آيد طبيخ شاهتره بغايت موافق افتد صفت طبيخ شاهتره شاهتره ده درم عناب و آلوى سياه هريك سى عدد تخم كرسنه پنج درم پوست پنج باديان و پوست بيخ كرفس از هريكى ده درم مويز منقى دانه بيرون كرده سى عدد بپزند چنان كه رسم است و چهل درم ترنجبين در وى حل كنند و باز بيالايند و بخورند و مطبوخ هليله نيز موافق باشد از اول روز بيمارى تا بيست روز