اسحاق بن اسماعيل دهلوى
58
غاية الشفاء
هرگاهى كه مردم از رياضتها و استفراغها كه عادت كرده باشند بازايستد طعام و شراب هم بر عادت اندر تن و رگهاى او بماند به زودى امتلاء و سدهء امتلائى پديد آيد و هرگاهى كه حركتى و رياضتى قوى كنند خون اندر تن بجنبد و بسبب امتلاء دم نتوان زد خون بجوشد و سبب تپ گردد - و سبب نوع ديگر آنست كه خون اندر رگها عفن گردد و سبب عفونت خون بيشتر از بسيارى خوردن ميوهها باشد تا خون بدان سبب رقيق و آبناك باشد و زود عفونت پذيرد و گرم شود و بجوشد و اين تپى لازم باشد كه هيچ نگسارد و در گساريدن يا بحران نيك باشد يا بمرگ انجامد و درجات اين تپ سه است يكى آنكه اول صعبتر باشد و اندكاندك تر مىشود و اين را بتازى منحط گويند و اين سهلتر باشد دوم آنكه قوت تپ هر ساعت همى فزايد و صعبتر مىشود و بحران روز هفتم كند و اين را بتازى الزائد گويند علاج اين مشكلتر باشد و بحران اين تپ بيشتر حالها روز هفتم باشد سوم آنكه از اول تا آخر بر يك حال باشد و اين را بتازى الواقف گويند و حال اين اندر مشكلى ميان اين و آن باشد و بسيار باشد كه روز هفتم بر يك درجه و بر يك حال بمانده باشد و گاه باشد مطبقه بگردد و با سرسام انجامد يا محرقه باشد كه سبب آبله و حصبه شود و گاه باشد كه بسبب علاج سرد و مبردات كثير به لثمرغس رسد - علامات اندرين تپ سهگونه علامتهاى نگاه بايد داشت يكى علامتهاى سوناخس دوم علامتهاى عفونى سوم علامتهاى بگرديدن - سوناخس پنج نوع است يكى آنكه تپ لازم باشد و بالا نرمى تپ رنگ روى و چشم سرخ و رگهاى ممتلى باشد جايگاه حجامت و سر رگها كه فصد آن عادت داشته باشد خارش كند و بينى نيز بخارد و آب او چشم همىآيد دوم آنكه حرارت بدان سوزان نباشد كه تب محرقه و غب خالصه باشد و اگر دست بر اندام او نهند