محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

605

مخزن الأدوية ( ط . ج )

و يا با اندك صدمه شكافته دانه‌ها از جوف آن برمىآيد و در جوف آن دانه‌هاى آن مانند قاقله كبار مگر آنكه اين ريزه‌تر و در سه صف در سه ضلع آن و ما بين آنها پرده سفيد رنگ نازكى كه به واسطه آن غذا بدانها مىرسد و در تازگى در آن رطوبت لزج شيرين طعم خوشبويى و چون خشك گردد زايل شود و پوست آن سفيد گردد و طعم دانه‌هاى آن اندك تند و خوشبو و بعد از خاييدن آن دهن اندك سرد گردد و چون كهنه شود مايل به تلخى شود و حدت رايحه آن رو به كمى و پوست آن ميل به سياهى آورد تا آنكه بدبو و بىطعم و قوّت آن باطل گردد و بالجمله قوّت آن تا سه سال مىماند . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك و با قوّت ترياقيت و قابضه . افعال و خواص آن : مفرح و ملطف و جالى و محلل و خوشبو كننده عرق و رايحه دهان . * اعضاء الراس * نفوخ كوبيده آن در بينى كه عطسه آورد جهت صداع ريحى و صرع بلغمى و ذرور آن در گوش جهت تسكين وجع آن و مضغ آن خوشبو كننده دهان و پوست و دانه آن مقوى لثه مضغاً و ذروراً . * اعضاء الصدر و الغذاء و النفض * ناشف رطوبات صدر و حلق و معده و مقوى قلب و جهت خفقان بارد و تقويت معده و تسخين و رفع بلت آن و غثيان و تهوع و قى و وجع معده بارد ريحى و آوردن جشا و انهضام طعام به تنهايى و يا با ادويه مناسبه و حابس بطن خصوص بريان كرده آن و با آب مصطكى و آب آنار جهت قى و غثيان و تقويت معده و جوش داده نيم كوفته آن خصوص با پوست در گلاب و يا آب جهت رفع غثيان و تهوع و هيضه و قى و به دستور با برگ پودنه و يا نعناع با آب و يا با گلاب جوش داده يك درم آن با سكنجبين سه روز جهت اوجاع بارده كبد و تفتيح سده آن و با تخم خيارين اجزاى متساوى روزى دو درم با سكنجبين جهت اخراج سنگ گرده و مثانه . * الزينه * اكل و ذرور آن خوشبو كننده عرق و در همه افعال اقوى از كبار آن مگر در تقويت معده و اطبا برعكس اين نوشته‌اند شايد قاقله كبارى كه در حبشه و زنج و جاهاى ديگر غير بنگاله مىشده باشد چنان بود و آنچه در بنگاله مىشود و مكرر به تجربه رسيده چنين است كه ذكر يافت . مضر صدر و ريه ، مصلح آن كثيرا . مقدار شربت آن : يك درم تا يك مثقال . بدل آن : نصف آن كبابه و نصف آن حب بلسان و به وزن آن قاقله كبار است و صنف سيّم قاقله كه نوشته‌اند تا حال ديده نشده كه ماهيت و خواص آن تحرير يابد . قاقلى به فتح قاف و الف و كسر قاف ثانى و فتح لام مشدده و الف مقصوره و به تخفيف لام و به ضم قاف و كسر لام و يا نيز آمده لغت قبطى است و به عربى قلام كرمان و فلاح و رجل الفروج و به فارسى كاكل و كاكسر و شابانگ و نيز به فارسى و تركى شور و به يونانى مروسيمون و به رومى اوردقيون نامند . ماهيت آن : نباتى است شبيه به اشنان و حرف و بزرگتر و سبزتر از آن و رطوبت اين زياده بر آن و با شورى و بورقيت و تلخى و قبضى اندك و ربيعى است و در جوزا مىرسد و مردم با ماست و شير مىخورند و شتر بدان راغب و موافق مزاج آن و منبت آن شوره‌زارها و خرابه‌ها . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك و بغدادى در اول نوشته . افعال و خواص آن : * اعضاء الغذاء * خوشبو كننده جشا و هاضم آنچه در بطن باشد و قليل الغذاء با بورقيت و لزوجت و لهذا مسهل و مخرج ما فى البطن است و آب افشرده آن مسهل ماء اصفر و يك اوقيه آن تا نيم رطل با آب نقوع زبيب و شكر سرخ رافع ترهل و ضعف معده و درد كمر و پشت و ورك اگر تب نباشد و ثقلى در معده احداث مىنمايد به سبب لزوجتى كه دارد و بايد كه عصاره آن را جوش ندهند كه قوّت آن باطل مىگردد بلكه جوش نداده بياشامند و بعضى يك رطل عصير آن را با ده درم شكر سرخ مىآشامند و فعل قوى مىنمايد و جيش ابن الحسن گفته با شكر سرخ و لبلاب و شاهتره فعل آن اقوى است . * اعضاء النفض * مدر بول و شير و زياده كننده منى و محرك باه خوردن تر و تازه آن و گفته‌اند مجفف و مسخن و قاطع منى است مانند سداب و مبرد قوى است مانند كاهو و كافور و تخم آن در اسهال زرداب اقوى و گفته‌اند فعل آن مانند فعل كشوث است . مقدار شربت : از جرم آن تا سه درم و از آب عصير آن دو ثلث رطل با ده درم شكر سرخ و يحتمل كه اين ردونتى باشد كه در حرف الراى مع الدال المهمله ذكر يافت زيرا كه بسيار مشابه آنست . قاقم به فتح قاف و الف و ضم قاف و ميم . ماهيت و طبيعت آن : پوست حيوانى است شبيه به سنجاب و ابرد و ارطب از آن و پوست آن شبيه به پوست فنك و قيمت آن بيشتر از سنجاب و فرو يعنى پوستين آن را گرمى كمتر از سمور و موافق ابدان معتدله و گفته‌اند فرو آن گرم‌تر از فرو سنجاب و لباس ملوك و سلاطين است و گفته‌اند پوست حيوانى است كوچكتر از گربه و بزرگتر از موش و دم آن كوتاه و سفيد رنگ و سر و دم آن سياه . افعال و خواص آن : شبيه به فنك است .