محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
563
مخزن الأدوية ( ط . ج )
عنكبوت به فتح عين و سكون نون و فتح كاف و ضم باى موحده و سكون واو و تاى مثناة فوقانيه جمع آن عناكب آمده به فارسى كارتنه و به تركى ارومچك و به هندى مكرى نامند . ماهيت آن : حيوانى است كوچك تنه و پاهاى آن بسيار باريك بلند و انواع مىباشد و هر يك به نامى خاص مانند شبث و سبع الذباب و رتيلا و غيرها و از مطلق آن مراد نوعى است كه در گوشههاى خانه و جاهاى خالى از لعاب دهن خود تارها تنيده خانهها ساخته مىماند . طبيعت : همه انواع آن سرد و خشك و بعضى مانند شبث و سبع الذباب و مانند آن را گرم دانستهاند . افعال و خواص آن : * الاذن * قطور عنكبوت غليظ نسج سفيد با روغن زيت در گوش جهت تسكين درد آن . * نزف الدم و الاورام و القروح و البثور * بستن تار عنكبوت بر جراحات كه خون از آنها جارى باشد باعث حبس خون به سبب چسبيدن بر آنها و التيام آنها است . * الحميات * گفتهاند كه چون نسج عنكبوت را با بعضى مراهم مناسبه داخل كنند و يا با زفت بر پارچه كتانى ماليده بر جبهه و يا صدغين بچسبانند جهت رفع حمى غب مؤثر و نيز گفتهاند چون نسج عنكبوت غليظ سفيد را در پوستى بسته بر سر و يا بر بازو و يا بر گردن صاحب تب غب بندند زايل گردد و پرده صفيقى كه در زير شكم عنكبوت در حين بچه دادن مىباشد و چون بچهها بزرگ شدند جدا گشته بچهها برمىآيند آن را چون بر بازوى صاحب تب ربع بندند زايل گردد و چون بر نزف الدم اعضا بندند حبس آن نمايد و بر جراحات تازه حكم بخيه و خشك بند دارد و چون عنكبوت بر عضو ماليده شود آبله كند و خارش نمايد و مجروح گردد . المضار : از نوع قوى آن اعراض رديه و برد اطراف و قشعريره و انتشار قضيب و امتداد آن و انتفاخ بطن از رياح به هم رسد . علاج آن آشاميدن سداب خشك و سعد و شونيز با شراب صرف قوى و تعريق در حمام و ماليدن انبه خام خشك كرده است كه به هندى امچور نامند كه آن را با آب نرم سوده بمالند و نوع عنكبوت سياهى كه معروف به عذب است و پاهاى آن كوتاه و بر زمين مىكشد و چون خلالى نزد او برند به دست خود مىگيرد از گزيدن آن حمى مطبقه عارض مىگردد و ساير عوارض ديگر و سم آن گرم است به خلاف ساير عنكبوتهاى ديگر ، علاج آن فصد است به دفعات و حل طبيعت به مطبوخ فواكه و الزام ماء الشعير و مزورات و بايد كه گوشت فاسد موضع لسع آن را با آلت حديدى ببرند و تدبير قروح رديه را به عمل آورند و امّا عنكبوت معروف به فهد كه بر مگس مىجهد و آن را مىگيرد چنانچه فهد بر صيدى مىجهد و مىگيرد آن را و آن عنكبوت دست و پا كوتاه كوچك سفيد منقط به سياهى است و آن سليمتر از ساير انواع است از گزيدن آن خارش بسيار عارض مىگردد ، علاج آن عرق فرمودن و عرق را پاك كردن ساعت به ساعت و ماليدن حضض محلول در سركه كه در آن بيخ كرفس جوشانيده باشند و امّا عنكبوت معروف به شبث و آن عنكبوتى است كه پايهاى بسيار بلند دارد و از لسع آن وجع معده و قى و عسر البول و براز عارض مىگردد و مهلك است ، علاج آن علاج رتيلا است . عنم به فتح عين و نون و ميم به لغت ديلم و تنكابن دارواش و به هندى سكردارى نامند و گويند جلنار است كه به فارسى گلنار گويند . ماهيت آن : حكيم مير محمد مؤمن در تحفه نوشته از شاخهاى درختان مىرويد و غير نيتوحه است . برگ آن سبز با طراوت و انبوه و كوچكتر از برگ بادام و گل آن سرخ خوش منظر و حكيم مير عبد الحميد در حاشيه تحفه نوشته كه چند صنف مىباشد صنفى برگ آن شبيه به هليون و اين صنف و برگ آن جهت جراحات مفيد و صنفى برگ آن مثل برگ نيم و صنفى برگ آن مانند برگ انبه و صنف چهارم برگ آن شبيه به برگ خيار و هر چهار صنف در خواص قريب به هماند . طبيعت آن : سرد و خشك . افعال و خواص آن : * الفم * خاييدن برگ آن مقوى دندان و لثه . * اعضاء الغذاء و النفض * آشاميدن آن مقوى معده و حابس اسهال و سيلانات و نزف الدم و حيض و به دستور ضماد و حمول آن . * الجروح * ضماد و ذرور آن جهت جراحات تازه نافع است . فصل العين مع الواو عود به ضم عين و سكون واو و دال مهمله اسم جنس چوب و شاخ اشجار است كه به هندى لكرى و دالى نامند . از مطلق آن مراد نزد اطبا عود هندى است كه به هندى اكر نامند . ماهيت آن : چوب درختى است كه از كوهستان جنتيا قريب به سلهت كه از توابع صوبه بنگاله و در سمت شمال و شرق آن واقع است و در جزاير مملكت دكهن كه هر دو از بلاد عرض شمالى خط استوااند و در جزيره جنتيان از جزاير شهر ناو كه قريب به سرحد چين از بلاد عرض جنوبى خط استوا به عرض سى و چند درجه است به هم مىرسد و درخت آن بسيار عظيم و ساق و شاخهاى آن اكثر كجواج غير مستوى و اندك رخو كه از آن عصا و چوبدستى و يا ظرفى و يا پياله خوب نمىتوان ترتيب داد به سبب كجواجى و رخاوت و نيز جابجاى آن مجوف مىباشد به جهت آنكه درخت آن تا سالخورده و كهنه نباشد و