محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

766

مخزن الأدوية ( ط . ج )

با مغز گردكان سوخته رافع تزحر و ناشتا خوردن آن رافع سنگ گرده و مثانه و از مجربات شمرده‌اند و چون در آب ليمو آن مقدار كه آن را بپوشاند و يك انگشت بالاى آن آيد بخيسانند و خشك كنند و هفت مرتبه تكرار نمايند جهت اعاده شهوت باه مايوسين مجرب گفته‌اند . * الزينه * آشاميدن سه مثقال آن كه در يك رطل شير جوشانيده باشند تا به نصف رسده باشد با يك اوقيه قند سفيد كه بالاى آن لحوم خورده شود باعث فربهى به افراط گردد و خوردن و طلا نمودن آن بر بدن بالخاصيت موجب زردى بشره و با عسل و ادويه برص و بهق و آثار جلد مقوى فعل آنها . * الحميات * آشاميدن جهت حميات بارده مزمنه كهنه خصوص ربع و نطول آن دافع نافض . * السموم * آشاميدن آن ترياق سموم و نهش هوام و مضرت افيون و به جهت ترك عادت آن و نطول آب گرم آن جهت رفع اذيت عقرب گزيده سريع الاثر و بخور آن با راتينج و فرزجه و حقنه آن جهت تنقيه رحم از رطوبات بدبو و تجفيف آن و ضماد آن با نمك و ترمس و زعفران جهت ورم انثيين . * الاوجاع و الاورام و البثور * ضماد آن با سفيده بيضه مرغ جهت ناف برآمده مجرب و با عسل جهت درد جميع اعضا و تحليل اورام خصوصاً با طين قيموليا از مجربات شمرده‌اند و به دستور جهت خون منجمد تحت جلد بيعديل و با روغنها جهت بثور لبنيه . المضار : مصدع محرورين و اكثار آن مورث ظلمت بصر و زردى بدن ، مصلح آن گشنيز و مقلل شير مرضعه و منى به جهت آنكه مجفف اين هر دو است ، مصلح آن ترمس . مقدار شربت آن : تا سه درم . بدل آن : در غير تسمين شونيز به وزن آن جوارش و دستور مدبر نمودن و دهن و سفوف و شراب و عرق و معجون آن در قرابادين ذكر يافت و عرق آن كه به دستور متعارف عرق كشند . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : جهت فالج و رعشه و امراض عصبانى و عسر نفس و تحليل رياح و تقويت اشتها و رفع بلت معده و استسقا مفيد و چون با دارچينى و گاو زبان عرق كشند در تفريح نابب مناب خمر دانسته‌اند و روغن آن كه به قرع و انبيق مقطر نمايند جهت تحليل رياح و دردهاى مزمن و اورام بارده بهترين ادويه است . فصل النون مع الباء الموحده نبيذ به فتح نون و كسر با و سكون ياى مثناة تحتانيه و ذال معجمه لغت عربى است به معنى منبوذ و به فارسى و به هندى نيز بوزه نامند . ماهيت آن : اسم جنس جميع مسكرات مايع است غير از خمر و آن انواع است و عبارت از نقوعات مسكره حاده است و مراد از آن و مشهور مصنوع از اشيايى است كه ذكر مىيابد و فقاع قسمى از آن است كه از آب انار و ساير ميوه‌ها و حبوب ترتيب دهند و آن مقدار نگذارند كه به جوش آيد و مسكر گردد و چون مدّتى بگذارند كه به جوش آيد و مسكر گردد آن هنگام آن را مضغ نامند و از جمله انبذه است . طبيعت مطلق آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : محرق خون و مضعف دماغ و مكدر حواس و مولد سودا و سوداوى مزاجان و صاحبان اورام سوداويه و طحال را مضر و دستور صنعت آن نزد متقدمين آنست كه هرچه از زبيب و خرما و سنجد و ساير ميوه‌ها و يا بسر يعنى غوره خرما سازند بايد كه آن را در دو مثل آن آب يك شبانه روز بخيسانند پس بجوشانند تا ثلث آن برود پس در ظرفى كرده سر آن را محكم بسته تا پنج شش ماه بگذارند تا برسد پس استعمال نمايند و نزد متأخرين آنست كه با پنج مثل آن آب بجوشانند تا به نصف رسد پس به دستور مرتب نمايند و آنچه از حبوب سازند بايد كه آن مقدار بجوشانند كه مضمحل گردد و با آب يكسان شود و با سه وزن آن هر شيرينى كه خواهند از شكر و عسل و دوشاب و امثال اينها آميخته بگذارند و بعد از يك هفته صاف كنند و به كار برند و به جهت تقويت و اصلاح آن بعضى از ادويه مفرحه و مقويه مانند جوزبوا و قرنفل و دارچينى و زعفران و عود هندى و امثال اينها از هر يك به ازاى هر ده رطل پنج درم نيم كوفته در پارچه بسته از اول طبخ تا آخر در آن اندازند و آنچه از عسل و شكر و دوشاب و امثال اينها سازند بايد كه با سه مثل آن بجوشانند تا دو ثلث بماند و اگر خواهند براى تقويت ادويه مسطوره به وزن مزبور داخل نمايند . نبيذ الزبيب به فارسى مويز آب نامند . طبيعت آن : در دويّم گرم و در اول تر و گرمى آن از شراب مشمش و مطبوخ آن كمتر و با قوّت قابضه . افعال و خواص آن : مولد دم متين و مفتح سدد و هاضم و مسخن بدن و مقوى معده و چون قدرى عسل اضافه نمايند گرمى و قوّت نفوذ آن در اقطار بدن و اعماق آن زياده مىگردد و مىباشد منقى سينه و ريه از اخلاط لزجه و مسخن گرده و مثانه و محلل رياح و محرك باه و مدر بول و مخرج فضول و چون حماما در حين جوش اضافه نمايند جهت جوع بقرى و تقويت هاضمه و بدن نافع . المضار : سريع الفساد و مفسد دماغ و مغلظ اخلاط و محرق خون