محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
672
مخزن الأدوية ( ط . ج )
غير كشن در آن به هم مىرسد در جميع افعال قوىتر از كشن و بغايت مقوى معده و رافع نزف الدم و سحج و قروح عفنه باطنيه و اسهال است و عرق آن كه مانند گلاب گيرند با عطريت و قابض و مقوى قلب و معده و رافع خفقان و اسهال رطوبى و سحج و دهن آن كه بعد از رسيدن طلع نيم كوفته و با مساوى آن روغن زيتون در هم كرده سه چهار روز حركت دهند پس صاف نموده در شيشه كنند و سر آن را بند نمايند و به كار برند . طبيعت آن : سرد و خشك . افعال و خواص آن : رافع درد سر حار و قرحه امعا و قابض بطن و حابس عرق و مقوى موى و مانع سقوط آنست . فصل الكاف مع الكاف ككرول به دو كاف اول مفتوح و دويّم ساكن و ضم راى مهمله و سكون واو و لام . ماهيت آن : ثمر نباتى است هندى و در بنگاله هم مىشود از قبيل نجم و بياره و بر مجاور خود مىپيچد برگ آن شبيه به برگ خيارزه و ثمر آن اندك طولانى خاردار و در خامى سبز و بعد از رسيدن زرد و سرخ مىگردد و تخم آن زرد رنگ و آن را اهل هند ورق نازك بريده پخته و با روغن بريان كرده مىخورند به تنهايى و يا با گوشت لذيذ مىشود . طبيعت آن : مايل به اعتدال و با اندك رطوبتى . افعال و خواص آن : جهت سرفه و درد شش و بدن و تبهاى كهنه نافع . المضار : نفاخ و بطىالهضم . ضماد بيخ آن با آب بر بيخ موى و بستن سر به پارچه مقوى موى و مانع اسقاط و دراز كننده آنست و داء الثعلب را نيز مفيد . ككرونده به دو كاف اول مفتوح و دويّم ساكن و ضم راى مهمله و سكون واو و نون و فتح دال مهمله و ها لغت هندى است . گويند كماذريوس است . ماهيت آن : نباتى است تا به دو ذرع و شاخهاى بسيار متراكم از يك بيخ رسته و برگ آن طولانى مشرف فى الجمله شبيه به برگ كاسنى و از آن بزرگتر و كريه الرايحه با زغب نرمى و رنگ آن تيره و طعمى غالب ندارد و با اندك عفوصت و گل آن زرد ريزه و تخم آن سياه باريك و تخم آن در غلافى شبيه به كوزه شقايق و خيارهدار و بيخ آن باريك و سفيد و بىطعمى غالب . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : مفتح و محلل . * اعضاء الرأس * عصاره بيخ آن جهت اهوه كه مرضى است در بنگاله در بينى مردم مىشود و علامت آن تب شديد و ثقل سر و درد اعضا خصوصاً گردن و شانه و كمر شرباً و سعوطاً نافع و قطور آب برگ آن جهت رمد شديد و وردينج كه از آب آن چشم را پر كنند و بعد از ساعتى بريزند و باز تكرار نمايند در سه روز رمد زايل شود . * اعضاء الغذاء * آشاميدن آب برگ آن جهت استسقا و بواسير و اخراج كرم شكم و به دستور پخته آن و طلاى آب آن بر مقعده جهت بواسير . * السموم * جميع اجزاى آن جهت سگ ديوانه گزيده نافع و آشاميدن بيخ آن كه نرم سوده و به قدر فلفلى حب بندند سه حب آن حابس اسهال مزمن و هيضه است و ليكن در اوايل هيضه خوب نيست بلكه در اواخر كه اسهال بسيار شود و ضعف غالب گردد و بدن نقا يافته باشد و بايد كه در وسط تابستان نبات آن را به تمامه اخذ نمايند و خشك كنند و عند الحاجت سوده با عسل بخورند و دو مثقال از تخم آن با عسل و از ريشه آن سه مثقال با شير جهت رفع سم كلب به قى نافع . * الخواص * چون فولاد را براده نموده در آب آن ريزند و با آفتاب تند گذارند همه آن را مكلس سازد و مكلس آن جهت استسقا و اكثر امراض بارده عظيم النفع است . فصل الكاف مع اللام كلب به فتح كاف و سكون لام و باى موحده لغت عربى است و جمع آن كلاب و اكالب و كالب و كليب آمده و مؤنث آن كلبه و به فارسى سگ و به تركى آيت و به هندى كته و ماده آن را سگ ماده و به هندى كتى و كتيه نامند . ماهيت آن : حيوانى است درنده و شديد الرياضت و با وفا و شعور و صفات حميده و ذميمه و معروف و در همه بلاد به هم مىرسد و تمام شب بيدار مىباشد براى پاسبانى و روز مىخوابد و آن را اجناس بسيار مىباشد از اهلى و برّى و مايى و اهلى را نيز اصناف مىباشد از بزرگ و متوسط و كوچك و بزرگ شكارى آن را سلوقى و ماسواى آن را جنگلى نامند و سلوقى كه منسوب به سلوق است كه اسم مدينه يمن است و آن قابل تعليم صيد است و شكار مىكند و جنگلى اسم عامى سگى است كه قابل صيد نباشد و صيد نكند و اين را به هندى و كوره نامند و اين اكثر محافظت باغ و زراعت و خانه مىنمايد و بزرگ اين نزد ايليات و اهل بوادى و قبرى و كوهستانها مىباشد و نگاه مىدارند براى امور مذكوره و در شهرها به ندرت و متوسط آن سگى است كه در همه جا بسيار مىباشد و محافظت باغ و زراعت و خانه نيز