محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
671
مخزن الأدوية ( ط . ج )
فصل الكاف مع الفاء كف آدم لغت عربى است . ماهيت آن : نباتى است به قدر ذرعى و برگ آن مستدير و به قدر برگ مورد و بيخ آن خشبى و ظاهر آن ما بين سياهى و زردى و باطن آن سرخ و تخم آن از تخم كافشه باريكتر و بعضى گياه بهمن سرخ دانستهاند . طبيعت آن : در اول گرم و خشك . افعال و خواص آن : رافع خفقان و محلل رياح و مقوى جگر و در جميع افعال قايم مقام بهمن سرخ است . مقدار شربت آن : يك مثقال . كفّ الضبع به فتح كاف و تشديد فا و الف و لام و فتح ضاد معجمه و ضم باى موحده و عين مهمله و به سين به جاى ضاد نيز آمده لغت عربى است . ماهيت آن : غافقى گفته نباتى است ربيعى از چند روز بيش نمىماند و كم برگ و برگهاى آن مدور متشقق و به قدر برگ كرفس و بر روى زمين مفروش و شاخهاى آن باريك مزغب و منبسط بر روى زمين و زرد رنگ و شاخهاى بسيار از يك بيخ مىرويد و گل آن زرد طلايى و سفيد نيز مىباشد و بيخ آن مانند بيخ خربق و با حدت بسيار . منبت آن قريب به آبها و زمينهاى نمناك و گفتهاند نوعى از كبيكج است و بعضى خود آن دانستهاند . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : ملطف و مقطع و جالى و محلل . اكتحال آن رافع بياض . ذرور آن رافع ثواليل و خورنده گوشت زايد و روياننده گوشت صحيح و منقى جراحات و قروح را نافع . كف الهرّ به كسر ها و راى مهمله مشدده لغت عربى است . ماهيت آن : نباتى است به قدر شبرى و شاخهاى ريزه و بر هر شاخى سه چهار برگ مستدير منشقق و ملصق به زمين و گل آن زرد براق خوشبو و با عطريت و بيخ آن به قدر زيتونى با شعبههاى بسيار و در اول پاييز مىرويد و گفتهاند ملحق به كف الضبع است . طبيعت و افعال و خواص آن : مانند آن . فرزجه آن معين بر حمل و ذرور آن جهت قروح خبيثه و ضماد آن با عسل قالع ثواليل است . كف المريم لغت عربى است و آن را كف عايشه و به هندى هتهاجورى نامند . در ماهيت آن اختلاف است بعضى گفتهاند اصابع الصفر و در عراق شجره را بدين اسم نامند و در مغرب بنطافلون را و ابو العباس حافظ در كتاب رجله مشرقيه گفته نباتى است كه آن را كف مريم حجازى نامند . ماهيت آن : نباتى است منبسط بر روى زمين با شاخههاى صلب و به قدر شبرى و برگ آن مايل به استداره و مجعد و با اندك زغب و اندك قبضى و بسيار سبز و گل آن باريك مايل به زردى و به قدر گل رجله و چون آن ريخته شود گل زرد صلبى به هم رسد پس برگهاى آن ريخته و شاخههاى آن پيچيده گردد شبيه به انگشتان پيچيده و برگردد به سوى شكلى كه متعارف است نزد مردم . طبيعت و افعال و خواص آن : قريب به بنطافلن است و در حرف الباء مع النون ذكر يافت . كفرّى به ضم كاف و فتح فا و راى مشدده و الف مقصوره و به فتح و به كسر كاف و به ضم فا و به كسر آن نيز آمده لغت عربى است و به يونانى قيقس و به فارسى غنچه خرما و كاردوالى و به شيرازى نارونه خرما نامند . ماهيت آن : غلاف شكوفه نخل است كه هنوز نشكفته و از آن خوشه برنيامده باشد و بعضى پوست غلاف و شكوفه و گرد نر آن را كه كافورالنحل و دقيق النحل و كشن نامند هر سه دانستهاند و بعضى پوست فقط و بعضى خوشه شكوفه آن كه طلع نامند و بعضى كافور آن يعنى گرد آن را گفتهاند و بالجمله بهترين آن تازه خوشبوى مأخوذ از نخل نر است و چون كهنه گردد سرخ شود و بو و قوّت از آن زايل شود . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك و با حرارت كمى و برودت بسيارى نيز گفتهاند . افعال و خواص آن : مفرح و مقوى قوا و ارواح قلبى و دماغى و كبدى . * الفم * سنون آن مقوى لثه و رافع آكله و قروح خبيثه و به دستور ذرور آن جهت آكله و قروح ساعيه ساير اعضاء . * اعضاء الغذاء و النفض * آشاميدن دو مثقال از سفوف آن قاطع اسهال و طبيخ آن قابض و نيم رطل نيم كوفته آن كه با يك رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد و صاف كرده با هم وزن آن شكر به قوام آورند جهت تقويت معده و هيضه و ضعف احشا و منع انصباب مواد به معده و رحم و درد گرده و مثانه مفيد و ضماد آن مقوى معده و مفاصل و قاطع اسهال و با موم و راتينج رافع جرب به شرط آنكه چند روز بر آن بگذارند و غبار بسيار نرمى كه