محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
53
مخزن الأدوية ( ط . ج )
تخم مرغ را و اگر پوست جوجه برآورده باشد بهتر است در آب و نمك مكرر بخيسانند و بشويند تا پرده اندرون آن كه غرقى نامند بالتمام جدا گردد و مطلق نماند پس نرم كوبيده در كوزه مطين كرده بسوزانند و برآورده شسته به كار برند و پوست شتر مرغ اولى است . * تكليس طلق * به طور اهل هند آن است كه طلق را مقرض نموده در كيسه كرباسى محكم دوالى كرده چند عدد استه خرما در ميان آن كيسه اندازند و در ميان طشتى به آب گرم به دست بمالند تا از كيسه بيرون آيد پس آب آن را به جر علقه از آن بگيرند و آن را خشك كرده با شهد و عقاب مساوى الوزن سحق بليغ نموده در كوزه مطين محكم كرده سر آن را مسدود كنند و آتش شديد سه شبانه روز بدهند و آنگاه برآورده سرد نموده وزن نمايند اگر عقاب بالتمام رفته باشد فيها و الا باز آتش دهند تا بالتمام برود پس با مساوى آن شوره قلمى صلايه بليغ نموده به دستور اول در كوزه مطين نموده آتش دهند بسيار سفيد و مكلس خواهد شد جهت فالج و بواسير به كار برند مفيد و مجرب است . * احراق طلق * به طور اهل هند آن است كه بگيرند طلق نوع اعلى را كه سفيد و صافى است پاك شسته خشك كرده به مطرقه نرم نمايند و سه روز در سركه انگورى كهنه بسيار تند بخيسانند و بعد از آن با همان سركه چند جوشى بدهند و از سركه برآورند و نرم بكوبند و در كيسه صفيق مستحكمى با سنگريزهها كنند و در ظرفى كه پر از سركه تند باشد بگذارند و به دست بمالند تا تمامى طلق مضمحل شود پس از كيسه برآورند و بر روى سنگ نرم بسايند و قرصها ساخته در ظرف سفالى گذاشته ظرف ديگر بر سر آن گذارند و تمام ظرف را به گل حكمت بگيرند و مستحكم سازند و در ميان آتش سرگين گاو صحرايى تا يك هفته بگذارند كه خاكستر گردد پس برآورده با آب بهنكره كه گياه هندى است و آب برگ تاتوله و آب نقوع هليله و بليله و آمله هر يك جدا جدا مكرر بسايند و قرصها نموده خشك ساخته در ظرف سفالى به همانطور احراق نمايند و گفتهاند كه تا سيصد بار بلكه زياده آتش بايد داد و علامت كمال احراق آن است كه چون خاكستر آن را در آفتاب بدارند برق مطلق از آن ظاهر نشود . * امّا دستور حلب و حل بعض اشيا * حلب طلق آن است كه بگيرند طلق را هر قدر كه خواهند به آتش سرخ نمايند و تا سه مرتبه در آب سرد اندازند و بكوبند تا ريزه گردد پس در كيسه كرباس مستحكمى نموده سنگريزهها به قدر فندقى در آن انداخته كيسه را به قوّت تمام بمالند و در آب گرم و يا در طبيخ باقلى بفشارند تا مثل شيره از كيسه تراوش كند پس بگذارند تا ته نشين گردد ته نشين را خشك نموده استعمال نمايند . * نوع ديگر * كه از آن اسهل است آن است كه صابون حلبى را بر صفحههاى طلق نازك كرده ماليده در بوته كرده بر آتش گذارند و برافرزوند پس از آتش برگرفته به طريق جواهر بر روى سنگ سماق صلايه نمايند و شسته به كار برند . * حل طلق * آن است كه طلق را شكافته ورق ورق نمايند و ريزه ريزه نموده در ظرف آبگينه كه ضخيم باشد كرده بول انسان بالاى آن كنند آن مقدار كه ظرف مملو شود و مدت چهل روز در ميان بول بگذارند و در بين بول را تبديل نموده باشند پس از بول برآورده خشك نمايند و در مثانه گاو كرده مثانه را در ميان ظرف شيشهاى ضخيم بگذارند و ظرف را در ميان خمى كه از سركه كهنه بسيار تند مملو باشد معلق بياويزند كه به سركه نرسد و سركه در آن داخل نگردد پس بعد از پانزده روز برآورند به قدرت الهى گداخته حل شده باشد . * نوع ديگر * آن است كه سر ترب را سوراخ كنند و جوف آن را خالى نمايند و طلق محلول را در آن پر كنند و سر آن را به پارچه ترب مستحكم نمايند و در سرگين اسب تا سه روز دفن نمايند پس برآورند مانند آب سفيدى گداخته خواهد بود . * حل ذهب * جهت حفظ صحت و طول عمر و اكثر امراض سوداويه آن است كه بگيرند ورق طلا را و در هاون طلا با دسته طلا با گلاب و بيدمشك و قدرى نبات سحق بليغ نمايند و روزى آن مقدار كه يك قيراط تا دو قيراط طلاى خالص خورده شود بنوشند با گلاب و بيدمشك . * حل ذهب با مرواريد * جهت تقويت قلب و تفريح ارواح و ازاله صرع و دوار و سدر و وسواس سوداوى و تقويت باه و ازدياد منى و حفظ جنين آن است كه ورق طلا را با سريشم جلود حل بليغ نموده و مرواريد را نيكو سوده كه چون بر آب ريزند زمانى معتد بر روى آب ايستد پس هر دو را در شيشه كرده آب ترنج يا سركه انگورى مقطر بسيار تند يا عرق كبريت يا عرق نمك بر آن ريزند آن مقدار كه چهار انگشت بر روى آن ايستد و در حمام ماريه بگذارند و آتش دهند و آنچه محلول گردد صافى نموده بردارند و باز آب ترنج يا عرقهاى مذكوره بر آن ريزند و آتش دهند تا تمام حل گردد و چيزى غير منحل نماند پس از حرير بگذرانند و قدرى دهن طرطير بر آن ريزند تا خلاصه آن ته نشين شود پس بردارند ته نشين را و شسته به كار برند . * صنعت حمام ماريه * بگيرند ديگى كه اطراف آن بلند باشد مانند ديگ كله پزى و عدس پزى و در تنور گذارند و نصف آن آب كرده چوبى بر سر آن گذارده آنچه خواهند در شيشه گردن خمى كرده و بر سر آن سيمى بسته سيم را به آن مضبوط بندند چنانچه شيشه به آب نرسد و در زير آن ديگ آتش برافروزند و بهتر آن است كه در تنور گذارند و چون آتش تنور خاموش گردد