محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
656
مخزن الأدوية ( ط . ج )
كبسون به فتح كاف و سكون باى موحده و ضم سين مهمله و سكون واو و نون و كفسون به فا به جاى باى موحده نيز آمده . ماهيت آن : برگ نبات و حبى است كه از بلاد حبشه مىآورند و آن شبيه به گشنيز شامى و با تندى و تيزى و تلخى و حب آن مدور . طبيعت آن : گرم و خشك در اول به گمان اهل حبشه و تحقيق آنست كه در سيّم گرم و خشك است . افعال و خواص آن : اهل حبشه بسيار آن را مستعمل دارند جهت اسهال و اخراج ديدان و حب القرع كه نرم مىگويند و با شكر و يا با عسل سرشته با شير تازه دوشيده مىآشامند به تنهايى و يا با برنگ كابلى و ادويه مناسبه ديگر و بعضى آن را كشوث و بعضى برنگ كابلى دانستهاند و اصلى ندارد و آنچه به تحقيق پيوسته نبات آن مشابه بومادرانست در جميع اجزا و بيخ آن بسيار قوى است در اسهال و اخراج ديدان و حب القرع و طريقه استعمال آن آنست كه كوبيده در آب با تمر هندى حل مىنمايند و صاف كرده مىآشامند و اگر از آن قوىتر خواهند برنگ كابلى نيز بر آن ضم مىنمايند و اگر از آن اقوى خواهند قدرى حب النيل نيز اضافه مىكنند و اگر از اينها استيصال تام نيابند بيخ آن را ساييده با آب مىخورند . طبيعت آن : يحتمل كه در سيّم گرم و خشك باشد نه در اول چنانچه ذكر يافت . كبيكج به فتح كاف و كسر با و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح كاف و جيم معرب از فارسى است و آن را كف الضبع و به يونانى بطراخيون و سالتين اغريون و به اصفهانى موشك و به تركى ماستواء چچكى و به هندى جل بيل و لستوپرى نيز و به فرنگى زتنكل نامند . ماهيت آن : اصناف بسيار است صنفى برگ آن شبيه به برگ گشنيز و از آن عريضتر و مايل به سفيدى و با رطوبت لزجه و گل آن زرد و بنفش نيز و ساق آن باريك به قدر يك ذرع و بيخ آن سفيد تلخ و متشعب مانند شعبههاى خربق و منبت آن قريب آبهاى جارى ، صنف دويّم نيز شبيه به صنف اول و از آن بزرگتر و بسيار حريف و گل آن بنفش و اين را سالتين اغريون نامند و صنف سيّم نبات آن بسيار كوچك و گل آن زرد طلايى و كريه الرايحه و صنف چهارم نيز شبيه به صنف سيّم و گل آن سفيد به رنگ شير . طبيعت اصناف آن : گرم و خشك در آخر دويّم و در سيّم نيز گفتهاند . افعال و خواص آن : حار حاد مقرح و جالى و مقشر جلد و لذاع و محكك . * اعضاء الرأس * سعوط بيخ خشك آن معطس و قوىتر از كندش و طلاى آن از خارج جهت ضربان اسنان و سنون آن جهت تفتيت آنها و نطول مطبوخ آن جهت سعفه . * الاورام و البثور * طلاى آن جهت قطع جرب و بثور و ثواليل مسماريه و غدد آويخته و ضماد تازه برگ و شاخ آن با اندك زمانى موجب جراحت و درد اعضا و با روغنها جهت جرب انسان و حيوان و قطع برص و بياض ناخن و اقسام ثواليل و داء الثعلب و حمول آن مخرج جنين و مشيمه و رافع احتباس حيض و دو مثقال آن كشنده و چون با مثل آن آرد گندم خمير كنند و بر عضو گذارند نايب مناب داغ است و از داخل استعمال آن جايز نيست به سبب كمال حدت آن و چون كسى آن را بخورد اعراض از او مانند اعراض اسقيل و بزر انجره خورده است و به دستور مداواى آن . فصل الكاف مع التاء المثناة الفوقانيه كتان به فتح كاف و تاى مشدده و الف و نون لغت عربى است و به كسر كاف نيز آمده و به هندى السى و تيسى نيز نامند و تخم آن را به عربى بزر كتان به فتح با و سكون زاى معجمه و به كسر با نيز گفتهاند . به هندى السى كابيج و تيسى نيز نامند . ماهيت آن : نباتى است به قدر ذرعى و ساق و برگ آن باريك و گل آن لاجوردى و قبههاى آن قريب به جوزى و پر از تخم و تخم آن كوچك اندك پهن طولانى و از پوست درخت آن مانند پنبه و پوست درخت قنب لباس مىبافند لباس آن بسيار سرد و خشك مىباشد . طبيعت آن : سرد و خشك و گفتهاند معتدل مايل به برودت است . افعال و خواص آن : پوشيدن لباس آن رافع حرارت و باعث تقليل عرق و نشف آن و جهت جرب و حكه و ورم صلب نافع و از ملابس محرورين و فصل گرما است و شپش در آن از پنبه كمتر جمع مىگردد و به هم مىرسد به جهت آنكه به بدن خوب نمىچسبد و غير مغسول آن مجفف خصوصاً در زمستان و بخور آن و نبات آن نيز مفتح سده دماغ و زكام و مصلح حال رحم و ذرور سوخته آن مجفف و قاطع خون جراحات و التيام دهنده آنها و به دستور پر كردن جوف زخمها به خرقه كتان . شريف گفته اگر خواهند كه بدن لاغر گردد در زمستان جامه كتان نو پوشند و در تابستان جامه كتان شسته اگر خواهند لاغر نشوند بالعكس و گل آن مفرح و مقوى دل و تخم آن مايل به زردى و