محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
729
مخزن الأدوية ( ط . ج )
كه نقا حاصل مىگردد بىتعب . الحاصل اين دوا از ادويه ملوكيه است و اطفال و زنان حامله و مرضعات را سودمند و بيغايله است چنانچه گفتهاند و باقى منوط به تجربه است . محلب در حب المحلب مذكور شد . فصل الميم مع الخاء المعجمه مخ به ضم ميم و خاى مشدده به فارسى مغز استخوان را نامند و شامل مغز سر نيز است . ماهيت آن : معروف است كه جسم نرم چرب است كه در جوف استخوان حيوان مىباشد خواه مجتمع مانند دماغ و مغز ساق پا و ساعد و عضد و يا متفرق در اجزاى استخوان قص و اطراف استخوانهاى نرم باشد . طبيعت آن : گرم و تر . افعال و خواص آن : ملين و مرخى اعضا و كثير الغذاء و مسمن بدن . المضار : اكثار آن مفسد معده و مورث غثيان خصوص بىنمك خوردن آن ، مصلح آن نمك و صعتر و دارچينى و زيره در مبرودين و ترشيها در محرورين . * آلات المفاصل و الاعصاب * تمريخ بدان ملين صلابت مفاصل و اعصاب و رباطات و اوتار و عضلات و شقاق اطراف و بهترين آن مغز استخوان حيوان جوان صحيح المزاج فربه است كه چرا خوب يافته باشد و مغز ساق گاو نر و بز نر قوىتر و گرماند و قوّت تحليل آنها كمتر و تجفيف آنها زياده و چرب و لذيذند خصوص از حيوانى كه رنگ آن سياه و پر مغز با اوصاف مذكوره باشد و وجه بهترين مغز ساق براى زيادتى دهنيت و قلت فضول آنست به سبب كثرت حركت آن و چون مغز ساق گاو و يا آهو را مكرر بر ساق و بندهاى پاى اطفال بمالند زود به راه افتد و چون خواهند كه آن را نگهدارند بايد كه در زمستان اخذ نمايند و در غرفهها و اماكن بلند گرم خشك با برگ خار خسك بگذارند و از جاهاى نم دور دارند . مخلّصه به ضم ميم و فتح خا و لام مشدده و صاد مهمله و ها و آن را مخلّصه از آن جهت نامند كه از خوردن آن خلاص و امان مىيابد از سم افعى و نكايت آن و موت و به تكرار به تجربه رسانيدهاند در سموم هوام ديگر نيز . ماهيت آن : نباتى است مختلف الانواع و به حسب اماكن مختلف الشكل مىباشد و تا هفت قسم ديده شده و همه با تلخى و گل همه منحنى منكوس و شبيه به محجمه قسمى بىساق شاخها از زمين رسته و برگ آن شبيه به برگ كرفس و از آن نرمتر و از اول تا آخر شكافته و هر چند شاخهاى آن بلندتر گردد برگ آن ريزهتر شود تا به حد برگ كتان و گل كبود و منكوس و اين قسم در اواسط ربيع مىرويد و در اواسط گرما گل مىكند و قسم دويّم آن نيز شبيه به قسم اول مگر آنكه گل آن ما بين كبودى و سرخى است و قسم سيّم را برگ شبيه به سر هدهد و ريزه و گل آن سفيد با زردى و اندك سياهى و اين قسم را به اسكندريه رأس الهدهد نامند و قسم چهارم ساقدار و در ربيع مىرويد و ساق آن باريك و مستدير به قدر دو شبر تا سه شبر و شاخ و برگ ندارد و گل آن به شكل عقرب و كبود نيم رنگ و قسم پنجم را ساق مربع و برگ مدور و مشقق و شبيه به برگ بادرنجبويه و بىبو و طعم آن تلخ و اين قسم در طرابلس و نواح آن بسيار است و منبت آن كوهستان و زمينهاى صلب و قسم ششم را شاخها صلب و اغبر و بد شكل و غير مستقيم بلكه معوج و كم برگ و برگهاى آن باريك دراز شبيه به برگ بابونه و بر سر شاخها قبهها شبيه به قبه بابونه امّا برگهاى ريزه ندارد و با زغبى بنفش و اين قسم در بلاد شام كثير الوجود و معروف به رهاه و حران است و بهترين همه قسم اول و آنچه در اراضى صلبه بىآب و سنگلاخ رويد قوّت آن تا بيست سال باقى مىماند و صاحب اختيارات بديعى نوشته كه آن را محاحم و ابواح گويند و سه نوع است يك نوع آن را به شيرازى كارربك نامند و به فارسى بلبل شامى و يك نوع را گشنيز كوهى و يك نوع را ترياق كوهى و تخم هر سه نوع مشابه به هم امّا در نبات اندك متفاوت . نبات كارربك خشن و تخم آن بسيار تلخ و گل آن ازرق و در كوه و سنگستانها رويد و نبات گشنيز كوهى املس و بزرگتر در قد و تخم آن نيز بزرگتر و تلخ منبت آن مرغزارها و دامنههاى كوه و گل آن مايل به سرخى و نوع ترياق كوهى در رمل رويد و نبات آن كوچكتر و گل آن مايل به سفيدى و زردى و سياهى و بهترين همه آنست كه در شبانكاره رويد و از كوهستان شبانكاره آورند جهت آنكه ترياقيت آن از همه زياده است . طبيعت آن : در اول سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : * اعضاء الغذاء * آشاميدن آن جهت رفع قولنجهاى صعب و تحليل اخلاط لزجه و تقويت معده و كبد و طحال و اعصاب و دفع اوجاع مفاصل و طهر و ورك و امثال اينها . * السموم * آشاميدن يك درم تا دو درم آن جهت دفع سموم مشروبه و منهوشه مانند مار شاخدار و عقرب و رتيلا و غيرها خواه قبل از آن و يا بعد از آن مانع تأثير و دافع ضرر آنها است . مقدار شربت آن : يك مثقال با روغن زيت و چون در اول نزول آفتاب به برج حمل تا سه روز هر روز يك مثقال تخم آن را