محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

693

مخزن الأدوية ( ط . ج )

مقدار شربت از آب آن : از يك اوقيه تا سى درم با نبات بى آنكه بجوشانند و لبلاب صغير : طبيعت آن : قريب به كبير و مركب القوى . افعال و خواص آن : محلل و قابض و مسهل مره صفرا به سبب لزوجتى كه دارد و اسلم از ساير اقسام . * اعضاء الصدر و غيرها * رافع اقسام سرفه كه با يبوست طبع باشد و قولنج حار و با خيارشنبر محلل ورم احشا و تفتيح سدد و اكثر تبها . * اعضاء المفاصل و الاورام * محلل اورام مفاصل و غيرها . مقدار شربت از آب آن : تا نيم رطل با بيست درم نبات . بدل آن : آب برگ خطمى و خبازى است . لبن به فتح لام و با و نون لغت عربى است به فارسى شير و به تركى سود و به هندى دودهه نامند . ماهيت آن : معروف است و آن مركب از سه جزو است ماييت و دهنيت و جبنيت و به حسب غلبه هر يك بر ديگرى طبيعت آن در حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و اعتدال مختلف مىگردد و در خاصيت و افعال نيز و شير هر حيوانى به انفراده جدا جدا ان شاء الله تعالى مذكور مىشود و بعد از اين امور مشتركه در اينجا بالاجمال بيان مىيابد و هر حيوانى كه مدت حمل و ولادت آن قريب به مدت حمل و ولادت انسان باشد انسب به تغذيه است از غير آن پس شير گاو كه مدت حمل آن نيز نه ماه است انسب است براى تغذيه اطفال و غير ايشان از شير حيوانات ديگر و مايل به اعتدال است در امور و كيفيات مذكوره و بعد از آن شير بز و گوسفند و آهو و شير شتر بعد از آنها و بعضى شير بز را بهتر از شير گاو دانسته‌اند و گفته‌اند اعدل وافر آنست و شير الاغ و اسب و شتر و گورخر و خوك و غيرها براى تداوى اقوىاند از حيوانات مذكوره و آنها براى تغذيه و همچنين به حسب تعليف و سن و فربهى و لاغرى و رنگ حيوان و سحنه آن از صلابت و رخاوت و فصل و بلد و غيرها مختلف مىباشد چه هرگاه تعليف به علفهاى تر و تازه و ايام ربيع و بارش باشد ارطب از علفهاى خشك و ايام گرما و خشكى مىباشد و به مسكرات و مخدرات مانند بنگ و خشخاش و كاهو و امثال اينها نمايند شير آن نيز مسكر و مخدر خواهد بود از ادويه ملينه ملين و از مسهله مسهل و همچنين از قابضه و مسخنه و مبروده و مرطبه و لطيفه و كثيفه و غليظه و غيرها آثار آن نيز متبدل مىگردد و شير حيوان سفيد زودتر منحدر مىگردد از غير آن . طبيعت اجزاى آن : ماييت آن در دويّم سرد و تر و دهنيت و دسومت آن در اول گرم و خشك و جنبيت آن در اول سرد و خشك و شير تازه دوشيده گرم با حرارت لطيفه و سريع النفوذ و الانحدار به خلاف سرد آن كه در سرد شدن حرارت لطيفه آن به تحليل مىرود پس بايد كه چون خواهند بنوشند گرم نموده بنوشند تا موجب سرعت نفوذ آن گردد و از مطلق آن بدون قيدى مراد شير گاو است و موافق‌ترين اغذيه است در مزاج اطفال بعد از شير زنان و در غير اطفال در طبيعت و مزاج شخص كه موافقت نمايد و بعد از آن گوشت و تخم مرغ نيم برشت و هرچه جبنيت بر آن غالب باشد مسدد و ثقيل و هر چه ماييت بر آن غالب مدر و مفتح و خفيف و هر چه دهنيت و دسومت مسخن و مثقل و قبل از انقضاى چهل يوم از ولادت آن در زمستان به سبب غلظت و قريب به ولادت را به سبب غلبه ماييت نيز استعمال جايز نيست و در آخر فصل بهار تا اواسط تابستان استعمال آن اولى و بهترين البان شير تازه دوشيده حيوان جوان فربه صحيح المزاج معتدل القوام سفيد خالى از طعم و رايحه غريب جيّد المرعى است . المضار : اكثار آن مورث تبها و توليد شپش و قروح و جرب و حكه و وضح و اورام رديه و دماميل و ماشرا و امثال اينها و مطلقاً خواه قليل و خواه كثير جهت اصحاب اورام باطنيه مضر و جهت اعصاب و امراض عصبانيه خصوصاً بلغميه نيز هر روز پى هم خودن آن مضر و به جهت دسومت سريع الاستحاله به دخانيت و صفرا و خلط غالب و فساد و در اماكن حاره و معده ضعيفه باعث مضرت و موافق سوداوى مزاجان و يابس و معتادين به افيون و مقدار قليل آن در اغذيه و كثير آن در تليين و اسهال اقوى و جمع آن با شىء حامض و مالح و با گوشت و بيضه مرغ و ماهى و ترب و پياز و ميوه‌هاى تازه و بقول و حبوب و امثال اينها و بالاى آن نيز مادام كه انحدار نيافته باشد و بالاى آن چيزى خوردن و خوابيدن همه مفسد آن و با وجود اخلاط فاسده در بدن و امتلا مهلك دانسته‌اند و به دستور با شير حيوان اهلى كثير الدسومت و ثقيل و وحشى قليل الدسومت و خفيف . طبيعت آن : مطلقاً مركب القوى با غلبه حرارت و رطوبت و نيز گرم در اول و تر در دويّم . افعال و خواص آن : مجموع شير حيوانات جالى و دافع اخلاط سوخته و مقوى و مسمن و موافق اعضاى تناسل و گفته‌اند موافق امزجه حاره يابسه هرگاه صفرا در معده نباشد و قطور آنها جهت رمد و اكثر امراض عين خواه به تنهايى و يا با شيافات و ادويه مناسبه و طلاى اقسام آن موافق ورم مقعده و درد آن و قرحه مثانه و اورام عانه و رحم و حافظ رطوبات اصليه و طول عمر و مسمن و محرك باه خصوص شير جاموش با شكر . * السموم * بادزهر سموم قتاله و شراب ارنب بحرى و شوكران و بنگ و ذراريح و ارنب بحرى و ثافسيا و خربق و خانق الذئب و نمر و جميع ادويه اكاله و معفنه و امثال اينها نافع است . * الزينه * طلاى