اسحاق بن اسماعيل دهلوى
57
غاية الشفاء
ظهور نهند تدبير آنست كه بيمار را بيدار كنند و آوازهاى بلند كنند و با او سخنها دارند و پايهاى او را ازين ران تا بقدم بندند به طرفى كه اندك الم به دو محسوس شود و خبردار باشد و اگر مانع نباشد شيافى لطيف نهند تا طبع نرم شود و گشاده گردد و بر فترهء گردن و ميان دو كتف شيشهء حجامت برنهند و حجامت كنند و بسيار باشد كه عطسه دادن گيرد و بدان سبب دماغ ممتلى شود و قوت نيز ضعيف گردد و عطسه بازداشتن تدبير آنست كه پيشانى و بينى بيمار بمالند و بفرمايند تا به آروغ آوردن تكلف كند و اطراف بمالند خاصه بروغن بنفشه و اگر دو سه قطرهء روغن بنفشه نيمگرم اندر گوش چكانند صواب باشد و خرقه و نمد گرم كرده پس گردن نهند و غبار و دود از وى دور دارند بسيار باشد كه وقت تپ آمدن صفرا بر فم معده ريزد و غشى آرد در حال آب سرد بر وى و شيشه بايد زد گلاب و صندل و كافور بويانند و بادبيزن كشند و معدهء او بمالند و اطراف بندند تا كه ماده فرود آيد و گاهى حاجت آيد كه بينى بيمار بگيرند و يك زمان اندكى دست بر دهن او نهند تا حرارت برگردد و باندرون رود و قوت هر دو نيز انگيزاند و سكنجبين به حلق او فرو ريزند تا از دو مقصود يكى حاصل آيد يا ماده از فم معده فرو رود و اجابت طبع كند يا بقى بازگردد و اگر اين ممكن نگردد مقدار سه درم شراب ريحانى به آب سرد آميخته در حلق او ريزند در حال به هوش آيد پست جو و ناردانگ دهند و چون اين عادت داشته باشند پيش از گرم شدن تپ چند لقمه نان در آب غوره يا آب انار ترش يا آب ليمون ماليده بدهند نافع آيد - اندر حمى مطبقه بايد دانست كه تپ مطبقه دو نوع است يكى آنكه خون اندر رگها يا بيرون آن عفن گردد و از عفونت آن تپ تولد كند دوم آنكه خون گرم شود و بجوشد و بقراط اين نوع را سوناخس گويد يعنى تپ لازم اما سبب گرم شدن خون اندر بيشتر حالها سرد باشد يا سببى قوى از اسباب حمى يوم و اين تپى است ميان حمى يوم و حميات عفونى نه اينست و نه آن و نه دق بايد دانست