محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
590
مخزن الأدوية ( ط . ج )
و آب انگور داخل كنند مانع فساد آنها است . بدل آن : بالنگو . فرخار به فتح فا و سكون را و فتح خاى معجمه و الف و راى مهمله . ماهيت آن : درختى است به قدر چنار و برگ آن مانند برگ بادام و گل آن مانند گل سرخ و بغايت خوش منظر و طبيعت و افعال و خواص آن ضعيفتر از گلنار است . فرشه به فتح فا و را و شين معجمه و ها . ماهيت آن : اسم عربى شيرى است كه با زرده تخم مرغ با آتش نرم بجوشانند تا غليظ شود شبيه به آغوز و در افعال مانند لباء است . فصل الفاء مع السين المهمله فسافس به ضم فا و سين و الف و كسر فا و سين مهمله به فارسى سرخك و ساس و شب گز نيز و به هندى كهتمل و به فرنگى سميس نامند . ماهيت آن : حيوانى است از جمله هوام و به قدر نصف عدس و سر و دم آن باريك و بسيار كوتاه فى الجمله شبيه به نصف دانه حب الخروع و دست و پاى آن نيز باريك و دو سبيل كوتاه نيز دارد و نيشى از دهان برمىآورد و با آن مىگزد و باز به خود مىكشد و بدبوى و بچه آن سرخ رنگ و بزرگ آن مايل به سياهى و از گزيدن آن عضو اندك خارش و سوزش و ورم كمى مىكند و باز خودبخود زايل مىگردد و در شكافهاى چوب و سريرها و خانه كبوتران و در چهار پايه كه به اصطلاح هند پلنك مىنامند و بر آن خواب مىكنند و لباس پشمى و ابريشمى و در حصيرها و بورياها بسيار تكون مىيابد . طبيعت آن : گرم و خشك در سوم . افعال و خواص آن : * اعضاء الرأس * نفوخ ساييده آن در بينى و استشمام رايحه ساييده آن و يا طلاى آن بر انف جهت مرضى كه در بنگاله مىشود و آن را اهوه مىنامند مؤثر و دود آن با انبوبه كه در حلق برسد و يا آشاميدن آن با سركه و شراب و يا غرغره آن جهت اخراج زلوى در حلق مانده مؤثر . * اعضاء النفض * گذاشتن سوده آن در سوراخ قضيب جهت رفع احتباس بول و استشمام رايحه و بخور آن جهت اختناق رحم و ماليدن آن بر موضع داء الثعلب . * السم * بلع يك عدد آن جهت گزيدن مار شاخدار و از بسيارى خوردن آن مانند خوردن ذراريح احوالى طارى مىگردد و تدبير آن نيز تدبير آنست . فستق به ضم فا و سكون سين مهمله و ضم تاى مثناة فوقانيه و قاف معرب پسته فارسى است به سريانى بستقى و به يونانى بسطاقيا و به فرنگى بسباكه نامند . ماهيت آن : ثمر درختى است شبيه به درخت بطم كه به فارسى سقز نامند و از آن كوچكتر و اغبر بىخار و مدتى مىماند و ثمر آن در اول نيسان پيدا مىشود و با پلول ماه مىرسد و بستانى و جبلى مىباشد و ثمر بستانى بزرگتر از جبلى و از مطلق آن مراد ثمر آنست و بهترين ثمر آن آنست كه بزرگ دانه پوست آن نازك سفيد و پوست خارج آن سبز مايل به بنفشى و مغز آن سبز و چرب لذيذ باشد و آن را به بطم پيوند مىنمايند و پيوندى آن بسيار خوب مىشود و جفت آن مراد پوست رقيق بالاى مغز آنست كه زير پوست صلب سفيد است و درخت آن يك سال ثمر آن مغزدار و يك سال بىمغز مىباشد و بىمغز آن را بزغنج مىنامند و در حرف الباء مع الزاء مذكور شد و ثمر آن مادام كه در پوست است مدتى مىماند فاسد نمىگردد و چون مقشر كردند و از پوست جدا نمودند فاسد مىگردد و آب ليمو حافظ فساد آنست . طبيعت مغز آن : در دويّم گرم و خشك و بعضى تر دانستهاند و با رطوبت فضليه و اين صواب است و لهذا آن را زود كرم مىخورد و مقوى باه است و زياده كننده منى و بعضى سرد دانستهاند و اين زعم غلط است . افعال و خواص آن : * اعضاء الرأس و الصدر و الغذاء * جهت تقويت ذهن و حفظ دماغ و سرفه و قلب و خفقان و قى و غثيان و مغص و برودت كبد و تفتيح سده كبد و منافذ غذا و مراره جهت عطريت و عفوصت و تلخى كه دارد و منقى كبد و مزيل وجع رطوبى آن و قليل الغذا و مسمن بدن و مقوى معده و فم آن از ساير حبوب زياده خصوصاً كه با جفت آن يعنى پوست بالاى لب آن بخورند رافع لاغرى گرده و يرقان و طحال و سموم و نهش هوام و خوردن آن با شكر مصلح هواى وبايى و پوست سرخ رقيق ملاصق مغز آن معتدل در حرارت و خشك و پوست سبز بيرون آن سرد و خشك . * الفم * مضع آن مقوى دندان و لثه و خوشبو كننده دهان و رافع قلاع آن . * اعضاء الغذاء * بغايت مقوى دل و معده و قابض و مخشن و دابغ خمل آن و رافع قى و فواق و اسهال و تشنگى . * السم * با شراب جهت دفع سم عقرب و ساير هوام و پوست سفيد صلب آن كه در آب طبخ داده باشند جلوس در آن جهت خروج مقعده مجرب و نطول به طبيخ پوست درخت و برگ آن جهت حبس نزلات و درد مقعده و رحم و جرب و