اسحاق بن اسماعيل دهلوى
64
غاية الشفاء
و غذا هيچ ندهند اما عفونت صفرا اگر با خون آميخته باشد و نوبت تيز و سوزان باشد و همچو تپ محرقه بنوبت غب كمتر مىشود و اعراض آن قوىتر پديد آيد همان اولىتر باشد كه نخست فصد كنند ليكن در فصد اعتماد بر قوت بايد كرد و در تسكين حرارت بر موجب قانون و اندازه حرارت مبالغت مىبايد كرد و بامداد سى درم آب كدو بريان كرده با ده درم جلاب و نيم درم طباشير و اگر حرارت و تشنگى سخت قوى باشد با آب كدو و قرص كافور دهند پس از ان به دو ساعت كشكاب رقيق دهند و آب انار نيز دهند و شبانگاه آب خيار ترش با جلاب آميخته با آب خرماى هندى و يا بنفشه و هواى خنك كنند چنان كه ياد كرده آمده و چون هواى خانه خنك كرده باشد بيمار را بپوشانند تا بسبب خنكى خانه حرارت باندرون تن بازنگردد و دل گرم شود و هواى خنك و خوش بدم زدن گيرد و راحت نسيم بدل رسد بنفشه و نيلوفر و گلاب و صندل و كافور بويانند آوازهها درشت و رنجهاى از وى دور دارند و نزديك بحران بر قانون كه ياد كرده آمده بتدبير لطيف بازگردند و اندكى آب انار با سيب يا جلاب دهند و هرگاهى كه نزديك بحران علامت بحران پديد آيد كه بحران به عرق خواهد بود بيمارى كه از خانهء خنك بخانهء معتدل آرند تا بحران بازنگردد و يا ناقص شود و اگر از پس بحران آن علامت بظهور آيد كه اندر رگهاى قدرى ماده مفسد كه سبب تپ است باقيمانده باشد و طبع نيز خشك باشد و آب آلوى كشته و زردآلوى كشته دهند يا باقى ماده برفق مدد بيرون آرد و گاهى احتياج بمسهل بود البته بايد داد صفت مسهل آلوى سياه عناب هريك بست دانه سپستان سى دانه مويز منقى بيست درم خرماء هندى بيست درم گل سرخ هفت درم بنفشه چهار درم سناء مكى هفت درم شاهسفرم دو درم تخم كشوث تخم خرفه هريك چهار درم تخم باديان انيسون هريك دو درم هليله زرد پانزده درم همگى را در سه من آب جوشى سبك دهند پس اندر شيشه سرفراخ كنند و دو روز در آفتاب نهند و بشب جاى گرم بايد نهاد و از پس سه روز آنكه هر بامداد چهل درم