محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

687

مخزن الأدوية ( ط . ج )

وجه تسميه آن به كهربا از اين جهت است و به الوان ديگر نيز مىباشد و نبطى آن بدين اوصاف نيست و در قوّت از آن ضعيف‌تر و گاه در جوف آن كاه و سنگريزه مىباشد كه در وقت چكيدن صمغ در آن مانده منعقد و متحجر شده و حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته كه حقير قطعه‌اى از كهربا مشاهده نمود كه مگسى در آن مانده منجمد و متحجر شده بود و از بعضى ثقه شنيده شده كه در خزانه بعضى پادشاهان هند قطعه كهربايى بود كه بچه ميمونى در جوف آن مانده بود و از اقوال حكماى ما تقدم ظاهر مىگردد كه كهربا و سندروس هر دو از يك جنس‌اند و سندروس مخصوص به بلاد هند و كهربا مخصوص به بلاد مغرب و شمال و در ربودن كاه هر دو شريك‌اند الا آنكه سندروس با اندك حرارتى كه از ماليدن دست به هم رساند جذب كاه مىنمايد و كهربا محتاج به ماليدن بسيار است و سندروس نرم و بوى آب ليمو از آن نمىآيد و جلاى بسيار نمىپذيرد از حكاكى و كهربا صلب و از آن بوى آب ليمو مىآيد و جلاى بسيار مىيابد و در حين سوختن از آن بوى مصطكى و از سندروس بوى كريه و بوى شاخ سوخته مىآيد و نزد بعضى آب چشمه‌ايست در جزاير مغرب و غافقى گفته كهربا دو صنف است صنفى از بلاد روم و مشرق مىآورند و صنفى يافت مىشود در غربى اندلس در سواحل بحر در زير زمين و بيشتر نزديك بيخ روم و حراثان و مزارعان چيز بسيارى جمع مىنمايند و يافت مىشود در آنها قطعه‌هاى مصمغ صاف شفاف و اين بهتر از صنف مشرقى و صلب‌تر و قوىتر از آن است در فعل و نوشته كه خبر دادند مرا كه آن رطوبتى است كه از برگ درخت روم مىچكد هنگام برآمدن آن درخت از زمين و آن رطوبت شبيه به عسل است پيش از منجمد شدن و گاه در اندرون قطعه‌هاى آن مگس و گاه ميخها و سنگريزه‌ها يافت مىشود مطابق قول غافقى از ثقات نيز مسموع گشته و از اقوال ديگر در آن مذكور است و چون اصلى نداشت ذكر ننمود و بيان سندروس در حرف السين مع النون گذشت . طبيعت آن : در گرمى و سردى معتدل و در دويّم خشك و در اول سرد نيز گفته‌اند . افعال و خواص آن : مفرح و مقوى دل و حابس نفث الدم و قاطع نزف الدم همه اعضاى ظاهرى و باطنى و قابض . * اعضاء الرأس * حابس رعاف و نزلات و مانع ريختن رطوبات از دماغ به ريه و داخل ادويه عين كرده مىشود و از ادويه نافع آنست . * اعضاء الصدر * حابس نفث الدم صدر و ريه با آب سرد به قدر نيم مثقال و يا با ادويه مناسبه ديگر و نيز حابس خونى كه از انقطاع عرقى از عروق سينه باشد و با گلاب و يا با آب جهت خفقان عارض از صفرا به مشاركت قلب به معده . * اعضاء الغذاء و النفض * حابس قى و اسهال دموى و مانع مواد رديه از انصباب به معده و حبس نزف الدم مقعده و بواسير و رحم و حيض و كبد و مجارى بول و جهت يرقان و حرقة البول و ضعف معده و گرده و سنگ مثانه و با مصطكى جهت تقويت معده و رفع عسر البول و بالخاصيت جهت زحير و خلفه و طلاى آن با صبر مسقط دانه بواسير . * القروح و حرق النار و الكسور و غيرها * ذرور آن جهت التيام جراحات و حبس الدم آنها و طلاى آن با آب جهت حرق النار و كوفتگى و شكستگى اعضا و با مورد حابس و قاطع عرق ضعفاء . * الخواص * تعليق آن مانع رعاف و مقوى دل و معده و مانع تخمه و با خود داشتن آن دافع خوف و طاعون و يرقان و حافظ جنين است از اسقاط و گفته‌اند چون به وزن چهار شعيره آن را در طالع سرطان صورت بوزينه قايم الذكر نقش كنند حامل آن در خود از جماع فتورى نيابد . المضار : گويند كهربا مضر سر است و اكثار آن مصدع ، مصلح آن بنفشه . مقدار شربت آن : نيم مثقال . بدل آن : سندروس و اگر يافت نشود دو وزن آن طين ارمنى و ثلث آن سليخه و در تفريح مرواريد و در رفع طاعون مرجان و دستور احراق و دهن و سفوف و اقراص كهربا در قرابادين ذكر يافت . كهرنى به كسر كاف و خفاى ها و سكون راى مهمله و كسر نون و يا لغت هندى است . ماهيت آن : درختى است هندى بسيار عظيم و برگ آن بلند و اندك باريك‌تر از برگ كتهل و ثمر آن كوچك طولانى به قدر يك بند انگشت و در خامى سبز و بعد از رسيدن زرد مىگردد و شيرين با يتوعيت بسيار كه بر دست و زبان و لب مىچسبد . طبيعت آن : گرم در اول و تر در دويّم و با رطوبت فضليه . افعال و خواص آن : مفرح و مقوى اعضا و رافع ثقل سر و بيهوشى و تشنگى و مسكن هيجان اخلاط اربعه و قى و جهت سرفه و قرحه مجارى بول و مشهى طعام و باه و زياده كننده منى و آنچه در ولايت گجرات مىشود بهترين است از آنچه در بنگاله مىشود و نيز در بعضى اماكن ثمر آن مدور و بزرگ به قدر آلو مىباشد و اين بسيار كمياب و در پرنيه از مضافات صوبه بنگاله يك دو درخت آن موجود است و اكتحال سوده تخم آن با شير دختران رافع جرب و بياض و جالى و روشن كننده چشم است و با ناخن فيل در رفع بياض مجرب است و سعوط آن با گلاب اهوه را مفيد .