محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
591
مخزن الأدوية ( ط . ج )
حكه و رفع قمل . * الزينه * مداومت غسل موى بدان جهت ازاله وسواس و مواد سوداوى و دفع سموم و خوشبو كننده اطعمه و مقوى غاليهها و بالخاصيت مغز آن مضر معده خصوصاً مقشر آن و مفسد طعام و به دستور دهن آن و گويند مغز آن مضر سفل است ، مصلح آن زردآلو . بدل آن : مغز بادام و مغز حبة الخضرا و گويند نيم وزن آن مغز جوز و نيم وزن آن مغزين و اكثار آن محدث شرى ، مصلح آن آشاميدن سركه و انار ترش و زردآلوى ترش خشك است . فصل الفاء مع الشين المعجمه فشاغ به ضم فا و فتح شين و الف و غين معجمه و فشغ به فتح فا و شين و غين معجمه نيز آمده و نزد اطبا مشهور بدين است و نزد اهل لغت بدان و به فارسى آن را سرم نامند . ماهيت آن : از جنس فاشرا است و بر مجاور خود مىپيچد و آن را مىپوشاند و نبات آن شبيه به نبات عنب الثعلب و شاخهاى آن باريك و خار آن كمتر از فاشرا و ثمر آن خوشهدار و برگ آن با خشونت و دانه آن بعد از رسيدن سرخ مىگردد و طعم آن گزنده زبان و بيخ آن سطبر و صلب . منبت آن اجام و مواضع درشت نيز و قسمى از آن بىخار و دانه آن به شكل باقلاى مصرى و از آن كوچكتر و بسيار سياه و بر دور آن خط سفيدى . حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته ظاهراً لوبياى هندى عبارت از آن باشد مؤلف گويد شبيه بدين در هند و بنگاله چيزى مىشود و آن را سيم به كسر سين مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و ميم مىنامند و برگ آن اندك پهن نبات آن بر مجاور خود مىپيچد و آن را مىپوشاند و ثمر آن در غلافى مانند باقلا دانههاى آن كوچكتر از باقلا و پوست آن بعضى سفيد و بعضى سياه مىباشد و در يك طرف آن قريب به نصف آن خطى سفيد در هر دو نوع و مغز آن سفيد و در طعم اندك شبيه به باقلا و بوى زهومت آن زياده از باقلا و اقوال ديگر نيز در ماهيت آن بيان كردهاند . طبيعت قسم اول آن : در سوم گرم و خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن ثمر و برگ آن مفرح و مقوى و حافظ حرارت غريزى و دافع ضرر ادويه سميه و محلل رياح و چون برگ آن را با عسل لعوق ساخته به تدريج اندك اندك به طفل شيرخوار بدهند مدة الحيوة گويند سموم نباتى و حيوانى به او اثر نمىكند . مقدار شربت آن : يك مثقال و خوردن نه قيراط از قسم دويّم آن مورث ديدن خوابهاى پريشان و توليد خلط فاسد و نفخ و رياح بسيار و ضماد آن رادع اورام و مسكن درد مفاصل است . فصل الفاء مع الضاد المعجمه فضه به كسر فا و فتح ضاد و ها به فارسى سيم و نزد عوام مشهور به نقره است و به هندى روپا به ضم راى مهمله و سكون واو و فتح باى عجمى و الف و به سريانى سيما و به رومى ارجوا و به يونانى اكورا و به تركى كرمس و به فرنگى ويراط نامند . ماهيت آن : از فلزات معروفه مشهوره ميان مردم كثير النفع است و گفتهاند ماده تكون آن زيبق خالص جيّد و كبريت خالص است و كبريت عشر وزن زيبق بود به دليل آنكه چون نقره از كبريت مكلس گردد به وزن خود زيبق را منعقد گرداند و به نظر قمر با مساعدت مشترى در سه سال تكون آن در معدن خود تمام مىشود و فاعل انعقاد آن برودت و در باطن آن ذهبيت است ، چنانچه در باطن ذهب فضّيت است . طبيعت آن : در اول سرد و خشك و با قوّت قابضه و مجففه و سخاله آن خشكتر و قوّت قابضه آن زياده از محلول آن و بعضى معتدل دانستهاند . افعال و خواص آن : در تفريح قريب به ياقوت . * اعضاء الرأس * جهت ماليخوليا و جنون و وسواس . * العين * اكتحال آن با ميل نقره جهت جلاى بياض رقيق و تقويت بصر . * الفم * آشاميدن سخاله آن با ادويه مناسبه جهت رفع بخر و جلب و جذب رطوبات لزجه متعفنه و بلاغم . * الصدر * آشاميدن محلول آن و به دستور سخاله آن جهت ربو و سرفه و خفقان و توحش و ساير امراض قلبيه با ادويه مناسبه . * اعضاء الغذاء و النفض * به جهات مذكوره مقوى معده و كبد است و جاذب رطوبات و جهت استسقا و سپرز و تفتيت سنگ گرده و مثانه و عسر البول و طلاى محلول سخاله آن با زيبق مقتول جهت بواسير . * الجرب و الحكه * به دستور جهت جرب و حكه . * الاورام * ضماد سخاله آن جهت تحليل اورام . مضر امعا ، مصلح آن كثيرا . مقدار شربت آن : از يك دانگ تا نيم درم و از خاصيت آنست كه از رايحه گوگرد خام و مجاورت آن سياه مىگردد و غسل آن با نمك رافع و جالى آنست و آشاميدن طعام و شراب در اوانى فضه باعث تفريح و گفتهاند خوردن شراب در جام فضه سكر زود آورد و دستور حل و تكليس و احراق آن در مقدمه ذكر يافت و فضه محلول كه اطباى فرنگ اختراع نمودهاند و آن را تنتور و پنورا نامند و لاجوردى رنگ شفاف مانند ياقوت كبود است كه نيلم نامند و از اين جهت آن را نيلم آب نيز نامند در جميع افعال و خواص بهتر از فضه غير محلول است به جهت خفقان و غشى و ماليخولياى مراقى