اسحاق بن اسماعيل دهلوى

13

غاية الشفاء

و ماليدن بدستهاى مختلف و غذا دادن هم از ان نوع كه اندر ديگر حميات مذكور شده ليكن سخت اندك بايد داد و ترك شراب كردن از بهر آنكه سبب زيادت بخارها گردد اندر حمى يوم كه از شادى تولد كند همچنانكه از افراط خشم حمى يوم تولد كند از فرط شادى نيز احداث كند علامتهاى آن علامتهاى حمى يوم خشمى باشد مگر سست خشم كه بر خلاف آن باشد همچنانكه اثر خشم اندر چشم آن بتوان ديد اثر شادى نيز اندر چشم آن بتوان ديد و تواتر نبض اين كمتر باشد علاج آن همچون علاج حمى يوم غضبى باشد - اندر حمى يوم كه از ترس تولد كند همچنانكه از غم حمى يوم تولد كند از ترس نيز هم بدان طريق تولد كند از بهر آنكه اندر هر دو حال روح باندرون بازگردد از بهر آنكه طبيعت از غم و ترس گريزان باشد علامات آن همچون علامتهاء حمى يوم باشد كه از غم تولد كند و علاج آن همچون علاج اين و اثر ترس اندر روى اين بتوان ديد و او را از ترس ايمن بايد كرد به ؟ ؟ ؟ مژدها - اندر حمى يوم كه از رنج تولد كند هرگاهى كه رنجى بمردم رسد حرارت غريزى را برافروزد و روح را گرم كند از گرم شدن روح حمى يوم تولد كند علامت آنست كه نخست رنجى رسيده باشد و بدان سبب بند او گشاده گرم‌تر از ديگر جايهاى باشد و اندر اندامهاى دردى و ماندگى باشد و بشره خشك باشد و در آخر تپ عرق نكند مگر آنكه رنج قوى نبوده و خشكى بافراط نباشد يا در آخر تپ عرقى اندك كند و ممكن باشد كه به اين سعال خشك برآيد و نبض صغير باشد و ميل بصلبى دارد و بول بسبب حركت رنگين و تيره باشد و بسبب فرط تحليل رقيق باشد علاج آسايش و خواب چندانكه ممكن باشد و بوقت انحطاط اندر گرمابه رود و بجاى معتدل نشيند و سودمند آيد چون از آبزن بيرون آيد ترى آب از خويشتن بنشف بردارد و همه اندام را بروغن بنفشه يا روغن نيلوفر چرب كند و بدست مختلف بمالند تا اندام نرم شوند و روى بگذارند كه هيچ عرق