محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
731
مخزن الأدوية ( ط . ج )
سرد رافع سم عقرب است . فصل الميم مع الراء المهله مرّ به ضم ميم و تشديد را و به فتح ميم نيز آمده لغت عربى است و به رومى اعروعوليطوس و به سريانى مراد كبا و به يونانى سمرنا و به هندى بول به ضم باى موحده و سكون واو و لام نامند . ماهيت آن : صمغ و يا لبن درختى است كه در بلاد مغرب و روم و جزيره سقوطره مىشود و بسيار بلند و رعنا و نرم و گرهدار و گرههاى آن مانند بندهاى نى و جوف آن مصمت يعنى ميان آن پر مىباشد و از آن نيزه مىسازند مشهور به نيزه نى است و جميع اجزاى آن تلخ و نزد بعضى مران و ماليا يكى است و اين قول اقرب به صواب است چه در افعال قريب به هماند و نزد بعضى مران قرانيا است و اين اصلى ندارد چه مران را برگ شبيه به برگ توت است و برگ قرانيا شبيه به برگ ترنج و از آن كوچكتر و درخت آن بسيار بلند نمىشود و ثمر قرانيا لذيذ و ثمر مران شبيه بدان و ليكن با عفوصت بسيار و غير لذيذ و درخت آن خاردار شبيه به قرط و صمغ آن به چند نوع حاصل مىگردد و آنچه از تنه درخت آن به تيغ زدن و فرش نمودن بوريايى و ظرفى در زير آن در آن جمع گردد و انجماد يابد حاصل گردد بهترين انواع است و اين قبل از انجماد سفيد رنگ و بعد از آن رنگيين مىباشد و اين را مر صاف نامند و آنچه از تنه درخت آن مانند صمغ خود به خود تراوش كند و منجمد گردد و اخذ نمايند بعد از آن است در خوبى و اين زرد رنگ مىباشد و مر البطارح نامند و آنچه پوست درخت آن را كه در زير آن صمغ آنست افشرده عصاره آن را خشك مىنمايند و يا آنكه در آب جوش داده صاف نموده آب صافى آن را باز طبخ مىدهند تا منعقد و منجمد گردد مسمى به ميعه سايله و مر حبشى است و اين بدترين همه و سياه رنگ مىباشد و مختار و بهترين همه مر صافى خالص از چوب و سنگريزه و سبك وزن و زود شكن و خوشبوى بسيار تلخ با بشاعت آنست كه ظاهر آن مايل به سفيدى و سرخى و باطن آن از شكستن سفيد و بعد از شستن سفيد شبيه به ناخن چيده باشد و آنچه به اوصاف مذكوره نباشد زبون و غير مستعمل و آن را مغشوش به صمغ عربى مىنمايند و به جوشانيدن در آب مر اهلى و بعضى يتوع سمى قاتل كه آن را فاسيس نامند و در لون شبيه بدان است امّا با حدت و كراهيت رايحه و زهومت است غش مىنمايند . طبيعت آن : در آخر سيّم گرم و در آخر دويّم خشك و در آخر سيّم نيز گفتهاند و در دويّم گرم و خشك دانستهاند . افعال و خواص آن : جالى و مجفف و قابض بيلذع و مفتح و منضج و مسهل و ملين و ملزق و محلل رياح و اورام بارده بلغميه و از جمله ادويه جليله و عظيم النفع است و داخل تراكيب كبار كرده مىشود و حافظ و مانع تعفن اخلاط است و لهذا حكماى سلف بر اجساد اموات براى تجفيف و نشف رطوبات و حفظ آنها از تعفن و فساد و تغير با بعض ادويه مناسبه مىماليدهاند و گفتهاند آنچه از اقليطا مىآورند قوّت تجفيف و انضاج و تليين آن زياده از غير آنست . * اعضاء الرأس * سعوط مقدار يك دانگ آن منقى دماغ و با آب مرزنجوش جهت منع نزلات و با آب نعناع جهت بدبويى بينى و ليكن بايد گرم نموده باشند و نطول محلول آن در سركه كه غليظ باشد بر سر جهت وجع صدغين و صداعى كه سبب آن معلوم نباشد و با آب مرزنجوش بر منخرين با پر مرغى حابس نزلات مزمنه و ذرور آن مجفف قروح سر و اكثر قروح ساير اعضا و ضماد آن با زيره كرمانى به روغن گاو سرشته جهت تجفيف و التيام قروح رطبه سر و به دستور ضماد آن با كندر جهت انواع قروح و بثور سر مجرب و سريع الاثر . گذاشتن فتيله آلوده بدان و افيون و ماميثا و جندبيدستر مخلوط درهم در گوش جهت تنقيه چرك و ريم و تجفيف قروح و التيام آنها و تسكين اوجاع و تحليل اورام و رياح آن نافع و مضمضه محلول آن در آب شب محلول در خل عنصل و يا سركه ممزوج به آب مطبوخ در آن بيخ هليون و قليلى زنجار جهت رفع قروح متعفنه دهان و لثه داميه و با سركه عنصل هر روز جهت قطع خون بن دندان و باعث نيكويى نكهت يعنى خوشبويى دهان و رفع بدبويى آن و به دستور نگاه داشتن آن در دهان و فرو بردن آن رافع خشونت حلق و تصفيه آواز و اكتحال و طلاى آن جالى آثار عظيمه و بياض و ظلمت بصر و خشونت اجفان و قطع چرك و پر كننده قروح چشم بىلذع و حابس و محلل آب نازل در چشم در ابتدا اگر رقيق باشد و نيز اكتحال حل نموده آن در آبى كه در آن عروق زعفران و زردچوبه جوش داده باشند و يا در آب اسل يا فودنج نهرى جهت حدت بصر و ابتداى نزول آب و شيخ الرييس نوشته مغشوش يتوعى آن درين امر بهتر از غير آنست . با شير زنان و يا سفيده بيضه جهت رمد و بياض رقيق و با آب شقايق النعمان و با فلفل جهت جلاى بياض و ضعف بصر و با عسل جهت سلاق و با آب حلبه و گلاب جهت قرحه و با آب مورد جهت دمعه و جرب و با عصير عوسج و يا شقايق النعمان نيز جهت جلاى بياض به قوّت و با گلاب جهت شعيره و با آب ترب جهت كمنة الدم تحت العين و بالجمله بايد كه هرگاه اراده استعمال آن نمايند در امراض عين خصوصاً رمد با شير زنان و يا شير الاغ و يا سفيده بيضه مرغ به كار برند . * اعضاء الصدر * آشاميدن آن با اشياى مناسبه جهت امراض سينه و سرفه مزمن رطوبى و ربو و