محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

629

مخزن الأدوية ( ط . ج )

قطايف به فتح قاف و طا و الف و كسر ياى مثناة تحتانيه و فا به فارسى رشته خطايى نامند . ماهيت و صنعت آن : در حرف الالف مع الطا در اطريه ذكر يافت . طبيعت آن : در دويّم گرم و تر و اصلى آن در رطوبت مايل به اعتدال . افعال و خواص آن : سريع الهضم و كثير الغذا و مولد خلط صالح و موافق ناقهين و ضعيف القوه چون با عسل بخورند بغايت مسمن بدن و چون با مغز گردكان و يا با روغن آن كه تازه باشد تناول نمايند و بعد از آن سكنجبين بنوشند و اكثار آن به حدى كه بر معده ثقيل باشد ممنوع و مضر ، مصلح آن سكنجبين است . قطف به فتح قاف و طا و فا لغت عربى است و نيز سرمق نامند . معرب از سلمه و يا سرمگ و يا سرمه فارسى است و به سريانى قفطا و به يونانى افيلوكبيون و فكركسيس و ديسقوريدوس اندرافكسيس و به قولى اطرافعس ناميده و به فارسى اسفناج رومى و به هندى پالك و به قول ديگر ككروهن و گويند به هندى بتهوا به فتح باى موحده و ضم تاى مثناة فوقانيه و خفاى ها و به فتح واو و الف نامند . ماهيت آن : نباتى است برّى و بستانى برگ آن سبز مايل به زردى و طولانى و زود شكن و ساق آن مانند پودنه بلند و گل و تخم آن با زردى و اندك لزوجت و شورى و منبت آن نزديك آبها و برّى آن اقوى از بستانى . طبيعت آن : در دويّم سرد و تر و سردى و ترى برّى كمتر از بستانى . افعال و خواص آن : تناول برگ پخته آن سريع الهضم و مولد خلط صالح و موافق كبد حار و صفراوى مزاجان خصوصاً با آب غوره و انار و مسكن عطش و صاحبان حميات حاره و طحال و رادع اورام حاره حلق و ساير اورام باطنى و ملين سينه و بطن و آب مشوى آن با شكر مسهل و ساق آن مفتح سدد و رافع اورام حاره باطنيه و ظاهريه و حمره شرباً و ضماداً و طلاءً كه پارچه را با آب آن تر كرده مكرر بر عضو گذارند و آشاميدن آب آن با شكر مفتت حصات گرده و مثانه و محلل ورم طحال و با ادويه مسخنه غير محلله مبهى مضر مبرودين و مولد رياح ، مصلح آن ادويه حاره عطره و طلاى عصاره برگ آن در حمام رافع جرب و حكه و آثار حادث در جلد و شستن جامه حرير و پشمينه رنگين به آب طبيخ آن پاك كننده اوساخ آن بدون تغيير رنگ و ضماد برگ پخته آن محلل اورام حاره و حمره و تخم آن در گرمى معتدل و در اول خشك . افعال و خواص آن : مفتح سدد و مسهل و محلل لزوجات و اورام باطنيه و ظاهريه و مدر بول و مقى قوى مره صفرا چون با مصلح آن كه نمك و آب گرم و عسل است بياشامند و چون بيست و يك روز هر روز دو مثقال آن را با ماء العسل بياشامند جهت تفتيح سدد و استسقا و يرقان مجرب و جهت عسر البول و تقطير آن و ضعف گرده و رفع التهاب احشا و حميات حاره و سموم مفيد و اكتحال آن با شكر به وزن آن جهت جرب نافع بالخاصيه آشاميدن آن مبهى و منعظ . مقدار شرب آن : از يك مثقال و نيم تا دو مثقال با جلاب و شكر و گلاب و سكنجبين و ساير اشربه مناسبه و تخم برّى آن را چون به قدر سه مثقال و نيم در نود مثقال آب بجوشانند تا به نصف رسد پس بمالند و صاف كنند و بياشامند جهت اخراج مشيمه كه برنيايد و سه چهار روز يا زياده مانده باشد مجرب دانسته‌اند . مصلح آن در اسهال و هيجان قى نمك و عسل و آب گرم و گفته‌اند بقله آن بهتر از چغندر و ساير بقول است جهت آنكه زود منحدر مىگردد و اخراج مىيابد نه به سبب لزوجت بلكه تقويت تحليلى كه دارد . مضر مبرود المزاج و معده بارد و مولد رياح غليظه ، مصلح آن پختن آن با چغندر و مطيب با افاويه عطره و ابازير حاره نمودن و با آبكامه خوردن است . قطف بحرى اهل شام آن را ملوخ نامند و گفته‌اند بتهواى هندى اين نوع است نه نوع اول و به يونانى ليمون و ملخ نيز خوانند . ماهيت آن : نباتى است شبيه به عوسج و بىخار و برگ آن شبيه به برگ زيتون و از آن شريف‌تر و خشن‌تر و با اندك شورى و قبضى . منبت آن به سواحل دريا و شوره زارها و اين بهتر از آن هر دو نوع است جهت آنكه موذى و مضر معده نيست به سبب ملوحت و قبضى كه دارد . طبيعت آن : گرم در دويّم و تر در اول . افعال و خواص آن : خوردن اطراف و برگ نازك ريزه تازه تر آن خام و با مطبوخ زياده كننده شير و منى و معين بر جماع و سبك بر معده و زود اخراج مىيابد به سبب اندك ملوحتى كه دارد و آشاميدن بيخ آن به قدر دو درم با ماء العسل جهت شدخ عضل و تسكين مغص و ادرار بول و رفع احتباس آن مفيد و بعضى قطف بحرى را ملوخيا و بعضى نوع صغير خطمى دانسته‌اند و هر دو غلط است و از پوست آن كساى مخطط و عبا و برد يعنى چادر و غيرها مىبافند و يحتمل كه اين درخت سن باشد كه در ملك هند و بنگاله و غيرها نيز مىشود و برگ و شاخه‌هاى نازك نرم نورسته آن را پخته مىخورند مانند بقول ديگر و از پوست رسيده ساقه درخت آن كه به بلندى يك دو قامت مىشود