محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

768

مخزن الأدوية ( ط . ج )

جهانگير نكر ظرف آن را خوب مىسازند و نوعى كه در معدن آن تكون مىيابد و آن را مس رست گويند و عبارت از روى است به عربى صفر و به يونانى طاليقون گويند رنگ آن زرد و درخشنده مىباشد و طاليقون در حرف طا ذكر يافت و نوعى از گداختن سنگ خالص به هم مىرسد بعضى از آن مايل به زردى و اكثرى سرخ مىباشد و از مطلق نحاس مراد اين نوع است و چون سرخ آن را با عشر آن روى توتيا بگدازند جسمى زرد رنگ حاصل مىگردد كه به فارسى برنج و به عربى صفر مصنوع و به هندى پيتل نامند چكش‌گيرتر و صلب‌تر از نحاس است و چون زرد آن را با مقدار خمس و يا ربع وزن آن روى توتيا بگدازند و در قالب‌هاى به شكل اوانى بريزند اين را به فارسى ريخته و به هندى بهرت نامند و اين قابل الطراق يعنى چكش‌گير نيست و شكننده مىباشد و چون صفر مخلوق قليل الوجود است بنابراين مصنوع آن را به اسم آن شايع گردانيده‌اند و مستعمل است و چون مس را با قلعى بگدازند به فارسى سفيد روى نامند و چون با قلعى و روى توتيا هر دو بگذارند به فارسى جام نامند و به هندى كانسه و اين شكننده‌تر مىباشد و از فرنگ ظروف ساخته چرخ نموده بسيار سفيد براق شبيه به نقره مىآورند و تا تازه و نو است و آب و چربى بدان نرسيده و به استعمال بسيار نيامده و نم و رطوبت بسيار در آن اثر نكرده بدان صفت مىباشد پس ميل به اندك زردى مىنمايد و شكننده و قابل گداز نيست و گداخته نمىگردد و ماده تكون نحاس زيبق و كبريت غير صافى است و متعلق به سعادت زهره با شمس و توسط به قمر و در يك سال و بيست و پنج روز به اتمام مىرسد به گفته بليناس و بهترين آن زرد ذهبى پس سرخ زرد نرم خالص آنست و آنچه به غير اين الوان و اوصاف باشد همه ردى و همچنين بسيار صلب آن . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : محلل و محرق آن با قوّت مدمله و قابضه و حدت حرارت و غسل آن باعث لطافت و كسر حدت و حرارت آن و زهرة النحاس الطف است و در حرف الزاء المعجمه مع الحاء مذكور شد . * اعضاء الرأس * چون نحاس را در سركه چند روز بگذارند و حنا را با آن سركه خمير نموده ضماد نمايند در رفع نزلات و سرفه و منع ريختن موى مجرب دانسته‌اند و اكتحال به آن باعث حدت بصر و صلابت اجفان را مفيد و چون موى را به منقاش طاليقون بكنند ديگر نرويد . * اعضاء النفض * آشاميدن محلول آن با ماء العسل مسهل ماء اصفر و مبادى استسقا و به دستور طلاى آن و آشاميدن ساييده آن مهيج قى و نيم مثقال آن مخرج مابيت آن به غير اذيت و حمول سخاله آن با دودى كه در ديگ و غير آن مجتمع مىگردد و با آب ليمو جهت منع آبستنى مجرب گفته‌اند . * السموم * آشاميدن ساييده آن به تنهايى و يا با روغن گاو و يا شير تازه دوشيده و قى فرمودن مكرر باعث دفع ضرر افيون خورده و آشاميدن اشياى حامضه و لبنيات و لحوم و يا مالحه و يا تلخ و يا چرب در ظرف مس بىقلعى خصوص كه زمانى در آن مانده باشد بسيار مضر و در قلعىدار مدّتى گذاشتن نيز مضر خصوصاً كه گرم باشد و سر آن را گرماگرم بسته باشند و از همه بدتر ماهى بريان است كه در آن گذشته گرماگرم و سر آن را پوشيده شب مانده باشد جهت آنكه اينها همه باعث زنجاريت مس‌اند و زنجارى مىگردند و زنجار خود سم است مداواى آن قى فرمودن با شير تازه دوشيده و ادهان و بعد از آن آشاميدن آب گوشتهاى چرب . * القروح و الجروح و الاورام و البثور * طلاى غير مغسول آن با عسل جهت اندمال قروح خبيثه و ساعيه و منع سعى آن و خوردن گوشت زايد و مغسول آن مدمل جراحات و طلاى آن با عسل مصلح قروح متصله مجتمعه در ابدان صلبه و جهت جرب و حكه و تحليل اورام و رفع سستى و ماندگى اعضا مفيد و آنچه نحاس را سفيد و براق گرداند تافتن صفايح رقيق آنست و در ترشىها مكرر انداختن خصوصاً آب سماق و سركه و پاشيدن شوره بعد از گداز بر آن رافع اشياى مختلفه بدان و انداختن تخم بادنجان بدان در حين گداز باعث سرعت ذوب آنست و محرق آن را روسختج نامند و در حرف راء مذكور شد و استعمال و يا اغتسال به آب در ظرف مسى با آفتاب گرم شده مورث برص است خصوصاً تكرار استعمال آن و از خوردن توبال و براده آن و يا خوردن طعام و يا شراب در ظرف بىقلعى آن خصوص كه ترش باشد و مدّتى در آن مانده عوارضى مانند عوارض توبال و براده و زنجفر الحديد عارض گردد علاج آن مانند علاج آنست و مذكور شد . نحام به ضم نون و فتح حا و الف و ميم به تركى و فارسى انقود نامند . ماهيت آن : نوعى از طيور آبى است از قاز كوچكتر و از اردك بزرگتر و ابلق از سفيدى و سياهى و سرخى مايل به زردى و بسيار فربه و اكثر در كنار آبها و خرابه‌ها مىباشد . طبيعت آن : گرم و تر . افعال و خواص آن : دهنيت بر آن غالب و بسيار بدبو و مولد خون متين و منى چون هضم يابد و مقوى چشم و بدن و محرك باه . مضر محرورين و دير هضم و بدبو كننده بول و عرق و براز ، مصلح آن در سركه پختن و يا با كشك الشعير و فانيذ و بعد از آن نيز تناول نمودن معين بر انحدار آنست و جهت مبرودين و مشايخ مفيد . نحل به فتح نون و سكون حا و لام زنبور عسل است به فارسى مگس