اسحاق بن اسماعيل دهلوى

14

غاية الشفاء

نكند و بعد فراغ گرمابه و آبزن غذا اندك خورد و ؟ ؟ ؟ تر و سرد عظيم النفع و موافق باشد و جلاب ؟ ؟ ؟ گلاب كرده بخورد و بر بستر نرم نشيند و جامه نرم پوشد و از هرچه خشكى فزايد دور باشد خاصة از جماع و غيره - اندر حمى يوم كه از استفراغ تولد كند بسيار باشد كه پس از آنكه دارو كار كرد حمى يوم تولد كند از بهر آنكه دارو اخلاط را بجنباند و بسوزاند و ارواح را نيز بسبب اخلاط حركت افتد و همه ارواح گرم شود و حمى يوم تولد كند و باشد كه حركت داروها ارواح و خون را گرم كند سبب حمى يوم گردد و از پس فصد نيز تولد كند از بهر آنكه تيزى خون و ترى فصد بخارهاى صالح ازين دور شود و باقى خون كمترى گرم گردد از بهر آنكه صالح از تن كم شود و باقى خون اندك‌ترى و صفرا خبر نمايد و بخارهاى دخانى از وى برخيزد حمى يوم تولد كند علاج آنچه از دارو تولد كند نخست طبع را باز بايد گرفت بتدبيرها كه اندرين باب بازداشتن افراط دارو گفته شود و غذائى دهند كه قوت و ترى فزائد و اگر قوت سخت ضعيف شده باشد بعرض فم معده ضمادى گرم برنهند چنان كه نيم‌گرم باشد براى آنكه هرچه نيمگرم باشد سستى آرد و اگر اين ضماد بشره باشد و بروغن سنبل يا روغن مصطگى تر كرده بسيار نافع بود اگر تپ سخت گرم باشد و تشنگى همىآرد بر دل و جگر او ضمادهاى خنك بايد نهاد و ديگر روز گرمابه و آبزن به كار دارند و غذا تر و سرد و خشك و خنك دهند و علاج آنچه او پس فصد تولد كند همين بايد كرد و ليكن بچيزهاى قابض كه طبع بازگيرد حاجت نباشد اندر بازداشتن افراط دارو هرگاهى كه داروى مسهل يا داروى قى افراط كند دستها را ازين بغل يا از بين ران بطنابها يا نوارى بايد پيچيد و بست و آغاز بستن ازين بغل و ازين ران بايد كرد تا دست و يا كف پاى و ترياق بزرگ و يا قلونيا بايد داد و اگر مناسب و ممكن باشد بگرمابه رود تا عرق كند يا آب گرم در زير دامن او بايد نهاد خاصة از سوى پشت و ؟ ؟ ؟