محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
612
مخزن الأدوية ( ط . ج )
طبيعت آن : آنچه خام است سرد و خشك و قابض در اول و آنچه نيم رس و سرخ و ترش است سرد و خشك در اول دويّم . رسيده چاشنىدار آن در آخر دويّم و رسيده شيرين آن گرم و تر در آخر اول و در اول دويّم نيز گفتهاند و با قوّت قابضه . افعال و خواص : شيرين آن يعنى گيلاس سريع الانحدار از معده به سبب رطوبت و لزوجتى كه دارد و جهت خشونت حلق و ريه نافع و برانگيزاننده تخمه و مضعف معده و لهذا بالاى طعام نبايد خورد زيرا كه مستحيل مىگردد به هر خلطى كه غالب باشد و به طبيعت آن و مصلح آن جوارشات حاره مقويه و مسهل و ملين طبع است خصوص چون با دانه آن خورده شود و اين هنگام منعظ نيز مىباشد و خشك آن قابض و چاشنىدار آن يعنى آلوبالو قاطع عطش و مسكن حدت و حرارت و ثوران صفرا و خون و غثيان و قى صفراوى و اسهال و مقوى معده و كبد حار . قوّت قابضه خشك آن زياده از تر و تازه آن و دانه آن را چون شيره گرفته با عشر آن رازيانه بنوشند جهت تفتيت سنگ گرده و مثانه و قرحه مجارى بول و ادرار حيض بيعديل و چون مغز دانه آن را با پنبه كهنه نرم كوبيده فتيلههاى باريك ساخته در احليل گذارند رافع جراحت مجارى بول و منقى آن و بول المده و حرقة البول است و صمغ هر دو نوع آن گرم و خشك و شبيه به صمغ اجاص و جالى و مغرى و قاطع اخلاط لزجه لهذا جهت خشونت قصبه ريه و نيكويى رنگ رخسار و برانگيختن اشتها و تفتيت حصات نافع زيرا كه خشونت سينه اگر از يبس باشد تغريه آن را مىنمايد و اگر از بلغم لزج چسبنده آن را تقطيع مىكند و جلا مىدهد و جهت سرفه مزمن با آب سرد بايد كه بياشامند . مقدار شربت آن : يك مثقال و اكتحال آن باعث حدت قوّت باصره و رافع جرب آن و طلاى آن منقى بشره است . قراطارغوين به فتح قاف و را و الف و طاى مهمله و الف و كسر راى مهمله و ضم غين معجمه و سكون واو و كسر ياى مثناة تحتانيه و نون . ماهيت آن : نباتى است با شاخهاى بسيار گرهدار از يك بيخ روييده و برگ آن شبيه به برگ گندم و تخم آن شبيه به جاورس و بغايت تند . منبت آن زمينهاى سايه و شورهزارها و گفتهاند گندم صحرايى است . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : گويند چون مرد و زن هر دو چهار روز ناشتا قدرى از آن به مقدار نيم درم با پانزده مثقال آب بخورند پس مباشرت نمايند زن بيشتر حامله گردد به اذن الله تعالى . قراطن به فتح قاف و را و الف و ضم طاى مهمله و نون لغت يونانى است . ماهيت آن : ماء العسل ساذج است و صاحب اسرار الطب گفته عسل قليل است كه با آب بسيار پخته باشند . قراطاط به فتح قاف و را و الف و طاى مهمله و الف و طا لغت تركى است به زبان فرنگى قرقاط اوده اسپنه نامند . ماهيت آن : ثمر درختى است به قدر فلفلى و در ترشى شبيه به زرشك و در افعال قريب بدان و شايد نوعى از آن باشد و اشتباه نموده كسى كه آن را زقال دانسته زيرا كه زقال اسم فارسى قرانيا است به نون قبل از ياى مثناة تحتانيه و زقال در حرف الزاء المعجمه مذكور شد . قرة العين به ضم قاف و فتح راى مشدده و ها و الف و لام و فتح عين مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و نون لغت عربى است و آن را جرجير الماء و كرفس الماء نيز نامند جهت مشابهت اين به آن هر دو در طعم و رايحه و بالجمله اسمى مشترك ميان هر دو است به يونانى ديقورس و سلينون و افوساليوس به معنى كرفس الماء و به سريانى كرقشاد و به رومى سيون و به فارسى كنگر آبى نامند . ماهيت آن : نباتى است كه در آبهاى ايستاده و احياناً در جارى نيز مىرويد و قبه آن بيرون از آب و از ميان گل آن برآمده و رنگ گل آن زرد و ساق و برگ آن شبيه به كرفس و از برگ كرفس اندك ضعيفتر و گفتهاند برگ آن مشرف مايل به تدوير است مانند كرفس و بر ساق آن رطوبتى چسبنده به دست و جمعى اجزاى آن از گل و غيره با عطريت و تند طعم و برگ آن را اهل شام بسيار مىخورند . طبيعت آن : گرم و خشك در آخر دويّم . افعال و خواص آن : مسخن و محلل و حابس نزف الدم هر عضوى كه باشد و مدر بول و حيض و مفتت سنگ گرده . * اعضاء الغذاء و النفض * آشاميدن تازه و يا مطبوخ آن جهت تحليل رياح غليظه رديه در معده و امعا و تفتيح سدد و تسخين معده و انهضام طعام و ادرار بول و حيض و تفتيت حصات گرده و سرخ نمودن رنگ رخسار و ازاله درد پهلو و يرقان و طحال و مغص و قرحه امعا و نطول طبيخ آن و يا اغتسال بدان جهت تسكين قشعريره و نافض حميات يعنى لرز تبها نافع . مضر سفل و مصلح آن عناب .