اسحاق بن اسماعيل دهلوى
65
غاية الشفاء
پانزده درم سكنجبين بدهند و ده درم شراب بنفشه هم افزايند نافع آيد - اندر شطر الغب بدانكه شطر الغب تپى است از تركيب صفرا و بلغم تولد كند گاهى باشد كه در شطر الغب مادهء بلغمى مادهء صفرائى را عسرتر كنند تا بدان سبب تپ صفراوى درازتر شود و بحران ديرتر كند و گاهى باشد كه ماده صفراوى را لطيف كند و زودتر اثر نضج پديد آيد تا بدان سبب نوبتهاى بلغمى سبكتر شود و بحران زودتر كند ليكن بههرحال كه باشد نوبتهاى تپ مركب عسرتر شود و ديرتر گذرد گاهى باشد كه به همين سبب شطر الغب نه ماه يا بيشتر بماند و بسيار باشد كه حاده شود و انتقال بدق هم كند و مزمن نيز مىگردد و شخص كه در تن او تولد صفرا بسيار بود زود عفونت پذيرد و از رياضت كه عادت داشته باشد بازايستد و تدبير رطوبت افزا كند بيشتر بيمارى او شطر الغب بود و اگر شخص باشد كه در تن او رطوبت بافراط بود هرگاهى كه تدبير گرم كنند و رطوبت و رياضت و غيره در پيش گيرد هم بيمارى او شطر الغب حادث شود و حال كودكان كه سالهاى كودكى بسالهاى تزعزع و جوانى رسند همون حال شخصى باشد كه اندر تن او رطوبت بسيار باشد و رياضت و تدبير گرمكننده بر دست گيرد و حال جوان كه از جوانى بكهولت رسد همچو حال شخص باشد كه در تن او تولد صفرا بسيار باشد و رياضت و تدبيرهاى گرمكننده عادت دارد و بعدهء از رياضت بازآيد و تدابير رطوبتافزا به كار دارد و بدين سبب بيشتر بيمارى هر دو اندر اكثر حالها شطر الغب بود علامت ظاهرترين آنست كه يك روز نوبت تپ درازتر و يك روز نوبت تپ سبكتر باشد و بسيار باشد كه نوبت يك تپ به حد تمام رسيده كه تپى ديگر آيد تا آنكه در ميان تپ هر دو ماده بهم بازكوشند بدان سبب سبب روى بموضع آرد ظاهر سرما يابد يا ماده ديگر دست يابد و غلبه آرد مثلا صفرا گداختهتر شود و رطوبت را بگدازد و بر عضلهاى ريزد و بلرزاند يا بلغمى غليظترى صفرا را كم كند و غليظ گرداند و استيلاى بلغم پديد آيد و فراشاى تولد كند بدين سبب بسيار باشد كه بيمار پندارد تپ