محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
686
مخزن الأدوية ( ط . ج )
طارى مىگردد و همان قول را تكلم مىنمايد و آزموده است . كونله به فتح كاف و سكون واو و خفاى نون و فتح لام و ها لغت هندى است . ماهيت آن : ثمر درختى است شبيه به نارنج در جميع اجزا الا آنكه آن از درخت نارنج اندك كوچكتر و همچنين برگ و بهار و ثمر و تخم بهار آن يعنى گل آن كم بوتر و برگ آن نازكتر و در سبزى كمتر و ثمر آن در خامى سبز و ترش و بعد از رسيدن به رنگ نارنج و شيرين و شاداب مىگردد و خوشبو و خوش طعم و پوست بعضى نازكتر و املس و بعضى ضخيمتر و به صلابت پوست نارنج نيست و در تلخى نيز از پوست نارنج كمتر و خوشبو و آنچه پوست آن نازكتر مىباشد شادابتر از ضخيم آنست و در بنگاله از كوهستان سلهت و رنگپور كه آن هر دو در سرحد آن بلد واقعاند مىآورند و در آن هر دو جا خصوص در سلهت بسيار خوب و وافر مىشود و در ميدنى پور و كتك از مملكت اوديسه و در شاهجهانآباد و اكبرآباد و عظيمآباد و لكهنو كه رنگتره نامند و نواح آن بلد واقعاند مىآورند و در آن هر دو جا بسيار خوب و وافر مىشود و در مملكت هند نيز مىشود و ليكن به خوبى و وفور آن هر دو مكان نيست و در مملكت پرتگال نيز بسيار خوب مىشود و در تمام سال مىماند به خلاف آن اماكن و غيرها از بعض شهرهاى مملكت ايران و دكهن و غيرها كه موسم رسيدن آن زمستان و تا بهار است به حسب اختلاف اراضى از دو سه ماه زياد نمىماند . طبيعت آن : در اول دويّم سرد و در آخر آن تر . افعال و خواص آن : مفرح قلب و رافع خفقان و مسكن حدت خون و صفرا و تشنگى و لهيب معده و كبد و مدر بول و پوست آن مقوى معده و قايم مقام پوست اترج و نارنج و طلاى آن رافع كلف و مخلل و مرباى آن نيز خوشبو و لذيذ و مقوى مىباشد و تخم آن در ترياقيت نيز مانند تخم اترج و چون ثمر به كمال رسيده آن را به تمامه از پوست و مغز و تخم بگذارند تا پوسيده و خشك گردد پس با آب ساييده حبوب سازند هر حبى به قدر نخودى بزرگ شربتى از پنج حب تا ده حب جهت رفع غثيان و قى مفرط و اسهال بسيار كه در هيضهها به هم مىرسد بسيار نافع و مجرب و بهترين از فادزهر معدنى و غيره از حابسات ترياقيه است . كومه به ضم كاف و سكون واو و فتح ميم و ها . ماهيت آن : به لغت اصفهانى نوعى از مرى است كه مايه آن را كه فودج است در شير حل نموده استعمال مىنمايند . افعال و خواص آن : قريب به مرى است كه به فارسى آبكامه نامند و تجفيف اين كمتر از آن و مضر سينه و سرفه نيست و اما اكثار آن مورث تبهاى عفنى و اورام مزمنه است . كويت به فتح كاف و كسر واو و سكون ياى مثناة تحتانيه و تاى چهار نقطه فوقانيه هنديه و كبيت به باى موحده نيز آمده به جاى واو و لغت هندى است و در بنگاله كتبيل نامند . ماهيت آن : ثمر درختى است هندى شبيه به بيل و خربزه مدور كوچكى و پوست آن صلب و سفيد رنگ و مايل به سبزى و خشن و مغز آن ترش و با عفوصت و چون رسيده گردد ميخوش شود و خوشبو و در دكهن خوب مىشود و تخم آن نيز شبيه به تخم بيل و از آن كوچكتر و در غلافى و يتوع آن نيز مانند يتوع بيل و درخت آن به قدر درخت بيل و گردكان و برگ آن شبيه به برگ بيل و از آن كوچكتر و برگ نورسته و شكوفه آن در طعم فى الجمله شبيه به طرخون و با عفوصت بسيار . طبيعت آن : در دويّم سرد و خشك . افعال و خواص آن : مفرح و قابض و مقوى قلب حار و معده و كبد . * اعضاء الفم * غرغره آن جهت جوشش دهان و درد گلو و منع بروز آبله و حصبه در كام و زبان و گلو و مضمضه آن جهت استحكام لثه و اورام آن و به دستور سنون خشك آن . * اعضاء الغذاء * مقوى آنها و امعا و آشاميدن افشره آن با طعام جهت برانگيختن اشتها مفيد . * السموم * خوردن و ماليدن مغز آن دافع سم رتيلا و اگر به دست نيايد پوست خشك آن را ساييده بر موضع لسع رتيلا بمالند نيز مؤثر است . فصل الكاف مع الهاء كهربا به فتح كاف و سكون ها و راى مهمله و فتح باى موحده و الف لغت فارسى است و يا معرب از كاه رباى فارسى و به يونانى ديامنيطس و به سريانى حمرما و به رومى ميغيرس و به هندى كپور و به عربى قرن البحر و مصباح الروم نيز نامند . ماهيت آن : صمغ درختى است كه از بلاد اروس و بلغار و مغرب و غير آن آورند و درخت آن عظيم و آن را حوز به حاى مهمله مضموعه و سكون واو و زاى معجمه نامند . منابت آن بلاد بسيار سرد و برف نشين است و آن دو قسم مىباشد رومى و نبطى رومى آن بهتر است و صلب و شفاف براق طلايى رنگ ديرگداز و چون به دست بمالند كه گرم گردد از آن بوى آب ليمو آيد و خرده كاه را بربايد و پنبه و ابريشم را نيز چون بدان گرمى رسانند و