محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

613

مخزن الأدوية ( ط . ج )

قرد به كسر قاف و سكون را و دال مهمله لغت عربى است و جمع آن اقراد و قرود و قرده به كسر قاف و فتح را و دال مهملتين و ها و قرده به فتح قاف و كسر را آمده و ماده آن را قرده به كسر قاف و سكون راى مهمله و فتح دال و ها و به فارسى كنى و بوزينه و ميمون و به تركى پينچى و به هندى آنچه روى آن سرخ است بندر و آنچه روى آن سياه و بدن آن خاكسترى رنگ ، لنكور و هنومان نيز و اين هر دو دم دارند و فى الجمله شبيه به روى انسان و دست و پا و انگشتان آن دراز است به هر دو پا نيز راه مىرود و دم ندارد و بدن آن نيز سياه و پشم آن بلند است آن را به فارسى نسناس و به هندى بنمانس يعنى انسان جنگلى گويند و اين صنف مأنوس‌تر مىباشد از دو صنف اول و مثل آن هر دو بسيار موذى نيست و در زيربادات ممالك فرنگ و چين و غيرها اصناف ديگر نيز مىشود بعضى در صورت بسيار شبيه به انسان و بعضى نه و بعضى بىدم و بعضى با دم كوتاهى و بعضى با دم بسيار بلندى و بعضى دم آن گره‌دار ابلق و پر پشم و بر سر دم آن گره بزرگى و بعضى بىگره و بالجمله الحكم گوشت آن نزد اماميه حرام و نزد اهل سنت سواى مالك رح نيز و بعضى مكروه دانسته‌اند و مالك رح حلال . ماهيت آن : حيوانى است مشهور و خود از مسوخات نيست بلكه به صورت آن بعضى از امم سالفه عاصيه مسخ شده و بعد از سه روز مرده‌اند و آن حيوان اشبه به انسان است در مزاج و خلق و اكثر حالات قابل تعليم است و حكايت انسان مىكند و به دست چيزى را برمىدارد و طرب مىنمايد و خنده و بازى مىكند و احياناً به دو پا راه مىرود و ذكى و سريع الفهم است و اطبا اكثر دواى مجهول الخاصيتى را كه مىخواهند تجربه نمايند كه سمى است يا غير سمى اولًا به او مىخورانند به همان سبب مناسبت به مزاج انسان . نقل است كه دو ميمون هديه براى متوكل خليفه از نوبه آورده بودند يكى خياط بود و ديگرى زرگر و نيز شنيده شده كه ميمون شطرنج بازى ياد گرفته بود و نيز نقل است كه ميمون ماده نزد ميمون بازى بود و آن خبى و آنچه كسى دزدى كرده و يا در دل قصد كرده بدان اعلام مىكرد بدين قسم كه بر پاره‌هاى كاغذ مطالب و يا نامهاى كسانى كه متهم بودند به دزدى نوشته پيش آن مىانداختند آن يك يك را ديده بو كرده نام دزد و يا نام كسى كه چيزى را پنهان كرده بود جدا كرده به دست ميمون باز مىداد شخصى گفت شايد اين تصنعى از ميمون باز باشد خود چيزى را پنهان كرد به قسمى كه كس نديد پس آن ميمون را طلبيد و نامهاى بعضى مردم را نوشته نزد او انداخت او همه نامها را ديده كنار كرد و نگاهى به صورت صاحب مجلس كرد و برخواست و بر او سلام كرد يعنى خود پنهان كرده و روزى ظريفى در دل قصد كرد كه با او مقاربت نمايد و بر پارچه‌هاى كاغذ مطالب چند نوشته و اين مطلب را نيز چون آن ميمون آن را ديد به غضب در آمد و خواست كه او را بگزد ميمون باز مانع مىشد و فايده نمىكرد آخر حضار مجلس گفتند باعث چيست ميمون باز از ميمون پرسيد او پاهاى خود را از هم جدا كرد و به انگشت ميان هر دو پاى خود را نمود كه مىخواهد چنين كارى بكند و باز بر او حمله مىكرد ناچار آن شخص را از مجلس برخيزانيدند و بعد از چندى آن ميمون را دزدان كشتند كه اكثر آنها را به گير مىداد و از شخصى ثقه شنيده شده كه در كتاب مصور حيوانات فرنگى ديده شده كه در ساحل دريايى كه زمين آن ريگ بوم بود شيرى قصد گرفتن ميمونى نموده بود ميمون‌هاى بسيار جمع شده به سرعت و جلد جلد همه بر صورت آن مىريختند تا آنكه شير عاجز شده گريخت و حكايات بسيار از آن منقول است كه تفصيل آن طولى دارد و نر آن اگر دست يابد با زن انسان مقاربت مىنمايد و چون مقاربت نمود سوزش بسيارى در فرج او به هم مىرسد و او را هلاك مىگرداند . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص آن : طلاى خون آن جهت منع روييدن موى مجرب و خوردن آن گرماگرم باعث گنگى زبان در ساعت و چون از پوست آن غربالى سازند و هر غله را كه در آن بيزند و زراعت كنند از آفات ملخ محفوظ مىنماند و گفته‌اند كه ميمون چون طعام مسموم را ببيند فرياد مىنمايد و مىترسد و صاحب تحفه نوشته كه سم مخزون كه از انسان مخنوق در كتب قدما مرقوم است از آن نيز حاصل مىگردد و از اسرار مكتومه است . قردمانا به ضم قاف و كسر و به فتح نيز آمده و سكون را و كسر دال مهمله و فتح ميم و الف و نون و الف و قردمانى و قردامون نيز آمده لغت يونانى است و آن كروياى دشتى است و به فارسى تخم آن را كه مستعمل است تخم توخره نامند . ماهيت آن : نبات آن شبيه به كرويا است در برگ و گل و ثمر مگر آنكه ثمر آن از آن طولانىتر و برگ و بيخ اين از آن بزرگتر و شاخ آن بلندتر و خشن‌تر و گفته‌اند نبات آن شبيه به نبات بابونه است و شاخ‌هاى آن متفرق و كج و كم برگ و از بابونه بزرگ‌تر و بيخ آن قوىتر و گل آن سفيد مايل به كبودى و ريزه و تخم آن دراز و باريك شبيه به كرويا و از آن درازتر با تندى و تلخى و نوع برّى كرويا است و مستعمل تخم آنست و بهترين آن ارمنى تازه تند طعم و رايحه بزرگ دانه است كه زود كوبيده نشود و منبت آن مجارى سيل و آبها و كوهسارها و سنگلاخ‌هاى بلاد عرب و ارمنيه و هند .