محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

655

مخزن الأدوية ( ط . ج )

كبريت به كسر كاف و سكون با و كسر راى مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و تاى مثناة فوقانيه لغت عربى است و تاى آخر آن به قول بعضى اصلى و به قول بعضى زايد و بغدادى گفته معرب از نبطى است و عربى الاصل نيست و به يونانى قاريون و به سريانى كبريتا و به رومى نادن و به فارسى گوگرد و به هندى گندهك نامند . ماهيت آن : جسمى است حجرى رخو با جوهر ارضيه متولد از بخار يابس دخانى كه با بخار رطب لطيف دهنيتى ممزوج گشته و به حرارت شمس طبخ يافته و در آن دهنيت و حرارت و لطافت و خفت به هم رسيده باشد و لهذا به رسيدن آتش بدان به زودى مشتعل مىگردد و چهار صنف مىباشد سرخ و زرد مايل به سبزى و سفيدى مايل به كبودى و سرخ آن شفاف صافى لامع مىباشد و در معدن خود شب مىدرخشد مانند آتش و اطراف معدن خود را روشن مىگرداند و معدن آن هرموز از اعمال فارس و جزاير عمان است و نواب معتمد الملوك سيد علوى خان قدس سره نوشته‌اند كه ديدم من معدن آن را در جزيره‌اى از جزاير عمان كه مانند معدن ديگر زمين را حفر نموده كبريت سرخ صافى برمىآورند اما كبريت احمر غير صافى كه معلم اول نوشته گاهى من نديدم و جالينوس نوشته كه كبريت را از معدن حفر نموده برمىآورند و آن سرخ و زرد و سفيد و سياه مىباشد و زرد آن مايل به سبزى است و اين را مصطكاوى و اصابعى نامند و سفيد را كبريت فارسى گويند و مايل به كبودى را كبريت اسود كدر خوانند و مطبوخ آن از آب چشمه‌هاى گرم كبريتى و يا از خاك بعضى اماكن اغبر مايل به سياهى و محرق آن سياه مىباشد و بهترين اقسام آن احمر جيّد الحمرت است و بهترين آن صافى سنگين غير متحجر آنست كه به آتش نرسيده باشد و تفليسى گفته كه بهترين اقسام كبريت زرد بدبوى صافى آنست و جالينوس گفته كه بهترين هر صنف صافى خالص آنست و قوّت آن تا سى سال باقى مىماند و در كبريت احمر اقوال بسيار است . انطاكى گفته كه معدن ذهب و بغدادى گفته وادى النمل است و بعضى گفته‌اند جوهرى است مصنوع غير معدنى و بعضى دهن الشعر مقطر دانسته‌اند و به اصطلاح اهل صناعت كيميا اكسير مصنوع در غايت سرخى را كبريت احمر نامند . طبيعت آن : در آخر سيّم گرم و خشك و گرمى آن زياده از خشكى آن و بعضى تا چهارم دانسته‌اند و در غايت دهنيت . افعال و خواص آن : محلل و مسخن و ملطف و مجفف و جالى و جاذب . * اعضاء الرأس و الصدر و الغذاء و السموم * آشاميدن آن با زرده تخم نيم برشت و يا در زرده تخم مشوى نموده جهت زكام و نزله و سرفه رطوبى و ربو و اخراج چرك و بلغم از سينه و شش و رفع يرقان و سموم و آشاميدن آن به تنهايى با آب و يا با ادويه مناسبه رافع يرقان و مدر حيض مقاوم سموم و ذرور آن نيز رافع ضرر لسع هوام سمى است و طلاى آن با حب الغار جهت امراض بارده و با نيم وزن آن صمغ عربى با ماست جهت سعفه و قروح سر و قوبا و جرب رطب مجرب و سعوط آن جهت صرع و سكته و شقيقه و بخور آن رافع صداع و حابس زكام و نزله و رافع كرى و مسقط جنين خصوص نوع سرخ آن و قطور آن با ادهان و با ادويه مناسبه رافع كرى و ثقل سامعه و طلاى آن با عسل و بول و آب دهن جهت گزيدن هوام و با راتينج جهت گزيدن عقرب و با سركه جهت گزيدن عقرب و تنين بحرى و با طين قيموليا جهت سعفه . * القروح و الجروح و البثور و غيرها * آشاميدن آن در بيضه مشوى و يا بيضه نيم برشت جهت اقسام جرب رطب و خارشها و طلاى آن با عاقرقرحا و عسل و سركه جهت جذام و جوششهاى سوداوى عجيب الاثر و با سركه جهت بهق و با سركه و نطرون و علك البطم جهت قلع آثار و بياض ناخن و ساير آثار حادث در بدن و حكه و جرب و بهق و ناخن و تقشر جلد و داء الحيه و الثعلب و آكله و قروح رطبه و با صمغ البطم تنها جهت قلع آثار ناخن و با حنا جهت قوبا و با جندبيدستر جهت تحليل صلابات و با بوره ارمنى و عسل و ادويه مناسبه جهت نقرس و ذرور آن بر بدن قاطع عرق و بر موى سفيد كننده آن و بخور آن گريزاننده هوام و سفيد كننده موى و اغتسال بدان جهت حكه به دستور با آب كبريتى . مضر معده ، مصلح آن كثيرا و شير تازه دوشيده و مضر دماغ ، مصلح آن بنفشه و شكر . مقدار شربت آن : از دو دانگ تا يك مثقال و بدل هر يك ديگر است و مصعد آن جهت تكليس معدن و رفع چرك آنها بيعديل و سفيد كرده آن نايب مناب جوهر زرنيخ و روغن آن جهت جميع دردهاى بارد و جرب و حكه و سعفه و عرق آن بغايت مجفف و سريع النفوذ و جالى و رافع رطوبات و جهت سرفه بارد و ضيق النفس بارد رطب و تحليل ورم طحال و درد دندان و دفع گوشت فاسد بن دندان و كثافات آن و مسخن و محرق اخلاط و مقرح جلد و چون قليلى از آن را به پنبه آلوده بر دندان دردناك شديد گذارند تسكين دهد و چون بر زخم كژدم گذارند سم را جذب كند و چون بر عرق مدنى گذارند تمام آن را به آسانى برآورد و چون قطره‌اى از آن را با آب بنوشند صلابت سپرز را تحليل دهد و اشتهاى طعام آورد و وضح و دواى آن براى جميع امراض بلغميه و سوداويه و حميات كه با سردى آيد و حميات مزمنه حادثه از بلغم و سودا و عرق النساء و اوجاع مفاصل و غيرها نافع به تفصيلى كه در قرابادين كبير ذكر يافت .